اخرین اخبار و مدارک از بیگانگان فرازمینی و عجایب شگفت انگیز گوشه و کنار دنیا
تاریخ : شنبه 25 / 7 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

چشمی که در بالای یک هرم ناقص در یک دلاری وجود دارد یادبودی از یک مذهب باستانی جهانی است که در سراسر جهان وجود داشته است.بقایای این یاد بود هنوز هم درخرابه های هرم ناقص و نمادهای چشم در تمدنهای زیادی دیده می شود. اهرام، معابدی بودند جاییکه معتقدان در آن به نیرویی مشغول می کردند که به آن باز شدن چشم سوم نام نهادند، که البته مدتها توسط کلیسا ممنوع شده بود، و برای مدتی هنوز توسط جوامع غربی به صورت راز حفظ شده بود.

 

چپ : جورج واشنگتن فراماسون در حالیکه پیشبندی ماسونی با نقش چشم سوم در مرکز آن است.

راست: چشم سوم درخشانی که در یک مثلث شکل نشانی بزرگ از ایالات متحده آمریکا

بنیان گذاران آمریکا- آنهایی که فراماسون بودند و یا آشنا با اصول یادبود سفارش برادری- راز گمشده- در نماد مهر بزرگ ایالات متحده آمریکا بودند.

این راز گمشده یک آیین باستانی جهانی بوده، که اکنون از دست  رفته، اما هنوز قابل مشاهده در خرابه های تمدنهای اولیه هست، جاییکه ما یک الگوی شفاف و سازگار از اهرام و نماد چشمی که از جسم جدا شده می بینیم:

 

عکسی از خرابه های هرم خورشید به همراه چشمی تک که روی دیوار تراشیده شده بوده است. در مکزیکو

 

عکسی از خرابه های هرم به همراه سمبلی از یک چشم .ساکارا، مصر

 

 عکسی از خرابه های اهرام به همراه نقش یک چشم در تمدن اهایو، آمریکا

عکسی از خرابه های هرم به همراه نقش هنری یک چشم، تمدن نازکا در پرو 

  عکسی از خرابه های هرم به همراه سمبل چشم سوم «اولان»،چیچن ایتزا، مکزیکو

عکسی از خرابه های هرم به همراه عکسی هنری از چشم سوم، سیسیل، ایتالیا

 

عکسی از خرابه های هرم خورشید به همراه اثر هنری شامل چشم سوم، در پرو

بر اساس تحقیقات دانشمندان گذشته، و در هم آمیختن آن با اکتشافها  و نوآوریها در کتاب جدید» نوشته شده بر سنگ» آشکار میسازد: 

رمزگشایی راز آیین پنهانی ماسونی که در کلیساهای گوتیک  مخفی شده بود، این سمبلها اشاره به آیینی دارند که زمانی جهانی بوده است و یکبار مورد آزمایش قرار گرفته بوده است.

پزشکان متمرکز بر باز کردن این مرکز عرفانی و نورانی که چشم سوم نامیده میشود بودند، که گویند این چشم سوم جایی در مرکز پیشانی پنهان گشته است.

اعتقاد بر این است که چشم سوم  ارگانی است از عوالم بالا، پیچیده تر، و فرم معنوی بشریت که بر روی زمین دربعد از طوفان نوح و در عصر طلایی زندگی می کرده است جاییکه مورخان کلاسیک به عنوان «بابل «، «شامبالا» و » آتلانتیس » می نامیدند.

از انسان به عنوان» بعد از طوفان نوح»  ما هنوز دسترسی به این ارگان از اجدادمون که توسط دانشمندان قرن 19 و 20 مطرح می شود به نام «غده صنوبری» دسترسی داریم:

«ََیک بخشی معمولا کوچک است. زائده مخروطی از مغز همه مهره داران است که این در برخی خزندگان یه بخش ضروری از چشم می باشد، این ساختار در برخی از پرندگان به عنوان بخشی از اندازه گیری زمان به کار می رود و چند ساختار متفاوت چشم سوم ، یک ارگان ترشحه داخلی است یا صندلی روح..است» 

بخش نهم فرهنگ لغت دانشگاهی

«صندلی روح» چیزی است که توسط فیلسوف فرانسوی رنه دکارت(1596-1650) توصیف می شود همان غده صنوبری است; او می گوید این غده پلی است که روح را به بدن متصل می سازد.

خوانندگان آشنا با ادیان شرقی می دانند که چشم سوم دارای سابقه طولانی در تاریخ هند، چین و آسیای جنوبی، جایی که آیین هندو، بودایی و تائو این دانش را نگاه داشتند.

بیش از یک ایده مذهبی، چشم سوم یک رسم و رسومی معنوی و کهن است.

چشم سوم بیندی نقطه ایی روی پیشانی هندو

چشم سوم،» اورنا» یا » ترینترا» نامیده می شود که با یک نقطه در وسط پیشانی بین دو چشم نشانه گذاری می شود.

      

با دو چشم بسته شما می توانید چشم سوم را باز کنید- نقطه بین دو چشم- و خود معنوی درونی را یا روح درون را مشاهده کنید.

در شرق، بیداری چشم سوم از طریق یوگا بدست می آید و مخصوصا یوگا کندالینی که وجود چاکرا آجنا یا چشم سوم را تعلیم می دهد. کندالینی در زبان سانسکریت باستانی به معنای» روشنایی» ، » روشن ضمیری» ، و  اشاره به نوری که وقتی چشم سوم شما در حال باز شدن است دارد همان نوری که به شما می گوید که چه کسی در درون هستی.

این » اتحادیه با خدا»  در مسیحیت غرب هزاران سال توهین به مقدسات در نظر گرفته شد ، و مجازات مرگ تحت تفتیش عقاید در نظر گرفته شد.

 

بالا چپ : بیداری چشم سوم از طریق یوگای کندالینی . بالا راست : عصای چاووش، محبوب در سراسر قرون وسطی در اروپا، نماد محرمانه کندالینی یوگا است.

سنت بر آن است که از راه های مناسب چشم سوم فعال گردد به » توازن» دو کانال مخالف در بدن( ایدا و پینگالا) در اطراف محور عمودی مرکزی ستون فقرات که سشومنا نامیده می شود.

توازن این اضداد می تواند یک  نیروی سومی  تضاد و هوشیاری ر ا باهم در چشم سوم متحد می سازد و توسط آن می توانید ماهیت واقعی خود ، نفس خود را ببینید و بدانید که چه کسی هستید.

«شما یک روح ندارید ، بلکه شما روحی هستید که یک بدن دارد.( لوییز)

این نیروی سوم» مرکز» و » تعادل» شماره سه می باشد، صدای اوم که توسط عارفان شرقی خوانده می شد. سمبل » اوم» شکلی است که خود مانند عدد 3 می باشد- چنانچه مورخان گویند.- دلالت بر تعادل اضداد:

 

بالا : سمبل » اوم» شکلی شبیه 3 می باشد، که عدد رییس فراماسون ها هم هست.

در فراماسونری عدد سه مهم ترین است… و ما نفوذ آن را در تمام مراسم شاهد هستیم…

- ارمیا، کتابچه راهنمای فراماسون ها 1881

همه جا در میان همه اقوام شماره سه از اعداد مقدس تلقی شده است…

در تمامی اسرار، از مصر تا اسکاندیناوی ما تقدس این عدد را می بینیم…

در فراماسونری، سه تایی مقدس از تمام اعداد عرفانی است.»

- آلبرت مکی، دایره التمعارف فراماسونری

چشم سوم به طور گسترده ایی در شرق استفاده می شود، که در رشته های متنوعی ظاهر شده است( یوگا، ذن بودایی، کاراته، چی کونگ، و آیکیدو). ایده چشم سوم، کاملا برای غرب بیگانه هست. با و جود زندگی کزدن در » عصر اطلاعات» جهانی شدن،هنوز به عنوان چیزی عجیب و غریب و بیگانه  ومعمایی در ادیان غربی می باشد.

چطور این امکان دارد؟ ممکن است که یک تلاش عمدی برای پنهان سازی آن در پشت پرده باشد؟

 

بزرگترین راز «چشم سوم «فراماسونری

تصویر از یک چشم در جوامع غربی یک راز شایع است. تک چشم یکی از سمبلهای کلیدی در فراماسونری می باشد. در معابد ماسونی و ابرنس یک چشم کاملا مشهود است، در میان مکان هایی دیگر ،اما به مفهوم نشان آن برای خداوندی نیست به مفهوم پنهان سازی آن در پیشانی می باشد.

 

چشم همچنین ابزاری بر روی انجمن ردیابی وابسته به ماسونها می باشد، که دستوری کهن است که طراحی شده است که در تمام لژ مورد استفاده قرار گیرد و تعلیم داده شود(به تصویر پایین نگاه کنید.)

قدمت بیش از دو قرن، » انجمن ردیابی» یکی از آخرین نشانه های معتبر و دست نخورده ماسونی بوده است.

 

بالا: فرشی ناب از مانیتور ماسونی در سال 1820 که شامل نمادهای اصلی فراماسونری است: خورشید ، ماه، و چشم های عرفانی.

ما به سرعت به سمت چشمی که در قسمت بالا و مرکز پرتره می باشد کشیده می شویم.

اما تعداد کمی از ماها متوجه دو طرف راست و چپ می شویم که که دو رکن اصلی دیگر نیز می باشند که خورشید و ماه در کندالینی یوگا، ایدا و پینگالا کانال می باشند.

 

آیا واقعا پیامی هست در اینجا که ما چشم سوم پنهان و قدرتمندی در پیشانی خود داریم؟ که این چشم مرکزی می تواند موجب بیداری ما گردد؟

 

مثلث هندسی چشم سوم

آیا نماد چشم سومی که بر بالای هرمی ناقص قرار دارد بیش از یادآوری نمادهای چشم سوم و اهرام باستانی در خرابه های باستانی اهرام است؟

در سال 1924 در کتابی شگفت انگیز توسط عارفی آمریکایی، نویسنده گمنام آمریکایی «گریس موری» توضیح می دهد که:

چشم همه بین… سمبل از غده صنوبری یا چشم انسان… در میان خرابه های خیلی از تمدنها یافت شده است، در نتیجه این گواهی است از آیینی جهانی که از زمانهای خیلی دور وجود داشته است. ما هم اکنون در حال بازگرداندن این آیین جهانی هستیم، ما بر روی آن چشم همه بین بر بالای هرم دقیق شدیم.

 

بالا: روی مهر بزرگ اسکناس نشان می دهد که چطور» بیداری چشم سوم» در تمدن های اهرام باستانی آیینی جهانی بوده است. ماسونها آن را چشم تنها » چشمی همه بین» می نامند اما درک کمی از معنای واقعی آن وجود دارد. برخی دیگر این موضوع را خیلی ساده می گیرند و آن را » چشم خدا» می نامند،هر دو راه، این توصیفات مدرن تنها با کمی روشنگری بیان گردیده.

 بیش از تعداد انگشت شماری از نویسندگان و محققان بر روی این چشم همه بین به عنوان چشم سوم هر زن و مردی که برای ما هم نیز قابل استفاده است تاکید کرده اند .

نویسنده معروف آمریکایی و فراماسون مارک تواین در سال 1899، چشم همه بین چشمی نیست که از بهشت ما را نظاره کند و یا چشم پیرمردی که بالا تر نشسته است بلکه این چشمی است که هر فردی می تواند به آن دست پیدا کند:

» این چشم عادی تنها بیرون هر چیزی را می نگرد، و از بیرون آن چیز به قضاوت می نشیند، اما این چشم همه بین به درون آن نفوذ می کند، و قلب و روح آن را می خواند، پیدا کردن ظرفیتهایی که نمایان می گردد و یا وعده داده می شود، و چیزهایی که نمی توان یافت.»

فراماسون دکتر باک(1916-1838) به شرح فیزیکی این چشم سوم و ارتباط آن با درجه استادی و درجه سوم فرماسونی » استاد میسون» می پردازد:

» آن چشم سوم نامگذاری شده است. هندوهای باستان آن را چشم شیوا نام نهادند، وباید یادآوری شود که شیوا سومین خدای سه گانه هندو به شمار می رود…این تحلیل شده است ، و در هر فردی به صورتی خفته مانده است…چشم شیوا، در حقیقت یک چشم همه بین است، فراروی از زمان و مکان و فراتر از سطح فیزیکی رفتن.»

دریک استاد واقعی ]ماسون[،  پس از آن ، چشم شیوا ، غده صنوبری،  نهفته در دیگران، فعال است.

اگر » باک» درست است، و تمرین کردن این » راز» بخشی از پایبندی ماسونی بوده باشد، سپس ماسونی ها مجبور بودند که در اروپا جایی که پالوده شوند را بنا می نهادند. با توجه به قدرت و تفتیش عقاید، ماسونها هیچ انتخابی نداشتند جز به منظور خفظ آداب و رسوم و دانش ، خود را پنهان سازند.

فراماسونها با به کار بردن چشم سوم» جادو» خوانده می شد و توسط کلیسا اعدام داشت، و در نتیجه دلیلی آشکارا برای پنهان سازی و حفاظت از ماسونی بوده است. از آنجا که بسیاری از غربی ها در حال حاضر بر این باورند که تمامی این تفتیش عقاید و آزار و اذیت مرتدان این تمایل کلیسا رو جهت سلطه جویی بر دیگران می دانند. سلسله مراتب کلیسا می دانست اگر بهشت توسط هر فردی قابل دسترسی باشد چه کسی به کشیش ها و کلیسا ها و متون اقتدا می کرد؟

در سال 1918 دکتر جرج واشنگتن کری به ما در کتاب خود «شگفتی های بدن انسان» به ما چنین می گوید:

» چشم همه بین… این چشم فراماسونی، چشم سوم است. در حالیکه من می دانم تعداد کمی از ماسونها از سمبلهای خود درک دارند، باقیمانده واقعیتی که آنها از آن استفاده کنند.  »

این ایده به اصطلاح چشم همه بین در واقع امروزه نیز ادامه دارد. در کتب تحقیقات خودشان،» چشم انداز غیر معمول  سرگی کنینکوف» (1874-1971) که توسط دانشگاه روتجر در سال 2000 منتشر شد، وندی سالموند و ماری توربو چنین توضیح می دهند که :

«  هرم بزرگ یک سمبل نهفته است که اغلب به عنوان چشم همه بین یا چشم سوم دردرون آن بیان می شود. در این شکل نماد عرفانی فراماسونری قرار دارد.»

درکتاب 2006، ادن یا بهشتمحرمانه ، نویسنده معاصر، دکتر جوی جفری پاگ، این جور توضیح می دهد:

» منظور از اذعان چشم همه بین در فرامسونری همان چشم عقل بزرگ است. این عقل بزرگ به آنها که به دنبال اسرار مقدس و درک اشراق، بینش درونی و دانش بصری هستند ارائه می گردد. ارتباط با این عقل بزرگ از طریق چشم سوم( غده صنوبری) که در میان پیشانی است اتفاق می افتد.»

 فراماسونری که اغلب » علم روح» هم نامیده می شد، چنین بوده که احتمالا شامل یکسری دستورالعملها در مورد دستیابی به این مخزن درونی در بیدار سازی این چشم سوم بوده است ، موهبت یک شروع با نیروهایی که با طبیعت ابدی خود به دنیا می آیند.

جمع بندی نهایی   

امروزه متاسفانه فراماسونری محو شده است و خودش رو از اینگونه ایده ها دور می سازد، چشم سوم و چیزهایی مرتبط با آن/ هرگونه مفاهیم محرمانه مختومه اعلام شد و هرگونه برچسب توهین آمیز خورده است. چرا؟

جواب ساده است، به این دلیل که این آموزها به خذف کلمه » خدا «که از عهد عتیق می باشد از این معادله به طور کامل می انجامد.با توانمند سازی انسان با قدرت الوهیت خودش. این با فراماسونهای مدرن خیلی خوب هماهنگ نیست   ، اما همانطور که می دانیم بسیاری از ماسونهای بالا مرتبه و آموزش دیده در گذشته شامل بسیاری نویسنده ها و محققان به چشم سوم و ایده های مربوطه وحقیقت ماسونری اذعان داشته اند.

بیچاره آن بشر که می بایست آن دانش را درآن قرون وسطی و تاریک و جو حاکم عقاید کلیسا برعموم که درهمان دروان پایه ریزی شده بوده نگاه می داشت دانش چشم سومی که فراماسونها در طراحی های کلیساهای عظیم الجثه و قصرها  گنجاندند دانشی که در آن زمانها ممنوع شده بود و آنها به صورتی یک راز در طراحی این آثار گنجاندند.

نوشته شده در کتاب» نوشته شده برسنگ»


|
امتیاز مطلب : 31
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: بيداری چشم سوم , فراماسونری كهن مذهبی جهانی كه بوسيله پيامبران به مردم ابلاغ گرديد , فراماسونری , پيامبران ,
تاریخ : شنبه 25 / 7 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

دکتر ابن الکساندر در دانشگاه بزشکی معلم بوده و شهرت زیادی رو به عنوان جراح مغز و اعصاب به دست آورده است
و زمانی که خودش را یک مسیحی مینامید.
هرگز به زندگی پس از مرگ و اعتقادات عمیق مذهبی دست نیافت.
اما پس از یک هفته کما در پاییز 2008 که در طی آن مجبور به عمل نئوکورتکس شد تجربه یک سفر و زندگی در حال تغییر ،در پس از مرگ شد که به طور خاص آن را بهشت نامید.


با توجه به درک پزشکی در مورد مغز و ذهن که من دارم .هیچ راهی که بتوان مغز و ذهن وآگاهی رو به طوری کاملا آگاه در زمانی مثل کما کنترل کند وجود ندارد و این تجربه ای جدید برای من بود .
مثل اینکه اودیسه را طور واضح ببینید ! نه در تخیلات
الکساندر این را در جلد داستان های هفته جدید این را نوشت : واقعا بهشت چگونه است ؟
الکساندر میگوید برای اولین بار خودش را در بالای ابرهای شناور میدید و در بین آنها موجوداتی سحر آمیز میدید که انگار از خود تشعشع نور یا چیزی مانند پرچم به همراه داشتند.
او میگوید که زنی در میان آنها بود که انگار توسط آن موجودات اسکورت می شد و با زبانی خاص با آنها صحبت میکرد
و پیامی خاص را برای من در حالتی آزادانه داشت با این مضمون که :
شما را دوست و گرامی میداریم
شما چیزی برای ترس ندارید
شما نمیتوانید کار اشتباهی انجام دهید
و از آنجا بود که الکساندر به سفری رفت که در آن خلاء بسیار زیاد کاملا تاریک ،بینهایت بزرگ و در عین حال بینهایت آرامش بخش بود
و معتقد بود که این خلاء خانه خداست.
بعد از دوره نقاهتی که به دلیل داشتن مننژیت ناشی از کما بود وقتی او میخواست که تجربه خود را با همکارانش به اشتراک بزارد احساس میکرد
زمان بیان آن لحضات ، اینگار که در بین دیوارهای کلیسا بوده و به مغزش فشار وارد میشد
او قصد دارد کتابی در مورد سفر یک جراح قلب و مغز به مرگ و پس از آن را به عنوان اثبات بهشت در اواخر ماه اکتبر آینده منتشر کند
او میگوید : من هنوز دکتر هستم و هنوز انسان ، فقط با تجربه ای که قبلا با آن مواجه نشده بودم
او مینویسد : در سطح عمیقی از زندگی احساس میکردم که چیزی بودم که قبلا آن را درک نکرده بودم
میتوانستم تصاویری ببینم که واقعیت های زندگی را نشان میداد
و شما میتوانید حرف های من را باور کنید که هر لحظه از این زندگی را به ما داده اند که از آن لذت برده و کسانی که بعد از ما می آیند هم به دنبال همین موضوع هستند.


|
امتیاز مطلب : 42
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: بهشت , جهنم , اخرت , زندگی پس از مرگ ,
تاریخ : سه شنبه 26 / 6 / 1391
نویسنده :

رد پای فرازمینی ها در ایران /سنگ نگاره های «تیمره»

مقایسه انسان هایی با لباس هایی سراندرپا با سرهایی بزرگ که شبیه به ماسک های فضانوردان می ماند با نقش یک انسان معمولی.

مواجه شدن با چنین نقش و نگارهایی عجیب و غریب، به انسان های امروزی این پیام را می دهد که دل مشغولی بشر نسبت به موجودات فرا زمینی فقط منحصر به عصر حاضر نبوده ، بلکه از زمان هایی بسیار کهن (هزاره های ماقبل تاریخ) دردورانی که انسان ها حتی تیزکردن سنگ را برای شکار نمی دانسته اند ،  نقش های اسرار آمیزی از آنها بر جای مانده است که بعضاً انسان های امروزی هم از درک و فهم آنها عاجز و متحیرند.

نقش انسان هایی با ظواهری ملبس و شبیه به فضانوردان امروزی که شکل گام برداشتن های آنها در نقوش نیزهمگون به انسان معمولی نمی ماند، سرهایی بزرگ و تنه هایی کلفت و پاهایی ظاهراً کوتاه. درصورتی که اکثر نقوش انسان های دیگر که بربوم های سنگی حک شده اند، اغلب بدون لباس و درحالت هایی شبیه چندین خط ساده به هم چسبیده هستند که اکثراً مشغول کاری خاص همچون : شکار ، اجرای رقص های آیینی یا کارکرد هایی شبیه به شرایط زندگی محیطی وطبیعی خود هستند.

در اسطوره های کهن ملل جهان نیزمباحثی در خصوص انسان های فرا زمینی سخنانی به میان آمده است .
اسطوره ارابه آتشین ، که نشان از آشنایی ذهنی انسان های کهن به ابزار و ساز وکارهای پرواز باشرایط خاص دارد و ما در زیر به توضیح می پردازیم:

یک شئ آیرودینامیک که شباهت نزدیک به سفینه یا رهنورد های فضایی دارد . انسانی با لباسی عجیب و سری بزرگ که شباهت به لباس و کلاهخود فضانوردان دارد.

 

از طرف دیگر نشان ها و ظواهرنقوش طوری است که آنها نمی توانند ابزار و ادوات معمولی زندگی مردمان آن اعصار باشند ، لذا آنچه که به ذهن متبادر می شود، این است که نقوش یا به وسیله انسان های معمولی آن دوران براساس دیده ها یا شنیده هاشان صورت گرفته یا اینکه این نقوش و علایم توسط انسان هایی از کراتی دیگر با تمدن های موازی به وجود آمده اند.

نقوش وعلایم از دو زاویه قابل تعمق و بررسی است:
1- وجود نقش ها و نشان های غیرمتعارف و بعید با زندگی انسان های ادوار کهن :

الف – وجود نقوش انسان هایی با لباس هایی ظاهراً سراندر پا و یک پارچه که بیشتر به لباس فضانوردان امروزی شباهت دارند.

ب-  وجود نقوش اشیا و ابزار هایی شبیه سفینه ها و ره نوردهای فضایی امروزی( اجسامی که دارای پایه هایی در زیر ، اغلب نوک تیز و آیرودینامیک) به تعداد قابل توجه که شباهت های زیادی به هم دارند ، اگرچه با فاصله های بعید از هم و طی دوره های مختلف حکاکی شده اند.

پ- وجود خطوط و علایمی که در تاریخچه پیدایش خطوط کلیه ملل جهان بدیل آنها را نمی یابیم ، بعضی از آنها زیاد تکرار شده اند و بعضی ها منحصربفردند.

ت-  وجود نقش های متعددی که درهزاران سال پیش حکاکی شده اند لکن از یک شباهت دقیق و ظریف نسبت به یکدیگر برخوردارند، این نقوش در قاره هایی ایجاد شده که عمر کشف بعضی از آنها از پانصد سال فراتر نمی رود و آنقدر این نقوش شبیه یک دیگرند که گویی کار یک هنرمند واحد است، در گذشته های  دور هیچگاه یک انسان عادی قادر به مسافرت و کسب دانش و مهارتی شبیه به هم نبوده و  طوری زندگی می کرده اند که حتی از وجود هم مطلع نبوده اند تا چه رسد به این که از طرح و سبک های  نقوش  یک دیگر با آن جزئیات که بحث شد، کپی برداری و تقلید کنند. برای مثال ، نمونه نقش های کشف شده در ایران (انسان بالدار درتیمره  ) با نمونه های  کشف شده در پارک زرد امریکا (آثاربجا مانده از دوره های کهن ) کوچکترین تفاوتی از نظر جزئیات طرح و حتی شاید پیام  با هم ندارند.

نقوش بزهای کوهی حکاکی شده در آریزونا ، کالیفرنیا و کلرادو امریکا آنقدر از نظر طرح ، اندازه و روح موجود در حکاکی ها با نمونه نقوش حکاکی شده درایران (تیمره ) شبیه به هم هستند که کمتر هنرمندی است که می تواند به راحتی  این نقوش جادویی را ازهم تفکیک کند.

جالب اینکه نماد شناسان هم موفق شده اند ، پیام های سمبلیک موجود در نقوش هم شکل سنگ نگاره ها را در نقاط مختلف دنیا مورد بررسی وتعمق قرار دهند وبدون اینکه حتی همدیگر را ببینند، از نقوش هم شکل در نقاط مختلف دنیا، به تفاسیر واحدی رسیده اند! انسان از این همه قدمت و این همه بعد مسافت از یکدیگر و پیام های مشترک، جداً دچار بهت و شگفتی می شود!

همانطور وجود علایم و نشان هایی که نیاز مند داشتن تکنولوژی بسیار دقیق و پیشرفته است، جهت نماها  ، گاه شمار ها cup marks صور فلکی Constellation rock art    و… حیرت آور را می توان برشمرد .

وجود گودی های متوالی و موازی که دقیقاً بیان گر جهات جغرافیایی هستند ، بعضاً با قطب نما برابرای می کنند. پرفسور جان براور درحال بررسی نمونه های متعددی از آنها در تیمره ، این دانش و تکنولوژی دقیق از انسان بدوی حیرت آور است!

 

وجودگودی های متوالی یک تا چند ردیفه : جهت نما هایی هستند که وقتی کنار آنها قطب نما قرار می دهیم، پی به دقت و راز و رمزهای موجود در آنها می بریم . اندازه آنها ازحداقل یک ردیف سه گودی تا حداکثر چهار ردیف سه تا چند گودی کوچک که در جهات مختلف : شرق وغرب ، شمال وجنوب در فواصل زیاد از یکدیگر قراردارند، به تعداد چشم گیر حکاکی شده اند. جالب اینکه در فواصل مشخص همدیگر را تایید می کنند . بیشتر این گودی های کوچک Cup Marks برروی سطوح افقی بوم های صاف حکاکی شده اند.

به گمان نگارنده ایجاد آنها در زیستگاه های کهن ،نشان از یک علم پیشرفته دارد که برای پی بردن به اسرار نهفته در آنها نیاز به مطالعات گسترده ای است. همین نمونه جهت نماها درنقاط دیگر دنیاهم کشف شده اند،  چه بسا درخیلی جاهای دیگر دنیاهم وجود داشته باشند که بشر موفق به کشف آنها نشده است.
2- وجود نقوش انسان های بالدار به تعداد زیاد:

الف –  انسان بالدارشاید نشان از آرزوی پرواز و نقوش فرشتگان برای استمداد باشد.

اگر ما بپذیریم که انگیزه حکاکان از ایجاد نقوش انسان های بالداراز یک تقدس خاص پیروی کرده اند، این آثار درمکان های مقدس حک می شدند، همچون   hand prints  پنجه های دست که نمادی از یک کارکرد آیینی  است و اغلب در محیط های مقدس ایجاد شده اند. در صورتی که انسان های بالدار اغلب در قلل کوه ها و ارتفاعات حک شده اند ، بنظر نگارنده درایران نقوش انسان های بالدارکارکردی تقدیس گونه نداشته و از رمز و راز دیگری پیروی می کنند.

 

ب – انسان بالدارنشان از انسان هایی است که از کرات و سیارات دیگربه زمین آمده اند.

 

نقوش انسان های بالدار در نقاط مختلف طی دوره ای یکسان به وجود نیامده اند، بلکه طی دوره های مختلف ایجاد شده اند. حتی بعضی از آنها با اینکه در قاره های مختلف واقع اند دارای شباهت های نزدیک به یک دیگرند. این نشان از آن دارد که در ادوار کهن مختلف نقش آفرینی ها مداومت داشته شاید حداقل تا هزارسال پیش و بعد از آن دوره ما شاهد ایجاد نقش های جدید از انسان های بالدارنیستیم. درصورتی که اگرنقوش مقدس بودند و یا آرزوی پرواز را می رساندند ، می بایست بشکلی تا دوران معاصر نیزادامه پیدا می کردند اما چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. درصورتی که بعضی نقوش مقدس هنوز هم در خیلی جاها در ایران کارکرد خود را حفظ کرده اند.

 

نقوش انسان های بالدار نیز از سندهای خوبی هستند که شاید انسان هایی از کرات دیگرباتمدن های موازی و پیشرفته تر براین کره خاکی فرود آمده اند و این آثار را از خود به جا گذاشته اند تا امضا وتاییدی بر حضورخود براین کره خاکی بوده باشد.

شاید در آینده آثار دیگری از آنها در غارها وحتی دفینه ها  کشف شود و ذهنیت و فرضیه ای مبتنی برچنین رخدادی در گذشته های بسیارکهن این کره خاکی مسجل و قطعی شود.

(این نقوش چه اثر انسان های فرا زمینی باشند چه اثر انسان های زمینی ، وجود شباهت های انکار ناپذیر درآنها، آنهم در دوقاره جدا از هم ، که انسان های حکاک شاید از وجود یک دیگر هم خبر نداشته اند ، این خود سئوال دیگری است که یافتن پاسخ آن ، سهل تر از موضوع نخست نخواهد بود!)

البته این علایم و نشانه ها و نظریات مترتب برآنها مختص به سنگ نگاره های تیمره نیست بلکه در مورد  سنگ نگاره های ملل دیگر و توسط دیگر محققین مطرح شده است.

برای مثال:

در نگاره های باستانی امریکا مربوط به دوران کهن ،پیش از کشف این قاره  و به ویژه در آثار باز مانده در کشور پرو، همچنین در نقاشی های باستانی موجود در فرانسه، آفریقای شمالی، ایتالیا و استرالیا تصاویری از انسان وارگانی به چشم می خورد که سرهایشان در کلاه خودهایی مانند فضانوردان قرار دارد.هنر سنگی مردم نازکا در شمال شرقی آمریکای جنوبی حتی از این هم فراتر رفته و در میان آثار به جا مانده از این تمدن کهن مردی با لباس کامل فضایی نشان داده شده است.

 

«برداشتی مشابه از سنگ نگاره های 12 هزار ساله پرو همچون سنگ نگاره های تیمره «

درفرهنگ عامیانه در سراسر جهان شرح و تفصیل درباره خدایانی که از آسمان به زمین فرود آمده و مهارت های لازم برای بقای بشر را به وی آموخته اند، فراوان است. در این باب همبستگی های زیادی میان داستانهای کهن عامه ملل گوناگون با مدارک جدید به چشم می خورد که گاه شگفت انگیز به نظر می رسد.
با استناد به این گونه شواهد، نظریه پردازانی نظیر ((اریک فون دانکین)) پژوهشگر و نوسینده سوئیسی که نخستین کتاب او به نام ((ارابه های خدایان)) در سال 1968 به چاپ رسید توجه فراوانی را به خود جلب کرد. از مدت ها پیش بر این ادعا       بوده اند که در فاصله سالهای 40 هزار تا 500 پیش از میلاد ، زمین به کرات مورد بازدید مسافرانی از فضای میان اختری قرار گرفته است. به اعتقاد فون دانکین آنان بودند که کار نظارت بر بنای اهرام مصر در جیزه را انجام دادند و رویدادهای بی توضیح متعددی که جزو اسرار باستانی محسوب می شوند ، دست داشته اند. (در مورد نحوه ی ساخت اهرام مصر چند فرضیه مبتنی بر دخالت فرا زمینیان همچنان مطرح است اما نظریات علمی تری مبتنی بر شواهد مهندسی نیز ارائه شده اند. «جدیدترین نظریه در این زمینه در شماره آذر ماه امسال دانشمند منتشر شده بود- مجله دانشمند. شماره 532 ، بهمن ماه 86 » )

دانکین از سال 1968 به بعد مشغول شرح و بسط این نظریه بوده است و وقایع شگفت انگیزی نظیر پیدایش حلقه های مزارع را که امروز نیز شاهد وقوع آن هستیم،‌به برون زمینیان و رفت وآمد سفاین آنها نسبت می دهد.
همانطور که نیاکان ما در اعصارکهن بدون اینکه هم دیگر را ببیند ، همچون  هم فکر کرده اند و بدیل اندیشه های خود بر سنگ های سخت هنرآفرینی کرده اند، امروزهم ما بدون اینکه از یافته و برداشت های مترتب از یافته های انسان های ساکن در قاره های دیگر مطلع باشیم، بریافته هایی همگون دست یافته ایم.که باز هم شگفت انگیز و مسحورکننده است. شاید در آینده ای نزدیک علایم و نشان هایی در سنگ نگاره های دیگر نقاط کره زمین کشف شود که تکمیل کننده حلقه های مفقوده امروزما باشند و بدین طریق رازی از اسرار نهفته گذشته این کره خاکی آشکار شود. قطعاً این رخداد دور از انتظار نخواهد بود.

با احترام – محمد ناصری فرد

 

 

نقش موجودی عجیب که شباهت به پری یا انسان بالدار دارد، با دنباله ای مواج  و انتهای دوشاخه که شباهت به دم ماهی دارد . این بی نظیر سنگ نگاره ای است که نگارنده تا کنون دیده است. انسانهای آسمانی و  فرا زمینی!

انسان هایی با لباس های خاص  و اشیایی شبیه ماشین های پرنده

انسانی درحال سوار شدن بر سفینه  با لباس های سراتدر پا  و سرهای بزرگ .

یک مجموعه خطوط درهم که شباهت به نقشه های پیچیده امروزی می نماید.

وجود نماد پیچ های حلزونی برفراز بعضی کوه های مشرف به سنگ نگاره های تیمره  با یک شعار جهانی ،حیرت آور است!  زندگی ،  کوچ ومهاجرت، قدرت  ورشدو نمو .

life, migration, power, growth

معنی نماد فوق :

زندگی ،  کوچ ومهاجرت، قدرت و رشدو نمو.

life, migration, power, growth


|
امتیاز مطلب : 35
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
موضوعات مرتبط: یوفوها و بیگانگان , عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: رد پای فرازمینی ها در ایران /سنگ نگاره های «تیمره» , رد پای فرازمینی ها در ایران , فرازمینی ها در ایران ,
تاریخ : جمعه 15 / 6 / 1391
نویسنده :

دوگون ها قبيله اي هستند که در بخش اصلی ناحیه ی «بندیاگارا» و «دوانتزا» در مالی ، در غرب آفریقا ساکن شده اند.

این منطقه از سه ناحیه ی زمین شناسی تشکیل شده است:قسمت هموار،قسمت صخره ای وقسمت مسطح.

در داخل این ناحیه دوگون ها که تفریبا تعداد آن ها 300000 نفر می باشد دارای متمرکزترین جمعیت هستند.

 

به امتدادی 200 کیلومتری نواحی پرتگاهی صخره ای نام صخره های بندیاگارا را داده اند.

این صخره ها که جنس آن ها ماسه سنگ می باشد از جنوب غرب تا شمال شرق به طور نا هموار و موازی به سوی رود «نیجر» می روند و در نهایی ترین ارتفاع به 600 متر می رسند.

این صخره ها بستری مناسب و تماشایی را برای ساخت دهکده های دوگون ها در کنار پرتگاه به وجود آورده اند.

در این مکان 700 روستای دوگون وجود دارد که بیش ترین آن ها از لحاظ جمعیت،کمتر از 500 سکنه دارد.

در طول فصل گرم،دوگون ها روی بام خانه های گلی و سفالیشان دراز می کشند و «آبدوله کویو» ، یک مرد دوگون ،بالای پرتگاه بندیاگارا که مشرف بر ناحیه ی هموار بونگو است می ایستد.

همچنانکه از حاصلخیزی سرزمین سنگی اطراف بندیاگارا کاسته می شود،دوگون ها برای زراعت گندم در سرزمین های هموار و حاصلخیز بونگو که پربارتر و بهتر است به جلو پیشروی می کنند.

بدون هیچ تجهیزاتی و فقط با زور ماهیچه و مهارت،یک مرد دوگون صد ها متر در امتداد شیب سخت زمین صعود می کند.روستایی های «ایرلی» از طنابی که از پوست درخت «بااوباب» درست شده است برای جستجوی چلغوز کبوتر وصنایع مصنوعی «تلم» صخره های بندیاگارا را بالا می روند.چلغوز کبوتر برای تولید کود به کار می رود و کیسه ای 4 دلار به فروش می رود.صنایع تلم،مانند مجسمه های برنجی و بالش ها و زیر سری های چوبی توسط کلکسیونر های هنری غربی به قیمت های گزافی خریداری می شوند.

خاستگاه دقیق دوگون ها ، مانند تمدن های کهن دیگر ، نامعین است. تمدن آن ها ، در شباهت بسیاری با آداب و رسوم تمدن باستانی «سومر» پدیدار شد.هر دوی این تمدن ها از افسانه هایی سخن می گویند که آفرینش آن ها را توسط خدایانی می داند که از آسمان توسط کشتی های فضایی آمدند و جالب تر این که می گویند آن خدایان روزی باز خواهند گشت!

به علت این منابع نادقیق و نادرست تعداد بیشماری از انواع افسانه ها و روایت ها وجود دارد که نشان می دهد آن ها چگونه از سرزمین اجدادی و مادریشان به ناحیه ی بندیاگارا آمده اند.

آن ها به خودشان دوگون یا «دوگوم» می گویند ، اما در ادبیات و فرهنگ قدیم به آن ها «هبه» می گفتند که به معنای غریبه یا کافر و بت پرست است.

تئوری ها می گویند که قبیله و طایفه ی آن ها نسبت و نژاد مصری دارد.دوگون ها بعد به منطقه ای مهاجرت کردند که امروزه  به آن لیبی گفته می شود.سپس آن ها به سوی منطقه ای در گینه یا موریتانی رفتند.

حوالی سال 1490 بعد از میلاد یعنی 600 سال پیش آن ها به علت مهاجم ها و یا خشکسالی سرزمین خود را ترک گفتند و به مکان فعلی ، یعنی صخره های بندیاگارا به مرکز مالی مهاجرت کردند.

باور های دینی دوگون ها مجموعه ی عظیمی است.دین دوگون ها عمدتا به پرستش اجدادیشان و ارواحی که در راه مهاجرت به صخره های بندیاگارا با آن ها روبرو می شده اند استوار است.آن ها «نومو» نامیده می شدند.

سه مکتب و آئین دینی برای دوگون ها وجود دارد که عبارتند از:»آوا» –»لِبه» و «بینو».

آوا:  آوا آئین و مکتب مرگ است که هدف آن دوباره مرتب کردن فشار های روحی است که به وسیله ی مرگ نومو به وجود می آیند ، یک افسانه اجدادی که برای دوگون ها اهمیت زیادی دارد.

پیروان آئین آوا با لباس ها و نقاب ها ی نقاشی شده و ظاهر بسیار مزین در هر دو مراسم تدفین و یادبود می رقصند.

78 نوع نقاب آئینی برای دوگون وجود دارد  که پیام نمادین آن ها به ورای زیبایی ، قلمروی دین و فلسفه می رود.

نخستین هدف رقص آوا ، هدایت روح متوفیان یا مردگان به سوی آخرین آرامگاهشان در قربانگاه های خانواده و تقدیس گذرگاه آن ها به سوی مقام ها و جایگاه های نیاکانشان است.

مکتب لبه ، خدای زمین ، عمدتا به چرخه ی کشاورزی و قدیس اصلی آن که به آن «هوگون» می گویند بستگی دارد.

هر دهکده ی دوگون یک معبد لبه دارد که محراب های آن ها ذره ای زمین ثبت شده دارد که آن ها را به سوی ادامه ی حاصلخیز کردن زمین تشویق می کند.

دوگون ها باور دارند که هر شب خدایی که نام ان لبه است هر شب در قالب ماری بزرگ نزد هوگون ها می آید و پوست آن ها را برای پاک کردن و تصفیه کردن و برانگیختن آن ها می مکد.

هوگون ها مسئول هستند که از پاکی و خلوص خاک محافظت کنند بنابراین مراسم کشاورزی زیاد برگزار می شود.(آن مار بزرگ استعاره و کنایه ای از DNA است.)

در ده «سَنقا» پیاز ها را می کوبند و کوبیده ی آن ها به شکل توپی در می آورند که در آفتاب می خشکد.سپس آن ها را به دورترین نقطه ، به ساحل عاج برای فروش حمل می کنند که تهیه ی انواع سس ها به کار می رود.

پیاز ها یکی از منابع اصلی مبادلات دوگون ها هستند که در سال 1930 توسط فرانسوی ها به دنیا شناسانده شد.

محصول ارزن:زنان دوگون محصول ارزن را در دهکده ی کانی کُمبال ذخیره می کنند.ارزن یکی از محصولات حیاتی برای دوگون است.آن ها ارزن را در ماه های خرداد و تیر میکارند ، هنگام آغاز باران می کارند که در ماه مهر قابل برداشت می شود.

امروزه ، یک آهنگر دوگون تکه پاره های آهن های به جا مانده از ریل های قدیمی و ماشین های از کار افتاده را بازیابی و اهنگری می کند.بنابراین ، ذره به ذره هنر جدا کردن آهن از سنگ معدن که دانش و علم کامل و زیادی می خواهد از آتش گرفته تا دما هایی مشخص متروک شد و از یاد ها رفت.

یکی از آخرین ذوب کنندگی ها در سال 1995 در مالی توسط آهنگران دوگون انجام شد.این اتفاق موضوع فیلمی به نام «ایناگینا ، آخرین پناهگاه و خانه ی آهن » شد.

یازده آهنگر که هنوز رمز و راز های هنر اجدادیشان را به همراه و یادگار داشتند موافقت کردند که یکی از آخرین گدازگری ها را انجام دهند.آن ها جمع شدند که ارواح اجدادشان را شاد کنند.

آن ها ذغال چوب برافروختند ، یک کوره به وسیله ی زمین و کلوخ درست کردند.آخرین کوره – یا ایناگینا – که به معنای » خانه ی آهن » است با کیفیتی فوق العاده به 69 کیلوگرم آهن حیات بخشید.

با این حجم آهن ، آهنگران وسایل سنتی کشاورزی ، وسایل دفاعی  و جواهرات مردم دوگون را ساختند.

رقص های یودیو: هنگام جشن «داما» ، روستایی های یودیو دور دو رقاص چوب به دست حلقه می زنند.

رقص و صورتک ها تقلیدی از «تینگه تنگ» ، پرنده ای آبی با پاهای بلند است.رقص کنندگان قدم ها و حرکات طاقت فرسایی را هنگام بالا و پایین پریدن در جمعیت انجام می دهند.

مکتب یا آئین بینو یک رویه ی توتمی است (توتم ،روح محافظ شخص ،درخت يا جانورى که سرخ پوستان حافظ وحامى روحانى خود دانسته واز تجاوز بدان ياخوردن گوشت آن خوددارى مى کردند،روح ياجانورحامى شخص –مترجم-لغت نامه ی «بابیلون» ) و پیوستگی زیادی با مکان های مقدس دوگون ها که دوگون ها برای قربانی اجدادیشان ، ارتباطات روحی و قربانی کردن هایی برای امور کشاورزی استفاده می کردند دارد. مارسل گرایل و همکارانش آمدند تا مطمئن شوند که همه ی مکان های عمده ی قربانی کردن دوگون ها با افسانه ی خلقت جهان که منحصرا به خدایی به نام نومو مربوط است ارتباط دارد. معابد بینو خانه ی ارواح اجداد افسانه ای بود که در مبدا تاریخی نامعین قبل از پیدایش مرگ در برابر انسان زندگی می کردند.

ارواح بینو اغلب خودشان را به صورت حیوانات در برابر نسل ها و نوادگان شناخته شده یشان در می آورند و در هنگام ریخته گری یا مهاجرت پا در میانی و واسطه گری می کنند و این گونه توتم قبیله می شوند.

روحانی های هر بینو از جایگاه ها و حرمهای مقدسی که اغلب نمای آنها با نگاره ها و سمبل های رمزی و نشانه ای نقاشی شده است نگهداری میکنند.

قربانی های » مخلوط خون و گندم » که در برداشت محصول اول انجام میگیرد، معابد بینو به هنگام بذرپاشی زمین ها و وقتی که شفاعت اجداد ابدیشان در میان باشد ساخته میشود.

دوگون ها بر این باورند که، با برگزاری چنین مراسمی، نیروی خیرخواهی از جدشان به آنها منتقل میشود.

ماسک های کانانگا شامل طرح های هندسی است. این ماسک ها موجودیت اولین موجودیت انسان ها را اظهار میدارد. دوگون ها باور دارند که رقص داما پلی به درون دنیای ماوراء طبیعه خلق میکند. بدون رقص داما، فرد مرده نمیتواند به صلح دست یابد.

 خود-دفاعی آن ها از همبستگی اجتماعی شان، که بر پایه ی مجموعه ای از اعتقادات قوی فلسفی و دینی است می آید، قانون اساسی ای که توسط نیاکان پرستش میشود.

ماسک های آیینی و جسدها برای مراسم ها استفاده میشود و این ماسک ها در غارها نگه داری می شود.

دوگون ها مسلمان یا آنیمی هستند . پک توگونما، خانه ی کلمات که نشان مرکز اجتماعی مردان است، در هر کدام از دهکده های دوگون ها موجود است.

سقف کوتاه که توسط حکاکی یا مجسمه سازی حمایت می شود، از بحث های تعصبی و هواخواهی که از تشنج زدایی درون جنگ می آید، جلوگیری میکند.

سمبل ها و نمادهای با معنی «توگونا» را احاطه کرده است. در دشت «گوندو» ستون های «توگونا» اغلب از چوب «کایل» تراشیده و حکاکی میشوند و اغلب موضوع هایی درباره ی زایش و باروری را نمایش میدهند.تعداد زیادی از حکاکی ها از سینه ی زنان هستند. دوگون ها ضرب المثلی دارند که میگوید: » پستان دوم تنها به خدا » (با عرض پوزش این جمله ی انگلیسی معنی مشخصی برای ترجمه نداشت.مترجم.)

متاسفانه ، کلکسیونرها، قسمت هایی از ستون ها که اشکال پیچیده تری را دارند، با عبور کردن افراد سالمند دهکده به یغما برده اند. این ناقص کردن ستون های حکاکی شده، امنیت آن ها را تضمین میکند.

» آماگومه دلو » راهب و غیب گویی در روستای » بونگو » مراسمی را انجام میدهند، او با دیدن نشانه ها و شبکه ها در ماسه پیشگویی میکند. هنگام تاریک و روشن و گرگ و میش شدن هوا، او سوال های خود را روی ماسه برای جواب گرفتن از روباه مقدس میکشد و مینویسد. مردم دوگون باور دارند که روباه دارای قدرت های ماوراء طبیعه است.

قبیله ی دوگون ممکن است سوال هایی همچون، مردی که من عاشقش هستم، او نیز مرا دوست دارد؟ یا، آیا پیشنهاد شغلی کار در کلیسا را قبول کنم یا نه؟ را از غیب گو بپرسند. هنگام صبح، غیب گو پاسخ هایی را که روباه روی ماسه برجا گذاشته است را تعبیر میکند و میگوید.

روباه حتما می آید ، چون خود میداند ارزن، شیر و بادام زمینی برای او ، این حیوان مقدس در آنجا آماده شده است.

واشنگتن پست – دوگون – ویکی پدیا ( انگلیسی )

نومو

NOMMO

-          نجوم و اختر شناسی

دوگون ها به علت داشتن دانش اختر شناسی و آموخته های سنتی شفاهی شان در این علم بسیارمعروف هستند ؛ اگر به هزاران سال پیش از این بازگردیم ، در مورد منظومه های ستاره ای ، پیوندی بین صورت فلکی شعرای یمانی و ایزیس ، الهه ی مصری می بینیم.

تا قرون 19 و 20 میلادی ، در مورد دانش اختر شناسی دوگون ها و این که آن ها این دانش را از کجا آموخته اند اکتشافی صورت نگرفت.

سنت شفاهی آن ها می گوید که «نومو» این دانش را به آن ها آموخته است.

منبع اطلاعات و دانش آن ها شاید به زمان کاهنان مصر باستان برسد.در سال 1930 میلادی ، 4 کاهن دوگون ، مهم ترین و ارزشمند ترین سنت های نا گفته و در راز نگاه داشته شان را با دو انسان شناس فرانسوی ، به نام های «مارسل گریال» و «گرمین دیه ترلن» ، با 15 سال شاگردی و کارآموزی  این دو فرانسوی در قبیله در میان گذاشتند.

http://reinep.files.wordpress.com/2010/03/dogonmask.jpg?w=604

این ها افسانه های مرموز و در راز مانده ای در مورد ستاره ی شعرای یمانی (در فارسی به آن «شباهنگ» و در انگلیسی به آن “Sirius” می گویند. مترجم) که 6/8 سال نوری با زمین فاصله دارد بود.کاهنان دوگون می گویند که ستاره ی شعرای یمانی دارای ستاره ی همدمی است که از چشم انسان پوشیده و نا مرئی است.آن ها حتی اظهار می کنند که این ستاره مدار بیضوی با دوره ی گردش 50 ساله ای دارد که به دور ستاره ی شعرای یمانی می گردد که این ستاره کوچک و به طرز شگفت انگیزی سنگین است و به دور محور و قطب خود دوران می کند و می چرخد.

انسان شناس ها به طور ابتدایی این معلومات را در یک مجله ی گمنام انسان شناسی منتشر کردند، زیرا آن ها قدر و اهمیت اختر شناسی و علمی این اطلاعات مهم را نمی دانستند.

چیزی که آن ها نمی دانستند این بود که از سال 1844 میلادی ، اختر شناسان به این نکته مظنون شده بودند که ستاره ی شعرای یمانی همدمی دارد ، یعنی آن ها حدس زده بودند که این ستاره باید همدمی داشته باشد.هنگامی که آن ها با رصد های انجام شده پی بردند که ستاره ی شعرای یمانی در مسیر خود تلو تلو می خورد و لنگ می زند و می لرزد ، گمان آن ها به یقین و واقعیت تبدیل شد.

در سال 1862 ، الوان کلارک ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی را کشف کرد که با کشف او معلوم شد که این ستاره منظومه ای دو ستاره ای است.

http://africa.si.edu/exhibits/inscribing/images/eduimages/5.-Dogon-rock-paintingsLG.jpg

در سال 1920 ، معلوم شد که ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی ، یعنی شعرای یمانی B ، یک ستاره ی کوتوله ی سفید است.کوتوله های سفید ستاره هایی کوچک ، متراکم و چگال اند که به طور کم نور و تاریک می درخشند.کشش جاذبه ی این ستاره ی همدم ، علت تلو تلو خوردن ستاره ی شعرای یمانی است.شعرای یمانی B از سیاره ی زمین کوچکتر است.

دوگون ها نام این ستاره ی همدم را پوتولو (potolo) به معنای ستاره ی تولو ، و به معنای کوچکترین بذر- پو گذاشته اند.بذر به خلقت مربوط است و بر می گردد ؛ در این جا شاید به معنای خلقت انسان.با این اسم (بذر) آن ها کوچک بودن ستاره را توصیف می کنند.آن ها می گویند این کوچکترین چیزی است که وجود دارد.آن ها حتی ادعا می کنند که این «سنگین ترین ستاره» است و به رنگ سفید است.دوگون ها بدین گونه ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی را با سه مشخصه ی اصلی و عمده به عنوان یک کوتوله ی سفید توصیف می کنند:کوچک ، سنگین و سفید.

توصیف نومو

نومو ها ارواح و روان های اجدادیشانند (گاهی اوقات مربوط می شود به خدایان( که به وسیله ی قبیله ی دوگون مالی پرستش می شده اند.کلمه ی نومو از یک کلمه ی دوگونی به معنای «درست کردن یک نوشیدنی» مشتق شده است.نومو ها معمولا مخلوقاتی دو جنسه (ذوحیاتین ، خاکی و آبی.مترجم) و ماهی مانندی توصیف شده اند.هنر های بومی ، نومو ها را مخلوقاتی شبه انسانی ، با دست و پا و مانند ماهی با دم نشان می دهند.

گاهی حتی به آن ها «ارباب آب» ، «آگاهی دهندگان و انگیزانندگان» و «معلمان» می گویند.

 

خدایان ذوحیاتین (دو جنسه)

نومو را می توان تک و منحصر بفرد یا گروهی از ارواح به عنوان یک کل نامید.معنی این عنوان یعنی «نومو» را میتوان «به طور مشخص فرد» و «نومو ها» را میتوان به گروهی از
«هستی ها یا بودن ها» ربط داد

نومو شایسته ی اسم هایی همچون «منحصر به فرد» یا «گروهی از ارواح به عنوان یک کل» نیز هستند.

اسطوره شناسی (افسانه شناسی) نومو

اسطوره شناسی نومو اظهار می کند که نومو اولین مخلوقی بود که توسط خدای آسمانی ، آما ، آفریده شد.اندکی بعد از این خلقت نومو تحت تاثیر یک دگرگونی قرار گرفت و به 4 جفت دوقلو تبدیل شد.یکی از این دو قلو ها علیه نظم جهانی که توسط آما خلق شده بود،شورید.آما ،برای دوباره نظم بخشیدن به خلقتش یکی دیگر از اولاد و دودمان نومو را قربانی کرد و بدن او در سراسر جهان تجزیه و پراکنده شد.این پراکندگی بدن ، توسط دوگون ها ، به عنوان منبعی برای ازدیاد معابد بینو در سرزمین مادریشان تلقی شد ; بدین صورت که هر جا که تکه ی بدنی افتاد ، آن ها معبدی بنا کردند.

در اواخر سال 1940 میلادی ، دو انسان شناس فرانسوی نامبرده ( که از سال 1931 با دوگون ها کار می کردند و به سر می بردند) ، میراث داراطلاعاتی ارزشمند و مرموز دیگری نیز شدند و آن چیزی نبود جز اسطوره شناسی مهر و موم شده و مرموز دیگری درباره ی نومو.

دوگون ها به این دو انسان شناس ، باوری را گفتند که می گفت نومو ها ساکن و مقیم و اهل ستاره ی گردنده به دور ستاره ی شعرای یمانی بودند!

نومو ها با یک کشتی فضایی به همراه غرش و صدای رعد آسا و آتش از آسمان فرود آمدند.بعد از پایین آمدن ، آن ها مخزن آبی ساختند و در آن به غواصی پرداختند.افسانه های دوگون ها اظهار می کند که نومو ها نیازمند زندگی در محیطی با مایع آب بودند.

بر حسب افسانه ای که گرایل و دیه ترلن نقل می کنند :نومو بدن خود را در برابر انسان ها قسمت قسمت و تکه تکه می کرد تا انسان ها از آن تغذیه شوند.شاید به همین دلیل نیز آن ها میگویند که جهان «نوشیده از بدن او» است; نومو همچنین انسان ها را وادار به نوشیدن کرد.او تمام وجودش را به هستی های انسان بخشید.نومو به یک درخت به دار آویخته شد و مصلوب شد ، اما زنده و احیا شد و به خانه و دنیای مادری خودش بازگشت.افسانه های دوگون می گوید او روزی در قالب انسانی ، برای ملاقات دوباره ی زمین در آینده باز خواهد گشت.

Enki or Ea-in

 جدال

 در سال 1970 کتابی با عنوان » راز شباهنگ » درباره ی سنت ها و باورهای دوگون ها در باب ستاره ی شباهنگ و نوموها توسط » رابرت تمپل » به چاپ رسیده و به محبوبیت قابل توجهی نیز رسید. در این کتاب » رابرت تمپل » به این نتیجه رسید دانش دوگون ها درباره ی نجوم و پدیده های غیر قابل رویت کیهانی را فقط در صورتی میتوان توضیح داد که قبول کرد این دانش ها توسط نژاد فرا زمینی که در برخی نقاط در زمان های گذشته به ملاقات دوگون ها آمده بودند به آن ها داده شده است. او این قبیله را به افسانه ی نومو ربط داد و قانع شد و به این پی برد که نوموها ساکنان فرا زمینی منظومه ی ستاره ای شباهنگ بودند که در گذشته های دور چندین بار به زمین سفر کردند و دانش درمورد منظومه ی ستاره ای شباهنگ ( شعرای یمانی را ) ، ( مانند منظومه ی شمسی ما ) را در اختیار قبایل دوگون قرار دارند.

http://preterhuman.net/texts/other/crystalinks/siriusdna.gif

در این حال،» والتر ون بیک » ، انسان شناسی که درباره ی دوگون ها مطالعه میکند، هیچ شواهدی از اینکه دوگون ها ذره ای دانش تاریخی درمورد ستاره ی شعرای یمانی را در گذشته داشته اند پیدا نکرد.

ون بیک مطرح کرد که » گرایل » درگیر مسایلی همچون مشکلات پرسش از منابع دوگونی خودش شد که در طی آن افسانه ها و اسطوره های جدیدی با درد دل ها و صحبت های دوگون ها به وجود آمد.

«کارل ساگان » در اولین گردهمایی دوگون اشاره کرد که دوگون ها دانش خود در مورد این که ستاره ی شباهنگ ستاره ای دوتایی است را در سال 1940 کسب کردند، یعنی در حالیکه فرصت فراوانی نیز داشتند تا دانش خود در مورد علوم کیهانی درباره ی ستاره ی شعرای یمانی و منظومه ی شمسی را در تماس با جوامع زمینی و انسان ها را ارتقا دهند. (یعنی او میگفت دوگون ها دانش خود را در همین 70 سال اخیر کسب کرده اند.)  نیز باید به این نکته اشاره کرد که سیستم های ستارگان دوتایی مثل شباهنگ دارای منطقه بسیار محدود و یا منطقه  ای غیر مسکونی برای حفظ سیاره ای قادر به حفظ زندگی  ، آن طور که نوموها از زندگی وابسته به آب میگویند، هستند.

http://www.buyafricanantiques.com/images/Dogon-statue.jpg

بعد از این انتقاد شدید از سوی ون بیک، دختر و همکار » مارسل گرایل » ، » جنو یو کالاما گرایل» ، با دفاع از گفته های پدرش ، انتقادات ون بیک را رد کرد و این گفته های او را ناشی از حدس و گمان اشتباه که ریشه در جهل آشکار و عادت درونی او دارد ، دانست. اما ون بیک به نقل از خود و انسان شناسان دیگر همچنان به این گفته ی خود که دوگون ها در مورد ستاره ی همدم شباهنگ میدانستند ( » امه یا » یا ستاره ای بزرگتر از شباهنگ «ب » ،اما در بزرگی سبکتر و کمنورتر ) درست است، پایبند ماند و باعث شد که این موضوع همچنان مورد بحث قرار بگیرد.

در سال 1995، مطالعات گرانشی احتمال وجود ستاره ی کوتوله ی قرمز را که به دور شباهنگ میگردد، نشان داد. اما مشاهدات بیشتر این موضوع را تایید نکردند.

روزنامه نگار و شخص شکاکی به نام » جیمز ابرگ » که مقاله هایی درباره ی فضا مینوشت ادعای ظاهر شده در مورد افسانه و اسطوره شناسی دوگون را در کتابی که در سال 1982 به چاپ رسید جمع کرد. او تصدیق میکند که فرضیات اخیر کاملا اتفاقی هستند و هیچ پایه و اساس و شواهد مستندی ندارند و نتیجه میگیرد که رمز و راز ستاره ی شباهنگ همیشه به همین صورت باقی خواهد ماند، همان طور که از اسمش پیداست : » معمای شباهنگ » .

پیش از این، منتقدان دیگری مانند ستاره شناسی به نام » پیتر پش » و همدستان او » رولاند پش » و » ایان ریدپث » ،دانش پیشرفته ی اختر شناسی دوگون ها را حاصل مخلوطی از زیاده روی در شرح و بیان توسط مفسران و عدم خلوص و ناپاکی  فرهنگی دانسته اند.


|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
موضوعات مرتبط: یوفوها و بیگانگان , عجایب شگفت انگیز , ,
تاریخ : جمعه 8 / 6 / 1391
نویسنده :

آدم‌خواری یا کانیبالیسم (به انگلیسی: Cannibalism) عادت یا رسم خوردن گوشت انسان است به وسیله انسانی دیگر. باستان‌شناسان نشانه‌هایی از این عادت یا رسم را در جامعه‌های ابتدایی یافته‌اند. بررسی‌های مردم‌شناسان نشان می‌دهد که آدم‌خواری انگیزه‌های گوناگون داشته‌است که مهم‌ترین آنها عبارت است از:

خوردن گوشت انسان به عنوان یک ماده غذایی:

بعضی از قبیله‌های سیاه پوست گینه، در آفریقا، گوشت انسان می‌خوردند و برای تهیه آن به قبیله‌های دیگر حمله می‌کردند و اسیر می
‌گرفتند.اسیران را، مانند گاو و گوسفند، می چراندند تا پروار شوند.اسکیمو‌ها نیز هنگام دست نیافتن به هیچ گونه ماده غذایی گوشت انسان می‌خوردند.

خوردن گوشت انسان برای نشان دادن مهر یا کینه:

بعضی از قوم‌های آدم خوار برای بزرگداشت خویشان و بزرگان قوم و قبیله خود، و دست یافتن به روح و نیرو و صفت‌های خوب آنها، گوشت آنها را، پس از مرگ، می‌خوردند. ماساژت ها، که در دوره هخامنشیان در کناره شمال شرقی دریای خزر می‌زیستند، برای بزرگداشت خویشامندان سالمند خود، آنها را قربان می‌کردند و گوشتشان را می‌خوردند. بعضی از قوم‌های آدمخوار نیز برای نشان دادن خشم و نفرت و کینه خود گوشت دشمنان خود را می‌خوردند.

خوردن گوشت انسان برای نزدیک شدن به خدایان و الاهگان و بستن پیوند دوستی با آنها:

مردم شهر حران یکی از شهرهای کهن بین‌النهرین، در دوره پیش از اسلام، هر سال کودکی را به خدای نگهبان بت هایشان پیشکش و قربان می‌کردند. گوشت قربانی را با آرد سفید و زعفران و روغن زیتون و سنبل به صورت قرص‌هایی به اندازه انجیر در می‌آوردندو می‌پختند و به نیایشگران می‌خوراندند. مردم قبیله‌ای در هند بیماران و سالمندان قبیله را به نشانه علاقه به الاهه مقدس کالی، همسر کینه ورز شیوا، یکی از خدایان هندوها، و خرسند و آرام کردن او می‌کشتند و گوشت آنها را می‌خوردند.

خوردن گوشت انسان به سبب عقیده داشتن به نقش جادویی و درمانی آن:

در میان بعضی از بومیان استرالیای مرکزی رسم بود که مادران گوشت کودکان مرده خود را می‌خوردند تا نیرویی را که به هنگام زادن به آنها داده بودند بازپس گیرند. مردم گل باستان(نیاکان فرانسویان) خوردن گوشت قسمت‌هایی از بدن انسان را برای درمان بعضی از بیماری‌ها سودمند می‌دانستند. در سالهای پایانی قرن پانزدهم میلادی، کریستف کلمب در جزیره‌های آنتیل، میان آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی، به قومی به نام کارائیب بر خورد که میانشان خوردن گوشت انسان رسم بود. کلمب آنها را کانیبال نامید. این نام در بسیاری از زبان‌های اروپایی به معنی آدمخوار به کار رفته‌است. اروپائیان عادت یا رسم هم‌نوع‌خواری را کانیبالیسم (cannibalism) نامیده‌اند.

امروزه، به سبب نزدیکی قوم‌ها و قبیله‌ها به یکدیگر و افزایش دانش و بینش آنها و پیشرفت تمدن و فرهنگ، آدمخواری تقریباً از بین رفته‌است.

در هنگام گرسنگی

در قحطی در کشور اکراین در دهه ۱۹۳۰، بسیاری ازافراد ازطریق آدم‌خواری از جریان قحطی نجات یافتند[۱] این اقدام در زمان قحطی در جنگ داخلی چین نیز تکرار شد.[۲] همچنین برخی اطلاعات فاش شده از کره شمالی نشان می‌دهد که آدم خواری در بین پناهجویان از قحطی (بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ میلادی)، در آن کشور رخ داده‌است.[۳]
در سال ۱۹۷۲ پس از حادثه سقوط پرواز شماره ۵۷۱ نیروی هوایی اروگوئه، که حامل بازیکنان یک تیم راگبی مونته ویدئو اروگوئه بود، نجات‌یافتگان که تا هفتاد روز پیدا نشدند و نیروهای جستجو از یافتن آنها قطع امید کرده بودند. آنها از طریق خوردن گوشت اجساد بازماندگان حادثه، توانستند گرسنگی خود را بر طرف کنند. از ۴۵ سرنشین این هواپیما، ۱۶ نفر در نهایت نجات یافتند. یکی از نجات‌یافتگان از این حادثه کتابی دراین باره به نام (به انگلیسی: Alive: The Story of the Andes Survivors) منتشر کرد همچنین فیلمی به نام (به انگلیسی: Alive) نیز بر مبنای این ماجرا ساخته‌شد


|
امتیاز مطلب : 40
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
تاریخ : جمعه 8 / 6 / 1391
نویسنده :
منطقه‌ای کویری و پر از تپه‌های ماسه‌ای که در جنوب سمنان، شرق دریاچه نمک، شمال چوپانان و اناراک و غرب جندق قرار دارد." ریگ جن" منطقه‌ای کویری و دارای تپه‌های ماسه‌ای در کویر مرکز
ی ایران است و به دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب، در گذشته‌های دور، محل عبور کاروان‌ها نبوده و فقط در سال‌ها اخیر، چند گروه از محققان و سیاحان به آن منطقه رفته‌اند.

به گزارش انتخاب به نقل از هفته نامه سیاحت-تجارت، فرو رفتن در گل و لجن در «ریگ جن»، شاید یکی از خطرناک‌ترین اتفاقاتی باشد که ممکن است گریبانگیر مسافران ناوارد شود و آنها را به کام مرگ بکشاند. سال‌های متمادی، هیچکس جرات آنکه به «ریگ جن» سفر کند و راز این کویر اسرار‌آمیز را کشف کند، نداشت، یا اگر حتی جراتش را هم داشت،‌ به دلیل ناآشنایی با منطقه در راه می‌ماند، اما بالاخره چند سال پی، طلسم «ریگ جن» توسط علی پارسا،‌کویر‌شناس مقیم آمریکا شکسته شد. او به همراه آقای میرانزاده، رئیس وقت پارک ملی کویر، با هواپیما بر افراز ریگ جن رفتند تا ثابت کنند که هیچ چیز شگفت‌انگیزی در ریک جن وجود ندارد.

علی پارسا، اما یک سال بعد، با ماشین وارد «ریگ جن» شد و بعد از آن بسیاری از کویرنوردان از «ریگ جن» گذشتند. البته با تجهیزات کامل، که نه گرفتار روح شدند و نه جن زده!

مهمترین مسئله اینکه اگر تا به حال کویر نوردی نکرده‌اید و به اصطلاح حرفه‌ای نیستید، برای اولین تجربه، به هیچ عنوان «ریگ جن» را برنگزینید که در این صورت، رفتنتان با خودتان است و برگشتنتان با خدا، حتی اگر هم حرفه‌ای هستید، حتماً به طور گروهی به این منطقه سفر کنید. بهترین وسیله برای سفر به این منطقه جیپ‌های سبک وزن است، نقشه را هم فراموش نکنید، چون سفر به «ریگ جن» بسیار خطرناک است.

برای سفر به «ریگ جن» حداقل باید به اندازه دو هفته آب، بنزین، غذا و وسایل فنی ماشین را به همراه داشته باشید. در ضمن، بلد محلی را فراموش نکنید، چون محلی‌ها معمولاً آدم‌های کار کشته‌ای هستند و علاوه بر تعیین مسیر، حتی در شرایط سخت، خیلی خوب می‌توانند راهنمایی‌تان کنند.


بخشی از منطقه، نسبتاً مسطح‌تر است با تپه‌ها کوچک‌تر، بنابراین عبور از آن نسبتاً آسان به نظر می‌رسد ولی با کمی پیشروی، با کم شدن ارتفاع به اراضی باتلاقی می‌رسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی می‌رسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی می‌رسید که اینجا تقریباً جنوب منطقه است. اصرار برای عبور از این اراضی باتلاقی بی‌فایده است، بنابراین بهتر است از سمت شمال غربی به حرکتتان ادامه دهید. وقتی آخرین کوه‌هایی که 2300 متر ارتفاع دارند را رد کردید، به بخش شمالی «ریگ جن»می‌رسید. از اینجا، کوه دماوند را هم می‌توانید ببینید. با ادامه این مسیر، به پارک ملی کویر می‌رسید.

اگر شما مسیر دیگری را می‌پسندید، می‌توانید با استفاده از نقشه و راهنما، مسیر جدیدی را تجربه کنید،‌ اما تمام سختی‌ها و بالا و پایین‌ها، یک طرف و آسمان پرستاره شب‌هایی ریگ‌ جن هم یک طرف. خوابیدن روی شن‌های روان، روی تپه‌ای بلند و چشم‌ دوختن به آسمانی که حتی یک نقطه سیاه ندارد و شهاب سنگ‌هایی که هر از گاهی مثل تیر فرشتگان حافظ زمین، که شیاطین را از نزدیک شدن به زمین باز می‌دارند، تمام خستگی روزانه و در شن و باتلاق فروفتن را از تن شما می‌زداید!

محلی‌های این منطقه، چوپان‌ها و ساربان‌ها معتقدند که اگر کسی پایش به ریگ جن برسد، بلافاصله ناپدید و توسط ارواح و موجودات ماورایی به قلب ریگ‌جن فرستاده می‌شود!

یکی از کاوشگران می‌گوید که حتی شتر‌های اهالی کویر هم وقتی به این منطقه می‌رسند، می‌ایستند و به هیچ عنوان حرکت نمی‌کنند!

آیا واقعاً این منطقه مثلث برمودای ایران است؟ «آلفونز گابریل» اتریشی و یک کاوشگر سوئدی قصد داشتند این منطقه را کشف کنند، اما هیچ کدام نتوانستند از این بخش از کویر عبور کنند و ناچار به سمت یزد برگشتند.

صدای عجیب و غریب و ترس‌آوری که از این بیابان برهوت شنیده می‌شود را می‌توانید در یک فایل صوتی بشنوید.

ریگ جن، شگفت‌انگیز‌ترین اسرار‌آمیز‌ترین و ترسناک‌ترین منطقه ایران است، با باتلاق‌های سهمگین که مرگ را برای هر موجودی زنده‌ای به ارمغان می‌آورد. اتفاقات بی‌پاسخ و توجیه نشده بسیاری در این منطقه روی داده است و نمکزار‌های این منطقه محل قتل و دفتن موجوات زنده بسیاری بوده است.
 

|
امتیاز مطلب : 41
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
تاریخ : جمعه 25 / 5 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

به گزارش مشرق، فارس به نقل از شبکه تلویزیونی «راشاتودی» نوشت: بخش «گوگل ارث» به عنوان یکی از زیرمجموعه‌های موتور جستجوگر گوگل در تصاویر جدید خود از مصر، موقعیت جغرافیایی اهرام جدیدی را منتشر کرده است که در سایت‌های اینترنتی به «اهرام گمشده» مصر معروف شده است.

بنا بر این گزارش، این تصاویر ماهواره‌ای 2 هرم جدید را نشان می‌دهد که البته یکی از آنها به نظر می‌رسد سه برابر اهرام ثلاثه در شهر جیزه مصر باشد.

این اهرام گمشده توسط «آنگلا میکول» محقق آمریکایی کشف شده است که از کارولینای شمالی به دقت گوگل ارث را تحت نظر دارد تا بتواند تصاویری از موقعیت‌های جغرافیایی آثار باستانی در جهان جمع آوری کند.

وی در بررسی‌های خود به 2 توده با شکلی غیرعادی برخورد می‌کند که در طول بستر رود نیل واقع شده‌اند. یکی از آنها به شکل هرم سه ضلعی است که از لحاظ اندازه باید بزرگترین هرم جهان باشد.

این محقق در نظر دارد شخصا به مصر سفر کند و این اهرام را مشاهده کند تا وجود چنین اهرام جدیدی را در مصر تأیید کند.

 سال گذشته نیز یک مصرشناس آمریکایی موفق شده بود با کمک «گوگل ارث» هفدهمین هرم گمشده مصر را شناسایی کند.


|
امتیاز مطلب : 33
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: «اهرام گمشده» مصر پیدا شد + عکس , اهرام گمشده , اهرام مصر , اخرین اخبار از بیگانگان فرازمینی ,
تاریخ : شنبه 9 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه
و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
”و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟“

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.

عكس هوایی از شئ كشتی شكل


|
امتیاز مطلب : 28
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: کشتی نوح , حضرت نوح ,
تاریخ : شنبه 9 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

 

امروزه در جمهوری کنگو در افریقا منطقه ای گرم و مرطوب وجود دارد که با جنگلهای انبوه و تالابها و رودها پوشیده شده است.در میان این تالابها تالابی وجود دارد که بدون شک بزرگترین تالاب روی زمین است.این تالاب که به تالاب لیکوالا معروف است مساحتی در حدود 55000 مایل مربع را اشغال کرده است(حتی از ایالت فلوریدا هم بزرگتر است).دولت کنگو به طور رسمی اعلام کرده که 80 درصد این تالاب ناشناخته است و اکنون همانند دنیایی جدید برای دانشمندان میماند.

ردپاهای بزرگ

سالهای اخیر 

گزارشات مربوط به مشاهده ی مخلوقی دایناسور شکل در افریقای مرکزی به حدود 200 سال پیش برمیگردد.بر طبق گزارش ویلیام بیل گیبونز در سال 1776 مبلغان مذهبی فرانسوی هنگام عبور از میان جنگل به ردپاهای بزرگی روی زمین برخوردند.جای پاها قطری به اندازه ی 3 فوت و فاصله ای به اندازه ی هفت فوت داشتند.این رد پاها متعلق به حیوانی بزرگتر از فیل باشد زیرا فاصله ی بین پاها بسیار زیاد بود و همچنین فیلها به صورت دسته جمعی حرکت میکنند نه به تنهایی.یکی از کشیشان گفت که این حیوان را دیده در حالی که در میان تالاب در حال خوردن علف و سبزیجات بوده است


|
امتیاز مطلب : 37
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: هیولای دریاچه , mokelembembe ,
تاریخ : شنبه 9 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

بسم الله الرحمن الرحیم
 

مطلبی را خواهید خواند مقدمه ایست برای مطلب بعدی و اصلی.

قصد دارم در مطلب بعدی از نمادهای موجود در دلار آمریکا رمز گشایی کنم و ثابت کنم که دلار آمریکا یک طلسم است.و همه جهان توسط آن مسخ شده اند. ان شا الله به زودی .....

در یکی از پیشگویی های نوستراداموس (جادوگر و کابالست فرانسوی قرن هفده ام) آمده است:

On the 11day of the 9month

Two metal birds will crash into two tall statues

In the new city

And the world will end soon after

در روز 11 از ماه 9

دو پرنده آهنین با دو برج برخورد می کنند

در شهر جدید

و پس از آن جهان بزودی پایان خواهد گرفت


|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: 11 سپتامبر , نوستراداموس , راز دلار های امریکایی , یازده سپتامبر و دلار آمریکا ,
تاریخ : دو شنبه 6 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

کاري که ما انجام مي دهيم اين است: صبر! صبر! صبر! به يک دليل جالب: زيرا موجودات فرازميني خود راه هايي براي ارتباط با ما خواهند يافت! بجاي اينکه ما دنبال آنها بگرديم، منتظر مي مانيم تا آنها ما را پيدا کنند!

 

موسسه ي وتي براي رسيدن به هدف خود ، در آينده ي نزديک برنامه اي کامپيوتري ارائه خواهد داد که شما با دانلود آن از وقت تلف شده ي  کامپيوتر خود در جهت انتظار براي هوشمندان فرازميني استفاده خواهيد کرد...براي انجام اين کار نيز نيازي به اتصال به شبکه نيست...

                           

* هنگاميکه شما کسي را در بين شلوغي گم مي کنيد، بهترين روش اين نيست که به دنبال او برويد ، بلکه منطقي تر است که سر جاي خود منتظر بمانيد تا او بيايد. غير منطقي به نظر مي رسد که جايگاه شناخته شده ي خود را رها کنيم و به دنبال مکان ناشناخته اي برويم.

هدف اين طرح ايجاد يک انتظار پرمعني و علميِ جهاني با همکاري ساکنان زمين مي باشد. متخصصاني در زمينه ي اخترفيزيک ، زيست شناسي ، عصب شناسي ، روانشناسي و فلسفه نيزاين طرح را همراهي مي کنند. براي آشنايي بيشتر ، پوستر ويژه وتي را در اينجا ببينيد. اين پوستر علاوه بر معرفي موسسه و اهداف آن، معادله ي بريک را نيز مورد بررسي قرار مي دهد

چه مدت زماني براي مشاهده ي نتيجه اين فعاليت بايد صبر کنيم؟ يکي از مسوولين موسسه به اين پرسش اينگونه پاسخ داد: ما ترجيح مي دهيم هر روز اجراي اين طرح را يک نتيجه ببينيم، که به ما اطلاعاتي کوچک پيرامون هوش فرازميني ارائه خواهد داد. عدم حضور موجودات فرازميني در سياره ي زمين همانقدر مفيد است که حضور آنها و فعاليت ما در نوع خود يک روش علمي است.

 

چرا صبر؟

ثابت شده است رويدادهايي که احتمال وقوع آنها بسيار زياد است ، در هر زماني ، دير يا زود سرانجام به وقوع مي پيوندند.... تنها اگر ما به اندازه ي کافي صبر کنيم...ما مي دانيم که حيات فرا زميني وجود دارد ، پس بهتر است منتظر بمانيم. اين خود دليل محکمي براي اعتبار جهاني اين انتظار است. هنگاميکه شما کسي را در بين شلوغي گم مي کنيد، بهترين روش اين نيست که به دنبال او برويد ، بلکه منطقي تر است که سر جاي خود منتظر بمانيد تا او بيايد. غير منطقي به نظر مي رسد که جايگاه شناخته شده ي خود را رها کنيم و به دنبال مکان ناشناخته اي برويم. مثلا افرادي که در ايستگاه اتوبوس نشسته اند چه کار مي کنند؟ چرا بجاي اينکه کاري انجام دهند فقط نسشته اند؟ جواب روشن است، آنها در حال صبر کردن هستند!! چرا که اگر بخواهند بدنبال اتوبوس ها بروند هيچ گاه نخواهند توانست سوار آنها شوند.

همچنين صبر کردن بي دردسر و بي خطر است و مسائلي چون گرمايش زمين، تروريسم يا مبارزات هسته اي را به دنبال ندارد.

                    

*اقمار مشتري؛ يو، گانيمد، کاليستو و اروپا، ميلياردها سال منتظر ماندند تا اينکه در سال 1510 گاليله آنها را کشف کرد.

اگر شما خود را با اين انتظار سازگار نمي بينيد ، موسسه ي وتي چند پيشنهاد براي شما دارد: براي مثال تکنيک قديمي ضربه زدن بر روي ميز با انگشتانتان، شروع خوبي است! همچنين مي توانيد رگه اي از کاغذهاي شطرنجي را برداشته و تمام مربع ها را با مدادي نرم پرکنيد! هنگاميکه کاغذتان تمام شد ، مي توانيد يک فنجان چاي براي خود آماده کنيد...تنها براي تنوع! در آخر به تعويق انداختن کار هميشه يک انتخاب موجود است. مطمئنا شما الان در حال انجام کاري هستيد. پس در حال صبر کردن هستيد؟ شما در واقع عضوي از جامعه اي جهاني هستيد که همگي در حال صبر کردن هستند. شما به همکاري بقيه ي اعضا صبر مي کنيد! اين کار هم هوشمندانه و هم غير عاقلانه است

 

چگونه به اين طرح بپيونديم؟

شما اکنون مي توانيد به اين لينک مراجعه کرده ، پس از معرفي خود و پيوستن به اين طرح جهاني يک مدرک ويژه با نام خود دريافت کنيد....بدون انتظار کشيدن! نمونه اي از اين مدرک را در اينجا ببينيد.

*شايد اين حرکت جهاني با مفهوم «انتظار براي ظهور منجي» قابل مقايسه نباشد، ولي نشان مي دهد که جهانيان هم اهميت مفهوم انتظار و ارزش و زيبايي آن را درک مي کنند. مفهوم انتظار که در فرهنگ شيعي مقدس ترين و ارزشمندترين عملي است که يک مؤمن انجام مي دهد، يک عمل قلبي است که لحظه به لحظه و دقيقه به دقيقه منتظريم تا مولايمان ظهور کند و جهان را از ظلم ها و بدي ها پاک سازد. و البته اين انتظار در عمل و رفتار ما ظاهر شود... به اميد آن روز!

 


|
امتیاز مطلب : 41
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: انتظار جهانی برای هوشمندان فرازمینی , رابطه انسان با فرازمینی ها ,
تاریخ : دو شنبه 6 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

«نيك كوك»، روزنامه نگار انگليسي و كارشناس هواپيماهاي نظامي، در گزارشي تحت عنوان «اسناد محرمانه» كه در اكتبر 2005 از شبكه «كانال4« انگليس پخش شد، منشأ بشقاب پرنده ها را نازي هاي آلمان ذكر مي كند و خاطرنشان مي سازد: در زمان جنگ جهاني دوم، دانشمندان آلماني در يك پايگاه زيرزميني فوق سري در لهستان بر روي پروژه هايي چون «نيروي ضدگرانش» و نيز ساخت ديسك هاي پرنده كار مي كردند. اما، در پايان جنگ آمريكايي ها اين دانشمندان (و تكنولوژي هاي آنان) را با خود به آمريكا بردند.  

 

«نيك كوك» در ادامه گزارش خود مي گويد: مقامات آمريكايي با هدف پنهان نگاهداشتن آزمايشات خود بر روي هواپيماهاي جديد نظامي از جمله «يو2» بر فراز اتحاد شوروي، حتي باور فرضيه موجودات فرازميني را در رسانه ها مورد تأييد قرار دادند. وي در پايان تصريح مي كند كه به رغم بسياري مشاهدات، اشياي آسماني ذكر شده در غالب گزارشات در اصل هواپيماهاي نظامي با اشكال غيرمتعارف و عجيب و غريب بوده اند.   

 

در «پايگاه 51» چه مي گذرد؟

«پايگاه 51» يا «منطقه 51» گستره اي جغرافيايي در «نوادا»ي آمريكاست كه «دريم لند» ، «واترتاون» ، «رنچ» ، «پارادايز رنچ» «فارم» ، «باكس» ، «گروم ليك» ، «نورلند» و يا «داير كتوريت فور ديولوپمنت پلانز اريا» Area نيز خوانده مي شود، و درواقع پايگاهي نظامي را در خود پنهان دارد كه كاملا محرمانه و فوق سري است. «پايگاه 51» در اصل سري ترين پايگاه جهان است كه صرفا به طراحي، ساخت و آزمايش انواع هواپيماهاي فوق پيشرفته با اشكال گوناگون مربع، مثلثي شكل، گرد و... مي پردازد.  

 

«منطقه 51» مستطيلي است به وسعت 515 كيلومترمربع در ناحيه «لينكلن» نوادا، در حدود 160 كيلومتري شمال غربي «لاس وگاس». اين منطقه بخشي از سرزميني پهناور است كه 21 هزار و 140 كيلومترمربع وسعت دارد و به Air Force Range يا «رسته نيروي هوايي نليس» متعلق است. 

 


|
امتیاز مطلب : 40
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: منطقه 51 , ساخت بشقاب پرنده ها توسط امریکا , area 51 ,
تاریخ : دو شنبه 6 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه


این باند فرودگاه باستانی باقدمتی 3هزارساله در3000km جنوب پرو قرار دارد!

(محل مناسبی برای فرود سفینه های فضایی باستانی چه ازنوع فانتوم یا چه ازنوع عمودپرواز؟! مترجم)

“صدایی شنیده  می شود : خداوند راه را در دل کویر آماده کرد،
خدای ما  ازمیان استپ ها مسیر صافی ساخت  ! همه دره ها باید عریض شوند
و تمام کوه ها تپه ها باید کم ارتفاع وپست شوند، و چه حتی ، کوه ها صاف ویکدست شد ،
و آن چه که پر از تپه ماهور بود ، هموار شد ، چون جلال وجبروت خداوند باید دیده می شد!
… چمن خشکیده بود، گل پژمرده بود ، چون نفس خداوند در در آن  وادی دمیده شده بود. “
(اشعیا
Chap.40 Par.3/4/5/7 Testamenttکهن)

 

( احتمالا بیگانگان مجهز به وسایل تسطیح عوارض وپستی وبلندی ها بوده اند و سفینه های

 فضایی انرژی  ومیدان الکترومغناطیس بسیار قوی را تولید کرده اند که

 موجب انهدام گل وگیاه وکلیه موجودات وحتی جامدات سختی مثل سنگها شده است ویا ؟….مترجم)


|
امتیاز مطلب : 40
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: اسرار زمین , باند فرود 3000 ساله , فضانوردان ماقبل تاریخ ,
تاریخ : دو شنبه 6 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

وین هرشل (Wayen Herschel) ، نویسنده ای در زمینه نجوم و باستان کتاب و عقایدش را در سال 2002 میلادی منتشر ساخت ، او رموز ممنوعه و مخفی ابوالهل اسرارآمیز مصر را پیدا کرده است .

رازی که در طول سالها به سبب آشکار سازی تقدس و برابری همه نژاد بشر ، مخفی نگاهداشته شده بود . رازی که به سختی در کشورهایی که به چپاول و استثمار گنجها و مردمان ملل غریب مشغول بودند ، پذیرفته می شود .

تئوریهای موجود تا این تاریخ بیان می کنند که تاریخچه ابوالهل نشانگر ستارگان صورت فلکی شیر است . اگر چه آنها به طور قاطع و مطمئن نمی توانند توضیح دهند که چرا معماران باستانی این صورت فلکی را برای معابدشان انتخاب کرده اند .

وین هرشل ، کاشف تمدنهای باستانی در هفده سال گذشته ، تئوری کاملاً جدیدی را ارائه و پیشنهاد نموده است . در کتابش ،” اسناد (تاریخچه) مخفی ” به برشمردن و ترکیب (حقایقی ) میپردازد تا ثابت کند ابوالهل کلیدی برای فاش نمودن رموز مخفی در یک نقشه بزرگ و یکپارچه ستارگان 50 هرم است.

Sphinx Side View


|
امتیاز مطلب : 27
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: اهرام مصر , نقشه ستارگان مصری و اسرار آن ,
تاریخ : دو شنبه 6 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

...::  بسم الله الرحمن الرحیم  ::...    

أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ

(حج 46)

چرا در اين سرزمين‏ها سير نمى‏كنند تا وجدانهائی داشته باشند كه با آنها تعقل کنند يا گوشهايى كه با آنها بشوند. آرى، ديدگان كور نمى‏شوند بلكه وجدانهائی كه در صدرها هستند كور مى‏شوند.

وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ .

(بقره 171)

 مثل كسانى كه كافر شدند مثل آن چوپانى است كه بر گوسفندان خود نهيب مى‏زند و چيزهايى مى‏گويد كه گوسفندان نمى‏فهمند تنها صدايى و ندايى از او مى‏شنوند، كر و گنگ و كورند و در نتيجه راهى براى تعقل ندارند.

-------------------------------------------------------------------------------------


|
امتیاز مطلب : 35
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: کنترل مغز , نفوذ در مغز , نقشه های شوم CIA درباره مغز , cia ,
تاریخ : دو شنبه 6 / 3 / 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

روسیه. در شبه جزیره «کامچاتکا (پنسوئلا)» Kamchatka Peninsula در 200 کیلومتری منطقه «تیگیل» Tigil، باستان شناسان دانشگاه سنت پترزبورگ، فسیلی عجیب کشف کردند. صحت این یافته تایید شده است. طبق گفته باستان شناس «یوری گلوبو» بنظر میرسد که در این مورد، ماهیت این کشف دانشمندان را شگفتزده کرده است. یا حداقل این کشف غیر معمول میتواند تاریخ (یا حتی ماقبل تاریخ) را تغییر دهد.


|
امتیاز مطلب : 44
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
موضوعات مرتبط: عجایب شگفت انگیز , ,
برچسب‌ها: قدیمی ترین ماشین دنیا , ماقبل تاریخ , ماشین 400 میلیون ساله در روسیه پیدا شد ,

آخرین مطالب

/