اخرین اخبار و مدارک از بیگانگان فرازمینی و عجایب شگفت انگیز گوشه و کنار دنیا
تاریخ : یکشنبه 26 شهریور 1391
نویسنده :

رد پای فرازمینی ها در ایران /سنگ نگاره های «تیمره»

مقایسه انسان هایی با لباس هایی سراندرپا با سرهایی بزرگ که شبیه به ماسک های فضانوردان می ماند با نقش یک انسان معمولی.

مواجه شدن با چنین نقش و نگارهایی عجیب و غریب، به انسان های امروزی این پیام را می دهد که دل مشغولی بشر نسبت به موجودات فرا زمینی فقط منحصر به عصر حاضر نبوده ، بلکه از زمان هایی بسیار کهن (هزاره های ماقبل تاریخ) دردورانی که انسان ها حتی تیزکردن سنگ را برای شکار نمی دانسته اند ،  نقش های اسرار آمیزی از آنها بر جای مانده است که بعضاً انسان های امروزی هم از درک و فهم آنها عاجز و متحیرند.

نقش انسان هایی با ظواهری ملبس و شبیه به فضانوردان امروزی که شکل گام برداشتن های آنها در نقوش نیزهمگون به انسان معمولی نمی ماند، سرهایی بزرگ و تنه هایی کلفت و پاهایی ظاهراً کوتاه. درصورتی که اکثر نقوش انسان های دیگر که بربوم های سنگی حک شده اند، اغلب بدون لباس و درحالت هایی شبیه چندین خط ساده به هم چسبیده هستند که اکثراً مشغول کاری خاص همچون : شکار ، اجرای رقص های آیینی یا کارکرد هایی شبیه به شرایط زندگی محیطی وطبیعی خود هستند.

در اسطوره های کهن ملل جهان نیزمباحثی در خصوص انسان های فرا زمینی سخنانی به میان آمده است .
اسطوره ارابه آتشین ، که نشان از آشنایی ذهنی انسان های کهن به ابزار و ساز وکارهای پرواز باشرایط خاص دارد و ما در زیر به توضیح می پردازیم:

یک شئ آیرودینامیک که شباهت نزدیک به سفینه یا رهنورد های فضایی دارد . انسانی با لباسی عجیب و سری بزرگ که شباهت به لباس و کلاهخود فضانوردان دارد.

 

از طرف دیگر نشان ها و ظواهرنقوش طوری است که آنها نمی توانند ابزار و ادوات معمولی زندگی مردمان آن اعصار باشند ، لذا آنچه که به ذهن متبادر می شود، این است که نقوش یا به وسیله انسان های معمولی آن دوران براساس دیده ها یا شنیده هاشان صورت گرفته یا اینکه این نقوش و علایم توسط انسان هایی از کراتی دیگر با تمدن های موازی به وجود آمده اند.

نقوش وعلایم از دو زاویه قابل تعمق و بررسی است:
1- وجود نقش ها و نشان های غیرمتعارف و بعید با زندگی انسان های ادوار کهن :

الف – وجود نقوش انسان هایی با لباس هایی ظاهراً سراندر پا و یک پارچه که بیشتر به لباس فضانوردان امروزی شباهت دارند.

ب-  وجود نقوش اشیا و ابزار هایی شبیه سفینه ها و ره نوردهای فضایی امروزی( اجسامی که دارای پایه هایی در زیر ، اغلب نوک تیز و آیرودینامیک) به تعداد قابل توجه که شباهت های زیادی به هم دارند ، اگرچه با فاصله های بعید از هم و طی دوره های مختلف حکاکی شده اند.

پ- وجود خطوط و علایمی که در تاریخچه پیدایش خطوط کلیه ملل جهان بدیل آنها را نمی یابیم ، بعضی از آنها زیاد تکرار شده اند و بعضی ها منحصربفردند.

ت-  وجود نقش های متعددی که درهزاران سال پیش حکاکی شده اند لکن از یک شباهت دقیق و ظریف نسبت به یکدیگر برخوردارند، این نقوش در قاره هایی ایجاد شده که عمر کشف بعضی از آنها از پانصد سال فراتر نمی رود و آنقدر این نقوش شبیه یک دیگرند که گویی کار یک هنرمند واحد است، در گذشته های  دور هیچگاه یک انسان عادی قادر به مسافرت و کسب دانش و مهارتی شبیه به هم نبوده و  طوری زندگی می کرده اند که حتی از وجود هم مطلع نبوده اند تا چه رسد به این که از طرح و سبک های  نقوش  یک دیگر با آن جزئیات که بحث شد، کپی برداری و تقلید کنند. برای مثال ، نمونه نقش های کشف شده در ایران (انسان بالدار درتیمره  ) با نمونه های  کشف شده در پارک زرد امریکا (آثاربجا مانده از دوره های کهن ) کوچکترین تفاوتی از نظر جزئیات طرح و حتی شاید پیام  با هم ندارند.

نقوش بزهای کوهی حکاکی شده در آریزونا ، کالیفرنیا و کلرادو امریکا آنقدر از نظر طرح ، اندازه و روح موجود در حکاکی ها با نمونه نقوش حکاکی شده درایران (تیمره ) شبیه به هم هستند که کمتر هنرمندی است که می تواند به راحتی  این نقوش جادویی را ازهم تفکیک کند.

جالب اینکه نماد شناسان هم موفق شده اند ، پیام های سمبلیک موجود در نقوش هم شکل سنگ نگاره ها را در نقاط مختلف دنیا مورد بررسی وتعمق قرار دهند وبدون اینکه حتی همدیگر را ببینند، از نقوش هم شکل در نقاط مختلف دنیا، به تفاسیر واحدی رسیده اند! انسان از این همه قدمت و این همه بعد مسافت از یکدیگر و پیام های مشترک، جداً دچار بهت و شگفتی می شود!

همانطور وجود علایم و نشان هایی که نیاز مند داشتن تکنولوژی بسیار دقیق و پیشرفته است، جهت نماها  ، گاه شمار ها cup marks صور فلکی Constellation rock art    و… حیرت آور را می توان برشمرد .

وجود گودی های متوالی و موازی که دقیقاً بیان گر جهات جغرافیایی هستند ، بعضاً با قطب نما برابرای می کنند. پرفسور جان براور درحال بررسی نمونه های متعددی از آنها در تیمره ، این دانش و تکنولوژی دقیق از انسان بدوی حیرت آور است!

 

وجودگودی های متوالی یک تا چند ردیفه : جهت نما هایی هستند که وقتی کنار آنها قطب نما قرار می دهیم، پی به دقت و راز و رمزهای موجود در آنها می بریم . اندازه آنها ازحداقل یک ردیف سه گودی تا حداکثر چهار ردیف سه تا چند گودی کوچک که در جهات مختلف : شرق وغرب ، شمال وجنوب در فواصل زیاد از یکدیگر قراردارند، به تعداد چشم گیر حکاکی شده اند. جالب اینکه در فواصل مشخص همدیگر را تایید می کنند . بیشتر این گودی های کوچک Cup Marks برروی سطوح افقی بوم های صاف حکاکی شده اند.

به گمان نگارنده ایجاد آنها در زیستگاه های کهن ،نشان از یک علم پیشرفته دارد که برای پی بردن به اسرار نهفته در آنها نیاز به مطالعات گسترده ای است. همین نمونه جهت نماها درنقاط دیگر دنیاهم کشف شده اند،  چه بسا درخیلی جاهای دیگر دنیاهم وجود داشته باشند که بشر موفق به کشف آنها نشده است.
2- وجود نقوش انسان های بالدار به تعداد زیاد:

الف –  انسان بالدارشاید نشان از آرزوی پرواز و نقوش فرشتگان برای استمداد باشد.

اگر ما بپذیریم که انگیزه حکاکان از ایجاد نقوش انسان های بالداراز یک تقدس خاص پیروی کرده اند، این آثار درمکان های مقدس حک می شدند، همچون   hand prints  پنجه های دست که نمادی از یک کارکرد آیینی  است و اغلب در محیط های مقدس ایجاد شده اند. در صورتی که انسان های بالدار اغلب در قلل کوه ها و ارتفاعات حک شده اند ، بنظر نگارنده درایران نقوش انسان های بالدارکارکردی تقدیس گونه نداشته و از رمز و راز دیگری پیروی می کنند.

 

ب – انسان بالدارنشان از انسان هایی است که از کرات و سیارات دیگربه زمین آمده اند.

 

نقوش انسان های بالدار در نقاط مختلف طی دوره ای یکسان به وجود نیامده اند، بلکه طی دوره های مختلف ایجاد شده اند. حتی بعضی از آنها با اینکه در قاره های مختلف واقع اند دارای شباهت های نزدیک به یک دیگرند. این نشان از آن دارد که در ادوار کهن مختلف نقش آفرینی ها مداومت داشته شاید حداقل تا هزارسال پیش و بعد از آن دوره ما شاهد ایجاد نقش های جدید از انسان های بالدارنیستیم. درصورتی که اگرنقوش مقدس بودند و یا آرزوی پرواز را می رساندند ، می بایست بشکلی تا دوران معاصر نیزادامه پیدا می کردند اما چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. درصورتی که بعضی نقوش مقدس هنوز هم در خیلی جاها در ایران کارکرد خود را حفظ کرده اند.

 

نقوش انسان های بالدار نیز از سندهای خوبی هستند که شاید انسان هایی از کرات دیگرباتمدن های موازی و پیشرفته تر براین کره خاکی فرود آمده اند و این آثار را از خود به جا گذاشته اند تا امضا وتاییدی بر حضورخود براین کره خاکی بوده باشد.

شاید در آینده آثار دیگری از آنها در غارها وحتی دفینه ها  کشف شود و ذهنیت و فرضیه ای مبتنی برچنین رخدادی در گذشته های بسیارکهن این کره خاکی مسجل و قطعی شود.

(این نقوش چه اثر انسان های فرا زمینی باشند چه اثر انسان های زمینی ، وجود شباهت های انکار ناپذیر درآنها، آنهم در دوقاره جدا از هم ، که انسان های حکاک شاید از وجود یک دیگر هم خبر نداشته اند ، این خود سئوال دیگری است که یافتن پاسخ آن ، سهل تر از موضوع نخست نخواهد بود!)

البته این علایم و نشانه ها و نظریات مترتب برآنها مختص به سنگ نگاره های تیمره نیست بلکه در مورد  سنگ نگاره های ملل دیگر و توسط دیگر محققین مطرح شده است.

برای مثال:

در نگاره های باستانی امریکا مربوط به دوران کهن ،پیش از کشف این قاره  و به ویژه در آثار باز مانده در کشور پرو، همچنین در نقاشی های باستانی موجود در فرانسه، آفریقای شمالی، ایتالیا و استرالیا تصاویری از انسان وارگانی به چشم می خورد که سرهایشان در کلاه خودهایی مانند فضانوردان قرار دارد.هنر سنگی مردم نازکا در شمال شرقی آمریکای جنوبی حتی از این هم فراتر رفته و در میان آثار به جا مانده از این تمدن کهن مردی با لباس کامل فضایی نشان داده شده است.

 

«برداشتی مشابه از سنگ نگاره های 12 هزار ساله پرو همچون سنگ نگاره های تیمره «

درفرهنگ عامیانه در سراسر جهان شرح و تفصیل درباره خدایانی که از آسمان به زمین فرود آمده و مهارت های لازم برای بقای بشر را به وی آموخته اند، فراوان است. در این باب همبستگی های زیادی میان داستانهای کهن عامه ملل گوناگون با مدارک جدید به چشم می خورد که گاه شگفت انگیز به نظر می رسد.
با استناد به این گونه شواهد، نظریه پردازانی نظیر ((اریک فون دانکین)) پژوهشگر و نوسینده سوئیسی که نخستین کتاب او به نام ((ارابه های خدایان)) در سال 1968 به چاپ رسید توجه فراوانی را به خود جلب کرد. از مدت ها پیش بر این ادعا       بوده اند که در فاصله سالهای 40 هزار تا 500 پیش از میلاد ، زمین به کرات مورد بازدید مسافرانی از فضای میان اختری قرار گرفته است. به اعتقاد فون دانکین آنان بودند که کار نظارت بر بنای اهرام مصر در جیزه را انجام دادند و رویدادهای بی توضیح متعددی که جزو اسرار باستانی محسوب می شوند ، دست داشته اند. (در مورد نحوه ی ساخت اهرام مصر چند فرضیه مبتنی بر دخالت فرا زمینیان همچنان مطرح است اما نظریات علمی تری مبتنی بر شواهد مهندسی نیز ارائه شده اند. «جدیدترین نظریه در این زمینه در شماره آذر ماه امسال دانشمند منتشر شده بود- مجله دانشمند. شماره 532 ، بهمن ماه 86 » )

دانکین از سال 1968 به بعد مشغول شرح و بسط این نظریه بوده است و وقایع شگفت انگیزی نظیر پیدایش حلقه های مزارع را که امروز نیز شاهد وقوع آن هستیم،‌به برون زمینیان و رفت وآمد سفاین آنها نسبت می دهد.
همانطور که نیاکان ما در اعصارکهن بدون اینکه هم دیگر را ببیند ، همچون  هم فکر کرده اند و بدیل اندیشه های خود بر سنگ های سخت هنرآفرینی کرده اند، امروزهم ما بدون اینکه از یافته و برداشت های مترتب از یافته های انسان های ساکن در قاره های دیگر مطلع باشیم، بریافته هایی همگون دست یافته ایم.که باز هم شگفت انگیز و مسحورکننده است. شاید در آینده ای نزدیک علایم و نشان هایی در سنگ نگاره های دیگر نقاط کره زمین کشف شود که تکمیل کننده حلقه های مفقوده امروزما باشند و بدین طریق رازی از اسرار نهفته گذشته این کره خاکی آشکار شود. قطعاً این رخداد دور از انتظار نخواهد بود.

با احترام – محمد ناصری فرد

 

 

نقش موجودی عجیب که شباهت به پری یا انسان بالدار دارد، با دنباله ای مواج  و انتهای دوشاخه که شباهت به دم ماهی دارد . این بی نظیر سنگ نگاره ای است که نگارنده تا کنون دیده است. انسانهای آسمانی و  فرا زمینی!

انسان هایی با لباس های خاص  و اشیایی شبیه ماشین های پرنده

انسانی درحال سوار شدن بر سفینه  با لباس های سراتدر پا  و سرهای بزرگ .

یک مجموعه خطوط درهم که شباهت به نقشه های پیچیده امروزی می نماید.

وجود نماد پیچ های حلزونی برفراز بعضی کوه های مشرف به سنگ نگاره های تیمره  با یک شعار جهانی ،حیرت آور است!  زندگی ،  کوچ ومهاجرت، قدرت  ورشدو نمو .

life, migration, power, growth

معنی نماد فوق :

زندگی ،  کوچ ومهاجرت، قدرت و رشدو نمو.

life, migration, power, growth



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : یکشنبه 26 شهریور 1391
نویسنده :

 

 
 
 
 
 
 
1 Votes

حوالی ساعت ۵ بامداد امروز جمعه ۲۴ شهریور، پدیده‌ای نورانی در آسمان ایران مشاهده شد. این پدیده مثلثی شکل در راستای جنوب‌غربی به شمال‌‌شرقی در حرکت بود و پس از کم نور شدن در روشنایی آسمان ناپدید شد.

بنا به گزارش‌های دریافتی خبرآنلاین از زنجان، دماوند و تهران حاکی است در حوالی ساعت ۵ صبح امروز (جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۱ مقارن با ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۲) ابری درخشان و عجیب مشاهده شد که به سمت رصدگران می‌آمد. ناگهان این ابر حالت مخروطی به خود گرفت و به مانند مخروطی چرخان به نظر رسید. بعد از مدتی، در زیر این مخروط شیء درخشانی دیده شد که به سمت شمال شرقی به حرکت در آمد و ابر درخشان نیز با فاصله به دنبال آن به راه افتاد.

رصد این ابر و شیء درخشان با استفاده از تلسکوپ نشان داد شیء درخشان که با چشم غیرمسلح به مانند یک ماهواره در حال حرکت بود، مثلثی‌شکل و دارای چند منبع نورانی بود. در آخر، جسم شبیه به دنباله‌داری بسیار بلند شده بود که از سمت شمال شرق تا میانه آسمان ادامه داشت.

نزدیک‌ترین پرتاب موشکی تاییدشده تا این لحظه مربوط به پرتاب چند ماهواره جاسوسی ایالات متحده به وسیله یک فروند موشک اطلس۵ است که ساعت ۲:۰۹ بامداد امروز (جمعه ۱۴ سپتامبر) به وقت ایران انجام شده، لیکن ۳ ساعت اختلاف زمانی این پرتاب با زمان مشاهده پدیده نورانی، احتمال ارتباط این دو مورد را ضعیف می‌کند.

در خردادماه امسال، پدیده نورانی مارپیچی شکلی در آسمان ایران و کشورهای خاورمیانه در ساعت‌های اولیه شب، مردم را بهت‌زده کرد که چند ساعت پس از آن مشخص شد مربوط به آزمایش موشک بالستیک روسیه بود. عکس داخل این خبر، مربوط به همین پدیده خردادماه است.

ماهیت جسم ناشناس مثلث‌مانندی که حوالی ساعت 5 بامداد امروز جمعه در آسمان ایران دیده شد، هنوز مشخص نیست. با این حال تصاویر ارسالی منجمان آماتور ایرانی جزئیات بیشتری را نشان می‌دهد.

اعضای انجمن اخترشناسی شیراز که پنج‌شنبه شب برای رصد آسمان به ارسنجان فارس رفته بودند، پدیده نورانی بامداد امروز را مشاهده و از آن عکس گرفتند. امیر احتشامی از اعضای این گروه گزارش داد «نوک مخروط را با تلسکوپ‌های 10 اینچ و 8 اینچ رصد کردیم؛ اندازه ماهواره یا ماهواره‌بر (یا هرچیز دیگری که بود) بسیار بزرگ بود. 75 درصد طول تصویر در چشمی 25 میلیمتر و تلسکوپ‌ها با فاصله کانونی 1200 میلی‌متر».

خط کم‌نورتر در نزدیک راس مخروط مربوط به رد ماهواره METEOR 2-20 است. به نظر می‌رسد که این پدیده که در ارتفاع بالایی از سطح زمین اتفاق افتاده، مربوط به یکی از ماهواره‌ها یا ماهواره‌برها باشد. نزدیک‌ترین پرتاب انجام‌شده متعلق به پرتاب یک ماهواره فوق‌سری جاسوسی ایالات متحده و یازده ماهواره دیگر بود که حوالی ساعت 2:09 بامداد جمعه از ایالات متحده پرتاب شد.

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1391
نویسنده :

آثار هنری بسیاری از تمدنهای باستانی ما وجود دارند که نزدیکی موجودات غیر زمینی را با اجداد ما نشان می دهند. اغلب این مدارک توسط نیروها و گروه هایی که قصد تحریف تاریخ انسانیت به هدف کنترل کردن زمین و انسانها را داشته اند، پنهان شده و یا از بین رفته اند. فقط درصد کمی از این مدارک بودند که پیش از آنکه دست گروه ها و افراد خاصی به آنها برسد، وجودشان فاش شده است. در بین این آثار باقیمانده، اشیاء بسیاری هستند که به تمدن مایا تعلق دارند. تمدنی که بیش از هر تمدن دیگر، مرتبط بودنشان با غیر زمینیان برای همگان آشکار است. این آثار گاهی برای ما پیامی غیر مستقیم دارند و گاهی ساده و آشکار.
بر روی آثاری که از تمدن مایا بجا مانده، نقشهای بسیاری از موجوداتی با ظاهر متفاوت از انسان هک شده که اغلب به گونه ای مقدس بیان شده اند. آن موجودات اغلب به عنوان خدا و یا فرشتگان مورد پرستش قرار گرفته اند و دینها و فرقه های امروزی، نتیجه ی این سنت ها و رفتارهای اجداد ماست.

– مدرک دیگری از مایاها –
در قسمت پشت این اثر (تصویر سمت راست) سفینه ای نقش بسته و این سفینه نوری به موجودی که زیر آن ایستاده می تاباند. این موجود با ظاهری کاملا متفاوت از انسان، مقدس و مهم بیان شده است. همچنین در پشت سفینه شما می توانید سیاره ای بسیار شبیه به زحل ببینید. فراموش نکنید، سازنده ی این اثر قرنها و هزاران سال پیش می زیسته.

زمان دقیق کشف این شیء دقیقا مشخص نمی باشد. این اثر به همراه چندین اثر دیگر چند ماه پیش توسط دکتر «نسیم حرمین» فیزیکدان و باستان شناس در یک سمینار معرفی شد. البته پس از اینکه ماقامات مکزیک اجازه ی انتشار خبر کشف آن را دادند. دلیل پنهان نگاه داشتن این آثار هم همانطور که گفتم، واضح و روشن بودن پیامشان است.

http://www.youtube.com/watch?v=_votkehCQk4



|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه






















































































































































 

دوستان لازم است ذكر كنم كه بيشتر عكسهايي كه گرفته شده دوره اي بوده كه هنوز سازندگان فتوشاپ به دنيا نيامده بوده اند و

همچنين برادران رايت كودكي بيش نبوده اند پس نه حقه فتوشاپ است و نه ساخته دست بشر.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

عکس های ارسالی توسط خوانندگان وبسایت ufocasebook

http://www.ufocasebook.com/2010/readersubmitted1.htm

UFO Casebook تقریباً 30 عکس در هفته از جانب خوانندگانش دریافت میکند. بعضی از آنها اطلاعات کمی دارند و نمیشود در یک مقاله گنجانده شود. دراینجا ، ما بعضی از آنها را جهت دیدن و بررسی  به اطلاع تمام خوانندگانمان میرسانیم.

Unknown Object  in Photograph

اتندورن Attendorn ، آلمان ، بیست و یکم اوت 2010

فرستنده Viele Grüsse, Michael

شیء فقط موقع دیدن عکس نمایان شد ، من زمانی که عکس گرفته شد چیزی ندیدم.

Unknown Object  in Photograph

Torch Lake دریاچه مشعل ، میشیگان Michigan

من چند شب پیش سگ خواهرم را برای پیاده روی در نزدیکی دریاچه مشعل در میشیگان شمالی برده بودم. من یک عکس از ماه گرفتم که در نزدیکی مرکز عکس قرار دارد.

من نمیدانم آن چه چیزی است که در سمت راست عکس قرار دارد ، من در آن زمان آنرا ندیدم. به نظر میرسد که در پشت درختان است.

پی نوشت :  واقعاً با عکس گرفته شده از South Harrow در سال 2009 شباهت دارد.

Unknown  Object in Photograph

Peterborough پیتربورو ، هجدهم اوت 2010

این ابر در تاریخ هجدهم اوت 2010 در ساعت شش و چهل و پنج دقیقه صبح  بالای آسمان Peterborough بود.

تصور میکنید آن یک شکل جالب توجه بود ؟

با احترام Trev

Unknown  Object in Photograph

صربستان سال 2005

این عکس در Sokobanja در نزدیکی کوه Rtanj واقع در کشور صربستان گرفته شده است.

چیزی عجیب و ناشناس در این عکس ، پشت بچه قرار دارد. یوفو اغلب در این منطقه در اطراف Rtanj دیده میشود. این شیء در دیگر عکس های گرفته شده در چند ثانیه قبل و بعد از این عکس وجود ندارد.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

يوفوها در رادار magdaleno مكزيكي ثبت شدند

Mayor magdaleno jasso nunez در حال پرواز با هواپيماي c26a bimotor airplane بود و داشت گشت پروازهاي روزانه خود را انجام مي داد. اين هواپيما براي نظارت  مراقبت و بدست آوردن اطلاعات و همين طور عكس هاي واضح برنامه ريزي شده بود و داراي سلاح هاي تهاجمي نبود .

در حدود ساعت 17 يا 5:00 pm رادار هواپيماي magdaleno يك شيئ عجيب را بروي صفحه خود نشان داد . او فكر كرد كه ممكن است هواپيماي حامل دارو باشد بنابراين براي ديد بهتر شيئ به نزديك شد و نزديك مي شد شيئ نوراني در صفحه رادار با سرعت زيادي به طرف ديگر متمايل شد .

Magdaleno از اينكه هويت شيئ برايش فاش شود نااميد شد اما دقايقي بعد 2 شيئ نوراني به رادار بازگشتند اما اينبار به دنبال هواپيما بودند . او نمي توانست مانوري بدهد يا تماسي با آنها برقرار كند او باورش نمي شد اما رادارها دروغ نمي گفتند . رادار 2 شيئ را درتعقيب هواپيما نشان مي داد . چند دقيقه بعد چندين شيئ ديگر در رادار ديده شدند با همان ويگي اشيائ قبلي . الان در كل 11 شيئ در رادار ثبت شده . magdaleno مي گفت او همچنان نمي توانست با آنها ارتباطي برقرار كند . اين نوعي از تكنولوژي  بالايي بود كه آنها بوسيله نوراني كردن زياد خود باعث استتار مي شدند تا به خوبي در تصاوير ديده نشوند . در آن حالت magdaleno آرامش خود را حفظ كرد و بعد از چند دقيقه اشيا در رادار ناپديد شدند تا او به پايگاه برگردد و گزارش دهد .

عكس واقعي است

وزارت دفاع مكزيك تحقيق كاملي بروي نوارها و عكسهاي تهيه شده توسط اشعه مادون قرمز بوسيله هواپيما و صحبت هاي magdaleno انجام داد . چندين ماه ديگر نوار به وسيله وزارت دفاع در اختيار رسانه ها و عموم قرار گرفت .



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391
نویسنده : مهدی نیکخواه

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

32

33

34

35

36

37

38

39

40

41

42

43

44

45

46

47

48

49

50

51

52

53

54

55

56

57  ( supposed to be a bird )

Orbs

UFO ORBS and the RODIN COILS

UFOs and Extraterrestrial

#

ASTRONAUTS UFOs

During the past decades-there are many ufo photos taken by astronauts

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

Video:  UFO footage from NASA’s archives part 1

Video: UFO footage from NASA’s archives part 2

#

WW2 – HITLERS UFOs

WW2 -UFOs, Hitler’s ufo projects and became known as: Haunebo and Foo Fighters. Did the Nazi’s capture a UFO and attempt to replicate it?  Hitler had information and knowledge to design ufos, it is said that the information was made available by aliens

Project Haunebo

1

2

3

4

5

FOO Fighters

6

7

8

HAUNEBU PROJECT: Flying Discs of the Third Reich (1922-1945 and Beyond)

The ‘FOO FIGHTERS’ of World War Two

The Nazi UFOs

 

#

AREA 51 UFOs

Area 51 (or Groom Lake) back in the late 1980’s on a back-engineering program an ‘exchange’ program with the ETs occurred in the 1970’s, which, resulted in the acquisition of nine UFOs so that their technologies could be researched.

1

2

3

NASA UFO’S and AREA 51 – AUTHENTIC ORIGINAL PHOTO’S

Area 51 Bob Lazar and Element 115 Alien Technology

#

USA – CANADA UFOs

In 1952, Avro Aircraft Ltd., a Canadian firm located at Malton near Toronto, began to develop a unique, supersonic fighter-bomber aircraft that could takeoff and land vertically, cruise at low altitudes on a cushion of air (also called ground effect) or accelerate to high speeds at higher altitudes.

In 1958, when the U. S. Army and Air Force took control of the project, they named the vehicle ‘Avrocar’ and designated it the VZ-9AV (‘VZ,’ experimental vertical flight; ’9,’ ninth concept proposal; and ‘AV,’ Avro). The Avro VZ-9AV Avrocar had fill some enormous shoes. The Army strategists looked for a subsonic, all-terrain reconnaissance and troop-transport vehicle, something rugged and adaptable that could replace light observation aircraft and helicopters.

 

1

2 ( canada )

3

4

5

The USA and Canada Made UFOs

*

Reverse Engineering a UFO and The Pomare Disk

Today we can reverse engineer the UFO as a design concept and catch up to the implementing technology.

Reverse Engineering a UFO and The Pomare Disk

*

منبع:     http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/ufos-from-alien-till-nasa-100-images/

البته عكسهاي منطقه 51 ، fake هستند.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391
نویسنده :
آیا بشقاب پرنده سال 55، مسافرانش را در تهران پیاده کرد؟
فرازمینی­ها در تهران
سید معین عمرانی| برای محققین پدیده یوفولوژی در ایران، همیشه این سوال مطرح بوده که آیا فرازمینی­ها در ایران نیز دیده شده­ اند یا این گزارش­ها فقط مربوط به آمریکا و کشورهای دیگر است. عده­ای نیز که به این پدیده به دیده انتقاد می­نگرند، این مسئله را حتی دلیلی برای انکار وجود یوفوها و حیات فرازمینی می­دانند، در صورتی که مسئله ممکن است به همین سادگی باشد که چون مردم، ذهنیتی از این موجودات ندارند، آنها را موجودات غیر ارگانیک ترسناک دانسته و یا با این تفکر که انگ یا برچسب­های نا مربوط به آنها زده خواهد شد، این گونه مشاهدات را به دست فراموشی سپرده و توجهی به آنها نمی­کنند. البته کسانی نیز در این بین شجاعت و شهامت کافی را داشته و تجربیات خود را با دیگران در میان گذاشته­ اند که در ادامه یکی از این روایات را از زبان شاهد عینی ماجرا (آقای بیات) خواهید خواند.
گزارش شاهد عینی: زمان این اتفاق اواخر شهریور سال 1355 می­باشد.
محل زندگی ما از نظر محدوده شهری در شرق تهران، خیابان فرح آباد ژاله سابق (پیروزی) سه راه سلیمانیه، خیابان فرعی شمالی-جنوبی برق فیروز (شهید امیر بهمن دریاباری) و واقع در کوچه خویی بود، این کوچه در قبل از انقلاب دو اسم داشت. قسمت شرقی آن کوچه فراهانی بود که منتهی به خیابان مجاوری (شهید حسن مغانلو) می­شد و قسمت غربی را کوچه خویی می­گفتند که به خیابان برق فیروز راه داشت، این کوچه در حال حاضر کوچه شهید جعفر کف­چی نام دارد. خیابان برق فیروز هم منتهی به خیابان سیاری (شهید برادران محبی) می­گردید که به میدان بروجردی و میدان باغچه بیدی هم راه داشت. شرح خیابان و کوچه­ها و اسامی آنها برای این بود که ماجرای آن شب در همین محدوده اتفاق افتاد. بهر حال این طور شروع کنم که من عادت داشتم برای حمام رفتن صبح زود حتی گاهی قبل از اذان از خانه بیرون می­رفتم. آن شب هم طبق معمول همیشه در حالی که هوا هنوز خیلی تاریک بود از خانه خارج شدم. ساعت حدودا 4 صبح بود. هیچکس در کوچه یا خیابان نبود. سکوت شب همه جا را فرا گرفته بود و من جز صدای پای خودم صدایی نمی­شنیدم. زیاد طول نکشید که به سر کوچه رسیدم و وارد خیابان برق فیروز شدم. لازم به ذکر است که در نبش کوچه خویی واقع در خیابان برق فیروز یک مغازه خواروبار فروشی و در کنار این مغازه یک گاراژ بود. تا آنجا که یادم می­آید مدت زیادی بود که یک ماشین استیشن سبز رنگ، بسیار قدیمی و به قول خودمان درب و داغان بین این مغازه و گاراژ قرار داشت. این استیشن یکی دو تا از چرخ­هایش حتی لاستیک هم نداشت و بقدری کثیف بود که هیچکس به آن نزدیک نمی­شد. توضیح درباره این ماشین به این خاطر است که به این اتفاق ربط داشت. همانطور که گفتم بعد از اینکه از کوچه خویی بیرون آمدم و وارد خیابان برق فیروز شدم. بدون توجه از نزدیک این ماشین رد شدم، چند متر جلوتر به سر کوچه طوقانی (شهید ناجی) رسیدم. این کوچه دقیقا روبروی گاراژی بود که استیشن مذکور نزدیک آن قرار داشت. در این موقع فاصله من از جلوی کوچه طوقانی تا استیشن حدود 8 الی 10 متر بیشتر نبود. که ناگهان از پشت سر صدایی توجهم را جلب کرد. سرم را به عقب برگرداندم. صدا از داخل استیشن بود. چشمم به داخل ماشین افتاد. آنچه که داخل ماشین دیدم، بسیار عجیب و غیر قابل باور بود. من شاهد حضور دو نفر بودم که نه انسان بودند و نه حیوان و دارای ظاهری ترسناک. چند نکته مهم و برجسته در آنها بود که اگر فقط یک لحظه هم آنها را نگاه می­کردی برای همیشه در خاطرت می­ماند. سرهای خیلی بزرگ، سر آنها نسبت به بدنشان خیلی بزرگ بود و هیچ تناسبی نداشت، بدنشان نسبت به سرشان خیلی کوچک بود. درست مثل اینکه سر یک انسان بالغ و درشت هیکل را روی بدن یک بچه بگذارند. چشم­هایشان هم خیلی درشت بود آنچنان که بنظر می­آمد شاید بیرون از حدقه باشد. دستهایشان باریک و لاغر بود مثل لوله، رنگ آنها آن طور که خاطرم مانده خاکستری روشن بود. قد آنها را ندیدم، چون داخل ماشین بودند و چیزی که نشان دهنده این باشد که لباس به تن دارند مشاهده نکردم. همانجا در فاصله 8 الی 10 متری آنها میخکوب شدم. آنکه سمت راست ماشین نشسته بود داشت مرا نگاه می­کرد، بدون هیچ گونه حرکتی به من خیره شده بود، بهت زده شده بودم. هر دو بی­حرکت چشم در چشم به هم نگاه می­کردیم. یادم نمی­آید چقدر زمان به همین حال گذشت یک دقیقه، دو دقیقه، بیشتر یا کمتر متوجه زمان نبودم. آن نفر دیگر که به اصطلاح طرف راننده نشسته بود. دستهایش روی فرمان بود و مرتب آن را یه این طرف و آن طرف حرکت می­داد، زاویه دید من طوری بود که هر دو را تقریبا به خوبی می­دیدم. خوب به خاطر دارم در تمامی مدتی که من و نفر دیگر به هم خیره شده بودیم و چشم از هم برنمی­داشتیم، آنکه سمت راننده بود حتی یک بار هم به من نگاه نکرد و این طور به نظر می­آمد که متوجه من نشده است.
همانطور که قبلا هم اشاره کردم نمی­دانم که زمان چگونه می­گذشت. بهر حال بعد از مدت زمانی که نمی­دانم چقدر بود همان نفری که داشت خیره به من نگاه می­کرد صورتش را به طرف نفر دیگر برگرداند و با دست چپ خود دو بار با حرکت آهسته به شانه او زد و وقتی او بی­حرکت شد با حرکت سر و به حالت اشاره حضور مرا به او فهماند، دوباره همان حالت جشم در چشم شدن و خیره نگاه کردن به یکدیگر تکرار شد ولی این بار 3 نفری، باز هم باید تکرار کنم که نمی­دانم چقدر زمان طول کشید. فقط یادم هست در تمام لحظات شروع تا پایان این قضایا من از شدت بهت و حیرت و ترس کاملا بی­حرکت بودم و قدم از قدم بر نداشته بودم. خشک و بی­حرکت ایستاده بودم. در همین حین ناگهان هر دو آنها به یکباره و درست همزمان دست­های بلند، باریک و لاغر خود را به طرفین باز کرده و روی شانه یکدیگر قرار دادند و دوباره همزمان به پایین ماشین خم شدند.
دیگر آنها را ندیدم. یکدفعه مثل کسی که از خواب پریده به خود آمدم. تنهای تنها در خیابان تاریک، مغزم کار نمی­کرد. ترس شدیدی وجودم را فراگرفته بود. تصور اینکه آنها همان لحظه درب ماشین را باز می­کنند و بیرون می­آیند مرا بر آن داشت که فرار کنم.
فاصله من تا خانه بسیار کمتر از فاصله­ای بود که برای رسیدن به حمام می­بایست طی می­کردم. اما جرأت اینکه از کنار آن ماشین رد شده و وارد کوچه بشوم را نداشتم. چرا که فکر می­کردم حتی اگر بتوانم فاصله آنجا تا خانه را طی کنم، زمان زیادی طول می­کشد که کسی بیاید و درب خانه را باز کند چون تابستان بود و همگی در پشت بام خواب بودند. بنابراین تصمیم گرفتم به طرف میدان باغچه بیدی که حمام فرد بهار در آن قرار داشت فرار کنم. به همین خاطر با سرعت شروع به دویدن به طرف خیابان سیاری (شهید برادران محبی) و میدان باغچه بیدی کردم. بخاطر دارم که در آن سال­ها، شب­ها ماشین­های سنگین از قبیل کامیون و تریلی در این میدان پارک می­کردند و همیشه تعدادی سگ در زیر این ماشین­ها می­خوابیدند. همین طور که به شدت می­دویدم صدای پاهایم در خلوت شب در خیابان می­پیچید و سکوت شب را می­شکست. به صدای دویدن من سگ­هایی که در زیر کامیون خوابیده بودند، بیدار شده بودند و به صدای بلند پارس می­کردند. چندتایی از آنها هم از زیر ماشین بیرون آمده بودند. ترسم دو چندان شد. حالا ترس از حمله سگ­ها هم وجود داشت، تنها امیدم در آن موقع این بود که خدا کند حمام باز باشد. در همان حال که می­دویدم از دور نگاه کردم و دیدم که چراغ­های حمام خاموش بود. حمام هنوز باز نشده بود.
ترس از اینکه آن دو موجود به دنبالم بیایند و یا توسط سگ­ها دنبال شوم و اینکه نه کسی در خیابان بود که کمکم کند و نه جایی که به آن پناه ببرم، حال بدی در من به وجود آورده بود که فقط خدا می­دانست. در آن وقت تنها چیزی که نظرم را متوجه خود کرد وجود یک باجه تلفن عمومی بود. این تلفن عمومی در سر کوچه­ای بود که حمام در نبش آن قرار داشت. نام قدیم آن را به یاد ندارم اما در حال حاضر این کوچه، کوچه شهید حمید رضا فرجی نام دارد. با عجله به داخل باجه رفتم. در آن را بستم و در قسمت کف آن به حالت خوابیده خودم را پنهان کردم. جایی را نمی­دیدم و امیدوار بودم که کسی هم مرا نبیند. در آن لحظات اگر کسی همراه من بود حتما صدای طپش قلب مرا می­توانست بشنود. همچنان ترس بود و ترس. یک ربع یا 20 دقیقه به همین صورت سپری شد، که در آن سکوت یکدفعه صدایی آشنا به گوشم رسید. این صدا چیزی نبود به جز صدای زنگ دوچرخه حسن آقا. حسن آقا مسئول باز کردن حمام بود و در کوچه و همسایگی خودمان زندگی می­کرد و ما با پسران او مرتضی و مصطفی دوست و همبازی بودیم. با شنیدن صدای دوچرخه انگار دنیا را به من دادند، با خوشحالی سرم را بلند کردم. حسن آقا را سوار دوچرخه دیدم. از باجه تلفن بیرون آمدم. جلو رفتم و با او سلام علیک کردم. ولی از آن ماجرا چیزی به او نگفتم. به داخل حمام رفتم. بعد از اینکه خودم را شستم، هوا هنوز تاریک بود. همان­جا داخل حمام ماندم تا هوا روشن شود و بعد از آن به خانه رفتم. صبح وقتی که همه اهل خانه برای خوردن صبحانه سر سفره نشسته بودند، برای آنها تعریف کردم که چه اتفاقی برایم افتاده، عکس العمل پدرم را به یاد ندارم. اما مادرم به تصور اینکه آنها که من دیده­ام اجنه بوده­اند، گفت دیگر حق نداری صبح زود به حمام بروی. خواهرم کوچکم که فقط ده سال داشت. به قول خودش آنقدر ترسیده بود که تا چند وقت بعد از آن هر وقت هوا تاریک می­شد به کوچه نمی­رفت. فردای همان روز روزنامه­های کثیرالانتشار خبر پرواز چند بشقاب پرنده را برفراز تهران چاپ کردند. پدرم هر روز روزنامه می­خرید و فردای آن روز وقتی در روزنامه خبر پرواز بشقاب پرنده­ها را خواندیم. به اهل خانه گفتم دیدید راست می­گفتم. آنها که من دیدم آدم فضایی بودند و هنوز هم گاهی اوقات وقتی یادم می­آید از کنار آن موجودات که با خلقتی دیگر بودند با فاصله شاید نیم متر رد شده بودم و روبروی یکدیگر قرار گرفته بودیم احساس خاص و خوشایندی به من دست می­دهد. این ماجرا نه در اروپا و آمریکا و نه به شیوه فیلم­های هالیوودی بلکه به طور غیر قابل باوری در یکی از همین محله­های شهرمان که زندگی در آن به صورت خیلی ساده جریان داشت و دارد به وقوع پیوست.
منبع: همشهری دانستنیها

نوشته شده در مشاهده یوفو در ایران, ارتباط با موجودات فضايي, تعقیب بشقاب پرنده تهران, دیدار با موجودات فضایی, عکس های موجودات فضایی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391
نویسنده :

دوگون ها قبيله اي هستند که در بخش اصلی ناحیه ی «بندیاگارا» و «دوانتزا» در مالی ، در غرب آفریقا ساکن شده اند.

این منطقه از سه ناحیه ی زمین شناسی تشکیل شده است:قسمت هموار،قسمت صخره ای وقسمت مسطح.

در داخل این ناحیه دوگون ها که تفریبا تعداد آن ها 300000 نفر می باشد دارای متمرکزترین جمعیت هستند.

 

به امتدادی 200 کیلومتری نواحی پرتگاهی صخره ای نام صخره های بندیاگارا را داده اند.

این صخره ها که جنس آن ها ماسه سنگ می باشد از جنوب غرب تا شمال شرق به طور نا هموار و موازی به سوی رود «نیجر» می روند و در نهایی ترین ارتفاع به 600 متر می رسند.

این صخره ها بستری مناسب و تماشایی را برای ساخت دهکده های دوگون ها در کنار پرتگاه به وجود آورده اند.

در این مکان 700 روستای دوگون وجود دارد که بیش ترین آن ها از لحاظ جمعیت،کمتر از 500 سکنه دارد.

در طول فصل گرم،دوگون ها روی بام خانه های گلی و سفالیشان دراز می کشند و «آبدوله کویو» ، یک مرد دوگون ،بالای پرتگاه بندیاگارا که مشرف بر ناحیه ی هموار بونگو است می ایستد.

همچنانکه از حاصلخیزی سرزمین سنگی اطراف بندیاگارا کاسته می شود،دوگون ها برای زراعت گندم در سرزمین های هموار و حاصلخیز بونگو که پربارتر و بهتر است به جلو پیشروی می کنند.

بدون هیچ تجهیزاتی و فقط با زور ماهیچه و مهارت،یک مرد دوگون صد ها متر در امتداد شیب سخت زمین صعود می کند.روستایی های «ایرلی» از طنابی که از پوست درخت «بااوباب» درست شده است برای جستجوی چلغوز کبوتر وصنایع مصنوعی «تلم» صخره های بندیاگارا را بالا می روند.چلغوز کبوتر برای تولید کود به کار می رود و کیسه ای 4 دلار به فروش می رود.صنایع تلم،مانند مجسمه های برنجی و بالش ها و زیر سری های چوبی توسط کلکسیونر های هنری غربی به قیمت های گزافی خریداری می شوند.

خاستگاه دقیق دوگون ها ، مانند تمدن های کهن دیگر ، نامعین است. تمدن آن ها ، در شباهت بسیاری با آداب و رسوم تمدن باستانی «سومر» پدیدار شد.هر دوی این تمدن ها از افسانه هایی سخن می گویند که آفرینش آن ها را توسط خدایانی می داند که از آسمان توسط کشتی های فضایی آمدند و جالب تر این که می گویند آن خدایان روزی باز خواهند گشت!

به علت این منابع نادقیق و نادرست تعداد بیشماری از انواع افسانه ها و روایت ها وجود دارد که نشان می دهد آن ها چگونه از سرزمین اجدادی و مادریشان به ناحیه ی بندیاگارا آمده اند.

آن ها به خودشان دوگون یا «دوگوم» می گویند ، اما در ادبیات و فرهنگ قدیم به آن ها «هبه» می گفتند که به معنای غریبه یا کافر و بت پرست است.

تئوری ها می گویند که قبیله و طایفه ی آن ها نسبت و نژاد مصری دارد.دوگون ها بعد به منطقه ای مهاجرت کردند که امروزه  به آن لیبی گفته می شود.سپس آن ها به سوی منطقه ای در گینه یا موریتانی رفتند.

حوالی سال 1490 بعد از میلاد یعنی 600 سال پیش آن ها به علت مهاجم ها و یا خشکسالی سرزمین خود را ترک گفتند و به مکان فعلی ، یعنی صخره های بندیاگارا به مرکز مالی مهاجرت کردند.

باور های دینی دوگون ها مجموعه ی عظیمی است.دین دوگون ها عمدتا به پرستش اجدادیشان و ارواحی که در راه مهاجرت به صخره های بندیاگارا با آن ها روبرو می شده اند استوار است.آن ها «نومو» نامیده می شدند.

سه مکتب و آئین دینی برای دوگون ها وجود دارد که عبارتند از:»آوا» –»لِبه» و «بینو».

آوا:  آوا آئین و مکتب مرگ است که هدف آن دوباره مرتب کردن فشار های روحی است که به وسیله ی مرگ نومو به وجود می آیند ، یک افسانه اجدادی که برای دوگون ها اهمیت زیادی دارد.

پیروان آئین آوا با لباس ها و نقاب ها ی نقاشی شده و ظاهر بسیار مزین در هر دو مراسم تدفین و یادبود می رقصند.

78 نوع نقاب آئینی برای دوگون وجود دارد  که پیام نمادین آن ها به ورای زیبایی ، قلمروی دین و فلسفه می رود.

نخستین هدف رقص آوا ، هدایت روح متوفیان یا مردگان به سوی آخرین آرامگاهشان در قربانگاه های خانواده و تقدیس گذرگاه آن ها به سوی مقام ها و جایگاه های نیاکانشان است.

مکتب لبه ، خدای زمین ، عمدتا به چرخه ی کشاورزی و قدیس اصلی آن که به آن «هوگون» می گویند بستگی دارد.

هر دهکده ی دوگون یک معبد لبه دارد که محراب های آن ها ذره ای زمین ثبت شده دارد که آن ها را به سوی ادامه ی حاصلخیز کردن زمین تشویق می کند.

دوگون ها باور دارند که هر شب خدایی که نام ان لبه است هر شب در قالب ماری بزرگ نزد هوگون ها می آید و پوست آن ها را برای پاک کردن و تصفیه کردن و برانگیختن آن ها می مکد.

هوگون ها مسئول هستند که از پاکی و خلوص خاک محافظت کنند بنابراین مراسم کشاورزی زیاد برگزار می شود.(آن مار بزرگ استعاره و کنایه ای از DNA است.)

در ده «سَنقا» پیاز ها را می کوبند و کوبیده ی آن ها به شکل توپی در می آورند که در آفتاب می خشکد.سپس آن ها را به دورترین نقطه ، به ساحل عاج برای فروش حمل می کنند که تهیه ی انواع سس ها به کار می رود.

پیاز ها یکی از منابع اصلی مبادلات دوگون ها هستند که در سال 1930 توسط فرانسوی ها به دنیا شناسانده شد.

محصول ارزن:زنان دوگون محصول ارزن را در دهکده ی کانی کُمبال ذخیره می کنند.ارزن یکی از محصولات حیاتی برای دوگون است.آن ها ارزن را در ماه های خرداد و تیر میکارند ، هنگام آغاز باران می کارند که در ماه مهر قابل برداشت می شود.

امروزه ، یک آهنگر دوگون تکه پاره های آهن های به جا مانده از ریل های قدیمی و ماشین های از کار افتاده را بازیابی و اهنگری می کند.بنابراین ، ذره به ذره هنر جدا کردن آهن از سنگ معدن که دانش و علم کامل و زیادی می خواهد از آتش گرفته تا دما هایی مشخص متروک شد و از یاد ها رفت.

یکی از آخرین ذوب کنندگی ها در سال 1995 در مالی توسط آهنگران دوگون انجام شد.این اتفاق موضوع فیلمی به نام «ایناگینا ، آخرین پناهگاه و خانه ی آهن » شد.

یازده آهنگر که هنوز رمز و راز های هنر اجدادیشان را به همراه و یادگار داشتند موافقت کردند که یکی از آخرین گدازگری ها را انجام دهند.آن ها جمع شدند که ارواح اجدادشان را شاد کنند.

آن ها ذغال چوب برافروختند ، یک کوره به وسیله ی زمین و کلوخ درست کردند.آخرین کوره – یا ایناگینا – که به معنای » خانه ی آهن » است با کیفیتی فوق العاده به 69 کیلوگرم آهن حیات بخشید.

با این حجم آهن ، آهنگران وسایل سنتی کشاورزی ، وسایل دفاعی  و جواهرات مردم دوگون را ساختند.

رقص های یودیو: هنگام جشن «داما» ، روستایی های یودیو دور دو رقاص چوب به دست حلقه می زنند.

رقص و صورتک ها تقلیدی از «تینگه تنگ» ، پرنده ای آبی با پاهای بلند است.رقص کنندگان قدم ها و حرکات طاقت فرسایی را هنگام بالا و پایین پریدن در جمعیت انجام می دهند.

مکتب یا آئین بینو یک رویه ی توتمی است (توتم ،روح محافظ شخص ،درخت يا جانورى که سرخ پوستان حافظ وحامى روحانى خود دانسته واز تجاوز بدان ياخوردن گوشت آن خوددارى مى کردند،روح ياجانورحامى شخص –مترجم-لغت نامه ی «بابیلون» ) و پیوستگی زیادی با مکان های مقدس دوگون ها که دوگون ها برای قربانی اجدادیشان ، ارتباطات روحی و قربانی کردن هایی برای امور کشاورزی استفاده می کردند دارد. مارسل گرایل و همکارانش آمدند تا مطمئن شوند که همه ی مکان های عمده ی قربانی کردن دوگون ها با افسانه ی خلقت جهان که منحصرا به خدایی به نام نومو مربوط است ارتباط دارد. معابد بینو خانه ی ارواح اجداد افسانه ای بود که در مبدا تاریخی نامعین قبل از پیدایش مرگ در برابر انسان زندگی می کردند.

ارواح بینو اغلب خودشان را به صورت حیوانات در برابر نسل ها و نوادگان شناخته شده یشان در می آورند و در هنگام ریخته گری یا مهاجرت پا در میانی و واسطه گری می کنند و این گونه توتم قبیله می شوند.

روحانی های هر بینو از جایگاه ها و حرمهای مقدسی که اغلب نمای آنها با نگاره ها و سمبل های رمزی و نشانه ای نقاشی شده است نگهداری میکنند.

قربانی های » مخلوط خون و گندم » که در برداشت محصول اول انجام میگیرد، معابد بینو به هنگام بذرپاشی زمین ها و وقتی که شفاعت اجداد ابدیشان در میان باشد ساخته میشود.

دوگون ها بر این باورند که، با برگزاری چنین مراسمی، نیروی خیرخواهی از جدشان به آنها منتقل میشود.

ماسک های کانانگا شامل طرح های هندسی است. این ماسک ها موجودیت اولین موجودیت انسان ها را اظهار میدارد. دوگون ها باور دارند که رقص داما پلی به درون دنیای ماوراء طبیعه خلق میکند. بدون رقص داما، فرد مرده نمیتواند به صلح دست یابد.

 خود-دفاعی آن ها از همبستگی اجتماعی شان، که بر پایه ی مجموعه ای از اعتقادات قوی فلسفی و دینی است می آید، قانون اساسی ای که توسط نیاکان پرستش میشود.

ماسک های آیینی و جسدها برای مراسم ها استفاده میشود و این ماسک ها در غارها نگه داری می شود.

دوگون ها مسلمان یا آنیمی هستند . پک توگونما، خانه ی کلمات که نشان مرکز اجتماعی مردان است، در هر کدام از دهکده های دوگون ها موجود است.

سقف کوتاه که توسط حکاکی یا مجسمه سازی حمایت می شود، از بحث های تعصبی و هواخواهی که از تشنج زدایی درون جنگ می آید، جلوگیری میکند.

سمبل ها و نمادهای با معنی «توگونا» را احاطه کرده است. در دشت «گوندو» ستون های «توگونا» اغلب از چوب «کایل» تراشیده و حکاکی میشوند و اغلب موضوع هایی درباره ی زایش و باروری را نمایش میدهند.تعداد زیادی از حکاکی ها از سینه ی زنان هستند. دوگون ها ضرب المثلی دارند که میگوید: » پستان دوم تنها به خدا » (با عرض پوزش این جمله ی انگلیسی معنی مشخصی برای ترجمه نداشت.مترجم.)

متاسفانه ، کلکسیونرها، قسمت هایی از ستون ها که اشکال پیچیده تری را دارند، با عبور کردن افراد سالمند دهکده به یغما برده اند. این ناقص کردن ستون های حکاکی شده، امنیت آن ها را تضمین میکند.

» آماگومه دلو » راهب و غیب گویی در روستای » بونگو » مراسمی را انجام میدهند، او با دیدن نشانه ها و شبکه ها در ماسه پیشگویی میکند. هنگام تاریک و روشن و گرگ و میش شدن هوا، او سوال های خود را روی ماسه برای جواب گرفتن از روباه مقدس میکشد و مینویسد. مردم دوگون باور دارند که روباه دارای قدرت های ماوراء طبیعه است.

قبیله ی دوگون ممکن است سوال هایی همچون، مردی که من عاشقش هستم، او نیز مرا دوست دارد؟ یا، آیا پیشنهاد شغلی کار در کلیسا را قبول کنم یا نه؟ را از غیب گو بپرسند. هنگام صبح، غیب گو پاسخ هایی را که روباه روی ماسه برجا گذاشته است را تعبیر میکند و میگوید.

روباه حتما می آید ، چون خود میداند ارزن، شیر و بادام زمینی برای او ، این حیوان مقدس در آنجا آماده شده است.

واشنگتن پست – دوگون – ویکی پدیا ( انگلیسی )

نومو

NOMMO

-          نجوم و اختر شناسی

دوگون ها به علت داشتن دانش اختر شناسی و آموخته های سنتی شفاهی شان در این علم بسیارمعروف هستند ؛ اگر به هزاران سال پیش از این بازگردیم ، در مورد منظومه های ستاره ای ، پیوندی بین صورت فلکی شعرای یمانی و ایزیس ، الهه ی مصری می بینیم.

تا قرون 19 و 20 میلادی ، در مورد دانش اختر شناسی دوگون ها و این که آن ها این دانش را از کجا آموخته اند اکتشافی صورت نگرفت.

سنت شفاهی آن ها می گوید که «نومو» این دانش را به آن ها آموخته است.

منبع اطلاعات و دانش آن ها شاید به زمان کاهنان مصر باستان برسد.در سال 1930 میلادی ، 4 کاهن دوگون ، مهم ترین و ارزشمند ترین سنت های نا گفته و در راز نگاه داشته شان را با دو انسان شناس فرانسوی ، به نام های «مارسل گریال» و «گرمین دیه ترلن» ، با 15 سال شاگردی و کارآموزی  این دو فرانسوی در قبیله در میان گذاشتند.

http://reinep.files.wordpress.com/2010/03/dogonmask.jpg?w=604

این ها افسانه های مرموز و در راز مانده ای در مورد ستاره ی شعرای یمانی (در فارسی به آن «شباهنگ» و در انگلیسی به آن “Sirius” می گویند. مترجم) که 6/8 سال نوری با زمین فاصله دارد بود.کاهنان دوگون می گویند که ستاره ی شعرای یمانی دارای ستاره ی همدمی است که از چشم انسان پوشیده و نا مرئی است.آن ها حتی اظهار می کنند که این ستاره مدار بیضوی با دوره ی گردش 50 ساله ای دارد که به دور ستاره ی شعرای یمانی می گردد که این ستاره کوچک و به طرز شگفت انگیزی سنگین است و به دور محور و قطب خود دوران می کند و می چرخد.

انسان شناس ها به طور ابتدایی این معلومات را در یک مجله ی گمنام انسان شناسی منتشر کردند، زیرا آن ها قدر و اهمیت اختر شناسی و علمی این اطلاعات مهم را نمی دانستند.

چیزی که آن ها نمی دانستند این بود که از سال 1844 میلادی ، اختر شناسان به این نکته مظنون شده بودند که ستاره ی شعرای یمانی همدمی دارد ، یعنی آن ها حدس زده بودند که این ستاره باید همدمی داشته باشد.هنگامی که آن ها با رصد های انجام شده پی بردند که ستاره ی شعرای یمانی در مسیر خود تلو تلو می خورد و لنگ می زند و می لرزد ، گمان آن ها به یقین و واقعیت تبدیل شد.

در سال 1862 ، الوان کلارک ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی را کشف کرد که با کشف او معلوم شد که این ستاره منظومه ای دو ستاره ای است.

http://africa.si.edu/exhibits/inscribing/images/eduimages/5.-Dogon-rock-paintingsLG.jpg

در سال 1920 ، معلوم شد که ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی ، یعنی شعرای یمانی B ، یک ستاره ی کوتوله ی سفید است.کوتوله های سفید ستاره هایی کوچک ، متراکم و چگال اند که به طور کم نور و تاریک می درخشند.کشش جاذبه ی این ستاره ی همدم ، علت تلو تلو خوردن ستاره ی شعرای یمانی است.شعرای یمانی B از سیاره ی زمین کوچکتر است.

دوگون ها نام این ستاره ی همدم را پوتولو (potolo) به معنای ستاره ی تولو ، و به معنای کوچکترین بذر- پو گذاشته اند.بذر به خلقت مربوط است و بر می گردد ؛ در این جا شاید به معنای خلقت انسان.با این اسم (بذر) آن ها کوچک بودن ستاره را توصیف می کنند.آن ها می گویند این کوچکترین چیزی است که وجود دارد.آن ها حتی ادعا می کنند که این «سنگین ترین ستاره» است و به رنگ سفید است.دوگون ها بدین گونه ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی را با سه مشخصه ی اصلی و عمده به عنوان یک کوتوله ی سفید توصیف می کنند:کوچک ، سنگین و سفید.

توصیف نومو

نومو ها ارواح و روان های اجدادیشانند (گاهی اوقات مربوط می شود به خدایان( که به وسیله ی قبیله ی دوگون مالی پرستش می شده اند.کلمه ی نومو از یک کلمه ی دوگونی به معنای «درست کردن یک نوشیدنی» مشتق شده است.نومو ها معمولا مخلوقاتی دو جنسه (ذوحیاتین ، خاکی و آبی.مترجم) و ماهی مانندی توصیف شده اند.هنر های بومی ، نومو ها را مخلوقاتی شبه انسانی ، با دست و پا و مانند ماهی با دم نشان می دهند.

گاهی حتی به آن ها «ارباب آب» ، «آگاهی دهندگان و انگیزانندگان» و «معلمان» می گویند.

 

خدایان ذوحیاتین (دو جنسه)

نومو را می توان تک و منحصر بفرد یا گروهی از ارواح به عنوان یک کل نامید.معنی این عنوان یعنی «نومو» را میتوان «به طور مشخص فرد» و «نومو ها» را میتوان به گروهی از
«هستی ها یا بودن ها» ربط داد

نومو شایسته ی اسم هایی همچون «منحصر به فرد» یا «گروهی از ارواح به عنوان یک کل» نیز هستند.

اسطوره شناسی (افسانه شناسی) نومو

اسطوره شناسی نومو اظهار می کند که نومو اولین مخلوقی بود که توسط خدای آسمانی ، آما ، آفریده شد.اندکی بعد از این خلقت نومو تحت تاثیر یک دگرگونی قرار گرفت و به 4 جفت دوقلو تبدیل شد.یکی از این دو قلو ها علیه نظم جهانی که توسط آما خلق شده بود،شورید.آما ،برای دوباره نظم بخشیدن به خلقتش یکی دیگر از اولاد و دودمان نومو را قربانی کرد و بدن او در سراسر جهان تجزیه و پراکنده شد.این پراکندگی بدن ، توسط دوگون ها ، به عنوان منبعی برای ازدیاد معابد بینو در سرزمین مادریشان تلقی شد ; بدین صورت که هر جا که تکه ی بدنی افتاد ، آن ها معبدی بنا کردند.

در اواخر سال 1940 میلادی ، دو انسان شناس فرانسوی نامبرده ( که از سال 1931 با دوگون ها کار می کردند و به سر می بردند) ، میراث داراطلاعاتی ارزشمند و مرموز دیگری نیز شدند و آن چیزی نبود جز اسطوره شناسی مهر و موم شده و مرموز دیگری درباره ی نومو.

دوگون ها به این دو انسان شناس ، باوری را گفتند که می گفت نومو ها ساکن و مقیم و اهل ستاره ی گردنده به دور ستاره ی شعرای یمانی بودند!

نومو ها با یک کشتی فضایی به همراه غرش و صدای رعد آسا و آتش از آسمان فرود آمدند.بعد از پایین آمدن ، آن ها مخزن آبی ساختند و در آن به غواصی پرداختند.افسانه های دوگون ها اظهار می کند که نومو ها نیازمند زندگی در محیطی با مایع آب بودند.

بر حسب افسانه ای که گرایل و دیه ترلن نقل می کنند :نومو بدن خود را در برابر انسان ها قسمت قسمت و تکه تکه می کرد تا انسان ها از آن تغذیه شوند.شاید به همین دلیل نیز آن ها میگویند که جهان «نوشیده از بدن او» است; نومو همچنین انسان ها را وادار به نوشیدن کرد.او تمام وجودش را به هستی های انسان بخشید.نومو به یک درخت به دار آویخته شد و مصلوب شد ، اما زنده و احیا شد و به خانه و دنیای مادری خودش بازگشت.افسانه های دوگون می گوید او روزی در قالب انسانی ، برای ملاقات دوباره ی زمین در آینده باز خواهد گشت.

Enki or Ea-in

 جدال

 در سال 1970 کتابی با عنوان » راز شباهنگ » درباره ی سنت ها و باورهای دوگون ها در باب ستاره ی شباهنگ و نوموها توسط » رابرت تمپل » به چاپ رسیده و به محبوبیت قابل توجهی نیز رسید. در این کتاب » رابرت تمپل » به این نتیجه رسید دانش دوگون ها درباره ی نجوم و پدیده های غیر قابل رویت کیهانی را فقط در صورتی میتوان توضیح داد که قبول کرد این دانش ها توسط نژاد فرا زمینی که در برخی نقاط در زمان های گذشته به ملاقات دوگون ها آمده بودند به آن ها داده شده است. او این قبیله را به افسانه ی نومو ربط داد و قانع شد و به این پی برد که نوموها ساکنان فرا زمینی منظومه ی ستاره ای شباهنگ بودند که در گذشته های دور چندین بار به زمین سفر کردند و دانش درمورد منظومه ی ستاره ای شباهنگ ( شعرای یمانی را ) ، ( مانند منظومه ی شمسی ما ) را در اختیار قبایل دوگون قرار دارند.

http://preterhuman.net/texts/other/crystalinks/siriusdna.gif

در این حال،» والتر ون بیک » ، انسان شناسی که درباره ی دوگون ها مطالعه میکند، هیچ شواهدی از اینکه دوگون ها ذره ای دانش تاریخی درمورد ستاره ی شعرای یمانی را در گذشته داشته اند پیدا نکرد.

ون بیک مطرح کرد که » گرایل » درگیر مسایلی همچون مشکلات پرسش از منابع دوگونی خودش شد که در طی آن افسانه ها و اسطوره های جدیدی با درد دل ها و صحبت های دوگون ها به وجود آمد.

«کارل ساگان » در اولین گردهمایی دوگون اشاره کرد که دوگون ها دانش خود در مورد این که ستاره ی شباهنگ ستاره ای دوتایی است را در سال 1940 کسب کردند، یعنی در حالیکه فرصت فراوانی نیز داشتند تا دانش خود در مورد علوم کیهانی درباره ی ستاره ی شعرای یمانی و منظومه ی شمسی را در تماس با جوامع زمینی و انسان ها را ارتقا دهند. (یعنی او میگفت دوگون ها دانش خود را در همین 70 سال اخیر کسب کرده اند.)  نیز باید به این نکته اشاره کرد که سیستم های ستارگان دوتایی مثل شباهنگ دارای منطقه بسیار محدود و یا منطقه  ای غیر مسکونی برای حفظ سیاره ای قادر به حفظ زندگی  ، آن طور که نوموها از زندگی وابسته به آب میگویند، هستند.

http://www.buyafricanantiques.com/images/Dogon-statue.jpg

بعد از این انتقاد شدید از سوی ون بیک، دختر و همکار » مارسل گرایل » ، » جنو یو کالاما گرایل» ، با دفاع از گفته های پدرش ، انتقادات ون بیک را رد کرد و این گفته های او را ناشی از حدس و گمان اشتباه که ریشه در جهل آشکار و عادت درونی او دارد ، دانست. اما ون بیک به نقل از خود و انسان شناسان دیگر همچنان به این گفته ی خود که دوگون ها در مورد ستاره ی همدم شباهنگ میدانستند ( » امه یا » یا ستاره ای بزرگتر از شباهنگ «ب » ،اما در بزرگی سبکتر و کمنورتر ) درست است، پایبند ماند و باعث شد که این موضوع همچنان مورد بحث قرار بگیرد.

در سال 1995، مطالعات گرانشی احتمال وجود ستاره ی کوتوله ی قرمز را که به دور شباهنگ میگردد، نشان داد. اما مشاهدات بیشتر این موضوع را تایید نکردند.

روزنامه نگار و شخص شکاکی به نام » جیمز ابرگ » که مقاله هایی درباره ی فضا مینوشت ادعای ظاهر شده در مورد افسانه و اسطوره شناسی دوگون را در کتابی که در سال 1982 به چاپ رسید جمع کرد. او تصدیق میکند که فرضیات اخیر کاملا اتفاقی هستند و هیچ پایه و اساس و شواهد مستندی ندارند و نتیجه میگیرد که رمز و راز ستاره ی شباهنگ همیشه به همین صورت باقی خواهد ماند، همان طور که از اسمش پیداست : » معمای شباهنگ » .

پیش از این، منتقدان دیگری مانند ستاره شناسی به نام » پیتر پش » و همدستان او » رولاند پش » و » ایان ریدپث » ،دانش پیشرفته ی اختر شناسی دوگون ها را حاصل مخلوطی از زیاده روی در شرح و بیان توسط مفسران و عدم خلوص و ناپاکی  فرهنگی دانسته اند.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391
نویسنده :

مورد حقوقی اي كه بيشتر نگران کننده است از آدم ربایی هميشه گي بیگانگان
نوشته شده توسط هیبرید
اخطار : این مقاله شامل تصاویر گرافیکی از قطع عضو انسان است.البته عكسهاي اين فرد در لينك منبع است .

این مورد شامل يك نمونه در  1994 است كه سبب نگراني بيشتري شده  از ربودن ومرگ یک انسان تنها که همیشه دیده می شود.
موضوع به مثابه  قطع عضو وحشیانه انسان است . اما واقعیت این است که آنچه رخ داده نسبت  به او به مراتب بیشتر نگران کننده تر از  يك خشونت ساده  است و آن اين كه این نقص عضو ها مورد نظام مندي  داشته است.
هر کس به سطح كار  دقت كند  متوجه مي شود كه آنها  نقاط خاص بدن  و ارگانهای داخلی بدن را به طور خاصي  می خواستند. آن چه حذف شده  چشم چپ ، گوش چپ ، لب ها ، زبان ، و استخوان فک.

 
 
 

.
و وقتي به نیم تنه فوقانی ميرسيم ،كاملا به  دو «سوراخ زهکشی» در  قفسه سینه ختم ميشود.
و بعد كل مقعد از ترک اثري نيست و یک سوراخ بزرگ  شبيه خمیازه ، شبیه به یک سیب حذف  شده  است هسته از مرکز  قاچ خوردن در خارج به طور کامل دست نخورده .
علاوه بر این پیچیدگیشان این واقعیت است که هیچ خونريزي وجود نداشت. روشن است که این نقص سیستماتیک با سرعت و دقت به  اجرا در آمده   و طراحی شده توسط هوش پیشرفته اي بايد باشد.
و این چیزی است که باعث ناراحتي و نگراني زيادي مي شود.
اگر ما فرض كنيم که این آدم ربایی  توسط هوش بیگانه اي  انجام شده  ، پس وقت آن است که تجدید نظر كنيم نسبت به اطلاعات و دست يافته ها ويا  نظرياتمون درباره مقاصد خاص قابل تصور ، دیدگاه های اخلاقی و برنامه های عمومی که برخی از بازدید کنندگان فرازمینی ما ممکن است داشته باشند.

ما چه  می دانیم؟

در سال 1998 ، چهار سال پس از از آن در برزیل محققي به نام  زاپاتا كارسيا Carcia و نيز  دکتر روبنس  Rubens براي  اولین بار اطلاعات مربوط به مورد رو به مردم نشان دادند .
اين جسد در  مخزن گوآراپيرانگا  Guarapiranga ، واقع در منطقه جنوب شهرستان  سائو پائولو ، برزیل پیدا شد.

اين تصوير همان منطقه است.

زاپاتا و دکتر روبنس تا به حال یک سری از عکس ها را كه از درون خود نيروي  پلیس برزیل درز كرده و به آْن ها رسيده  را پخش كرده اند  و در اين پژوهش با تعجب سر از تحقیقات اولیه فایل های خود  در اين رابطه كه  ارائه شده است در آورده اند..
پلیس مسئول تحقیق جنایات… ميگويد اين قتل  حتی فراتر از ذهن خشن ترین مورد  جنایی می تواند باشد و همين مي تواند ثابت كند كه چقدر غير قابل تصور است  اثري از هيچ زد و خورد يا مبارزه اي ديده و گزارش نشده است كه معمولا در خشونت ها ديده ميشود پس اتفاقي بدون خشونت معمول در اینجا رخ داده است. بدون طناب و یا سلاح  در اين كار  شرکت داشته اند.

http://www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/alien-abduction-autopsy-report.png

گزارش کالبد شکافی  بیشتر از آن چه از پليس شنيده شده ميتواند  در مورد آنچه اتفاق افتاده است  فاش کند. بر اساس این گزارش کالبد شکافی : «ما مشاهده  مي كنيم حذف از راست و چپ مناطق مداری ، تخلیه از حفره دهان ، حلق ، اروفارنکس ، گردن ، سمت راست و منطقه زیر بغل سمت چپ ، شکم ، داخل حفره لگن خاصره ، راست و کشاله ران  انجام شده و سپس منطقه را ترک کرده اند.»
علاوه بر اين عكس ها كه براي عموم پخش شده در سايت ميتوانيد عكس هاي حذف شده را بيش از آنچه اين جا هست دانلود كنيد كه بتوانيد نحوه و شكل قرباني را شناسايي كنيد و همين طور گزارش كامل كالبد شكافي هم در آن گذاشته شده است .
گزارش  کالبد شکافی :
«مناطق زیر بغل هر دو طرف نشان داده  که در آن نقاط نرم ارگان  جسد حذف شده و برش در صورت ساخته شده بودند ،  داخل قفسه  سینه ، شکم ، پاها ، بازوها وخود  قفسه سینه. شانه ها و بازوها را با سوراخ هايي به قطر  1 – 1.5 اینچ  آن بافت و عضلات ميتوان ديد. استخراج لبه های سوراخ  تا اندازه لباس  بود. قفسه سینه به علت برداشتن ارگانهای داخلی بدن منقبض شده بود. «

در ادامه گزارش کالبد شکاف مي گويد  : «ما  حذف از راست و چپ مناطق مداری ، تخلیه از حفره دهان ، حلق ، اروفارنکس ، گردن ، راست و چپ منطقه زیر بغل ، شکم ، داخل حفره لگن خاصره ، ران راست و چپ منطقه را مشاهده ميكنيم «.

http://www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/IAO-logo.jpg

«برش کوکی» چاله ها، دقيق ، در موقعیت های استراتژيك  در سراسر بدن مورد استفاده قرار گرفته و برای استخراج ارگانهای داخلی بدن انجام شده است. این سطح از دقت نشان می دهد که عملیات با سرعت تمام ، با استفاده از گرما یا لیزر ، رخ داده  و شخص اعدام شده  هنوز زنده بوده است .

در این تصویر شما به وضوح می توانید اندام های خارج شده از بدن را و  توخالی و پوکی بودنش را ببینید. حفره در مرکز شکم نقطه استخراج را  نشان می دهد

«با امتحان داخل جمجمه معلوم مي شود كه بعد از باز كردن حفره جمجمه  با استفاده از روش گرايسينگرGriessinger مغز آدم خارج شده است .
مشخصا چنين موردي درد وحشتناكي داشته است و همين باعث شده كه در نتیجه کالبد شکافی به صراحت بعنوان علت قطعي مرگ  آمده باشد :
«…و نيز دستگاه هاي قلب ودستگاه هاي  تنفسی با درد شدیدي بشدت آسيب ديده اند و اين آسيب ها  نشان می دهد قرباني  واکنش حیاتی ، داشته يعني اين  مولفه وجود داردكه » شکنجه » به شیوه خاص مورد نظر است . برش در قسمت نرم و مدخل طبیعی است با استفاده از دستگاه های خاص».
علاوه بر عکس های تکان دهنده ،  گزارش رسمی کالبد شکافی پرهیاهو اين واقعيت را می گوید که قربانی  برش شده با استفاده از «دستگاه های مکنده» درجه بالا

اين نمونه سطح نگراني را بالا تر مي برد بعنوان هيولايي كه بر انساني چيره يافته است
اين حرف ها به اين ختم مي شود:

الف) استخراج  قطعات بدن با  استفاده از ادوات خاص  و بي ضدو خورد

ب) افراد مسئول اين عمل  ، به احتمال زیاد از این سیاره نیستند.

http://alien-ufo-research.com/reptilians/Reptilian.jpg

عاملین این جنایت

با توجه به بی رحمانه ترين و غیر اخلاقی ترين مورد در نقص عضو كردن و طبيعت این نقص هاي مشکوک فرازمینی و نتیجه کالبد شکافی كه  حمله قلبی به علت درد شدید را نشان ميدهد  متاسفانه محرز است كه  ، این قربانی  به طور تقریبا قاطعانه ای زنده بوده است با در نظر گرفتن مشخصات روانی بشر اين كار در اینجا غير ممكن است . روشن است که انسان يا چيز يا شخصي كه اين نظام دقيق را در كارش بدون  در نظر گرفتن اصول اخلاقی زندگی بشرانجام داده است يك چيز دقيقا منظم بوده  چيزي كه هوش داشته باشد و اين درد را درك كند نمي تواند چنين كاري انجام دهد چون قطعا مرگ فوق العاده دردناك بوده

آيا انسان می تواندچنين كاري انجام دهد ؟

اگر شما تردیدداريد  در مورد فرضیه این ايجاد نقص كردن، خب چه كس دیگری می تواند از انجام این کاربر بيايد؟
در مرحله اول ، ذهن بدين سو مي رود که سازمان هايي  در درون دولت هاي خود ما بوده اند؟ با توجه به آنچه ما می دانیم  در مورد دستگاه های اطلاعاتی و تكنولوژي  بیش از دولت ایالات متحده در اين مورد نداريم اما آیا این سازمان ها باید تکنولوژی را به انجام این کاربه كار برند؟  يا  فن آوری که برای استخراج مواد بدين صورت  نظام مند و موثر است را ميتوانند داشته باشند يا نه؟
آیا مجامع نظامی صنعتی ، چند تریلیون دلار بودجه خود را صرف اين ميكنند كه چنين طرحي قابليت اجرا دارد تا نقص فني آن را ببينند؟
و اگر چنین است ، چرا؟ چه  نیازي به ارگان های داخلی بدن موجود *زنده بوده * دارند ؟ یکی دیگر از سوال گیج کننده اين است كه چرا شواهد را نمي پوشانند. چه دلیلي دارد كه چيزي به جا بگذارند كه بعد شواهدي باشد براي انظار عمومي ؟
پس از آن احتمال دیگر وجود دارد. که این هرچيزي هست  موجودات زنده باعث اين موارد نيستند . آنهایی که مسئول این آدم ربایی هستند  بیگانه هايي  با هوش محاسباتی شده اند . روبات هاي بیگانه تنها چيزي است كه  ممکن است وجود داشته باشد براي اين عمل …يا آن چه  قابل تصور است که می تواند وجود داشته باشد سازمان نژادهايي داراي هوش روباتیک که دارای قابلیت هایي باشند و آن هم  واقع در میان ستارگان.

يا  حداقل اين  است ، با توجه به این واقعیت که هر کس مرتکب این استخراج نظام مند شده است و حتی از راه دورهم باشد قطعا  از حد احساس انسانی خارج است.

قطع عضو  گاو Mutilations

احتمالا  اصطلاح «قطع عضو گاوي » را شنيده ايد .  موارد قطع عضو شده اي هستند كه بيشتر از انواع انسان ديده مي شوند در اين مورد  قطع عضو گاو گزارش شده در ایالات متحده و موجوداتي چون خرس ها .

http://www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/cattle-abduction-mutilation.jpg

صحنه فوق از صحنه قطع عضو گاو منتشر شده است. شباهت در به دقت برش داده شدن وعملكرد در اين برش ها در ارگان های توخالی و پوکی عملکرد شباهت به آن دارد كه  رخ داده در مورد  مقتول گوآراپيرانگا.

متاسفانه ،واقعيت  این است که قطع عضو  گاو هم …هرگز منتشر نشده است. به معنای واقعی کلمه صدها مورد مثل این وجود دارد –

با تمام روش هاي سازگار به از بین بردن اندامهای داخلی بدن و مواد با استفاده از فرایندهای پیشرفته فن آوری که به نظر می رسد براي  تحریک كردن جهت جنگ و و نشان دادن  قابلیت های فوق مدرن  روشهای پزشکی است چه ميتوان گفت؟

Many REPTILIANS are seen wearing hooded garments. 
A lower order malevolent reptilian (soldier type). 

دستور کار بیگانه

این مورد و شواهد تجربی اين چنيني  حداقل براي  برخی از بازدید کنندگان دنياي خارج دوستانه نیست. با توجه به مقدار  بشقاب پرنده ها و فعالیت در بیرون از محیط زمین به گواه هزاران فیلم  و عکس  در آرشیوهای عمومی ، از جمله کامپیوتر در فیلم خود ناسا ، این احتمال وجود دارد که وجود نژادهای مختلف موجود فرازمینی در منظومه شمسی وجود داشته باشد .
یک زمین شناس سابق و مهندس ، فیل اشنایدر ، که در سال 1990 به علت مرگ مشکوکي فوت كرده است سابقا ادعايي کرده بود درباره  ارتش آمریکا و نیروهای نظامی بین المللی از جهان  ديگركه از او نقل  قول ميكنيم :

«زمين درگیر،درگيري هاي  مداوم با بیگانه در  فضا شده است «از هر دوطرف  ، زیرزمینی و بالاتر از سطح زمين . او گفته بود  : این بیگانگان ، شامل خاکستریها کوچک ، خاکستریها بزرگ ، ورپتايلاين ها  ميباشد .

http://www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/alien-agenda.jpg

http://www.bibliotecapleyades.net/imagenes_montauk/montauk_alien_1.jpg

نژاد خزندگان فضايي (رپتيليان) كه در پروژه سفر در زمان مونتياك هم ديده شد.اين نقاشي را اعضاي اين پروژه كشيدند.

چه چيزي جمعيت بشر را تهديد مي كند؟

در حالی که  با قبول این موارد بايد  نتیجه گیری كنيم  قلمرو ما مركز توطئه شده است و  به نظر می رسد که به هر حال برخي از این موارد و حوادث در مناطق مختلف از ديد ما پنهان مانده است و توسط اشخاص خاص انجام شده اين  موارد  منطق ما را وا ميدارد كه قطعا زمين ما بيرون از محيط خودش در حال حاضر  بازدید کنندگاني از سيارات ديگر دارد كه ميخواهند با ما درگير شوند .در اين نتيجه گيري شواهدي كه  شامل چند صد شرکت بزرگ ، دولت ، و شاهدان نظامی که مطلب ارائه كرده اند و  كنگره هاي مختلف سري به عنوان بخشي از افشاي اين پروژه ها به ميان نيامده است .

عكسهاي جسد اين فرد در لينك منبع. بيماران قلبي نبينند.

منبع:   http://www.alienvideo.net/0805/alien-abduction-mutilation.php



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آخرین مطالب

/
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران