اخرین اخبار و مدارک از بیگانگان فرازمینی و عجایب شگفت انگیز گوشه و کنار دنیا
تاریخ : یکشنبه 04 فروردین 1392
نویسنده : aliens

باستانشناسان معتقدند اشیا تزیینی و شاهکارهای هنری بدست آمده از گورستان سلطنتی اور از شهر سوخته و هلیل رود (جیرفت) به سومر آورده شده اند.

پروفسور فرانسوی باستانشناس Michele Casanova گفت که مصنوعات اکتشاف شده از قبرهای سلطنتی در شهر سومری باستانی Ur از شهر سوخته (Burnt City) آمده اند.

188458_498363800220410_1485274071_n

اکنون، ما تقریبا مطمئنیم که مصنوعات زیبایی مانند سنگهای گرانبها و نیمه-گرانبها،حمل کننده های زینت شده برای سنگ، مصنوعات کلریت و اشیاء سنگ لاجورد کشف شده در قبرهای سلطنتی Ur از شهر سوخته(Burnt City), هلیل رود(جیرفت)، و آسیای مرکزی آورده شده بودند.

طبق اظهار نظر انسان شناسان و باستان شناسان درگیر در پروژه باستانشناسی جیرفت،در 8000 BC مردم ساکن این منطقه استادکاران حرفه ای بودند. و منبع سنگ لاجوردشان از کوه های بدخشان(Badakhshan) که امروزه بعنوان افغانستان شناخته میشود بود و پس از وارد کردن و بریدن سنگ ها، آنها کارهای تمام شده شان را به مناطق همسایه از قبیل سومر صادرات میکردند.

«از آنجائیکه ساکنان این منطقه به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند, چنان دست اشیائی با اجساد بعنوان هدایای تدفین دفن میشد,» پروفسور مجید زاده افزود: Casanova فردیکه همچنین یک متخصص روی سنگهای آرایشی خصوصا سنگهای لاجورد است،و چندین باستانشناسان خارجی مختلف دیگر دارند بایکدیگر با تیم ایرانی در شهر سوخته(Burnt City) نزدیک شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان کار میکنند.

بیشترین نقطه جالب توجه این است که تمام ظروف آرایشی ساخته شده از سنگ صابون در معابد و قبرهای سلطنتی کشف شده اند.Casanova به این نکته ارجاع داد، کسیکه همچنین پروفسور دانشگاه Rennes است. او توضیح میدهد که این حقیقت نمایان میسازد که ظروف آرایشی خیلی رایج بودند، طوریکه مصنوعات با مردم دفن میشدند. با این وجود، چنان ظروفی به بین النهرین بعنوان اشیاء ارزشمند برای معابد و خانواده های سلطنتی آورده می شده است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : یکشنبه 04 فروردین 1392
نویسنده : aliens

یوفوی دیده شده نزدیک ایستگاه فضایی (ISS) از طریق دوربین

تاریخ مشاهده: نهم مارس 2013 ساعت 9:30 دقیقه (به وقت تایوان)

UFO, UFOs, sighting, sightings, space, ring, ISS, NASA, aliens, ET, alien, top secret, Justin Bieber, orbit, astronomy, March, 2013, ovni, omni

محل مشاهده : مدار زمین در ایستگاه فضایی . بهترین زمان مشاهده یک دقیقه و بیست و شش ثانیه پس از شروع فیلم

متاسفم. تصاویر این ویدئو کمی لرزش دارد. من امروز صبح پنج دقیقه زودتر بیدار شدم. پشت کامپیوتر نشستم و دوربین زنده ی ISSرا برای تفریح روشن کردم. یک دقیقه بعد این یوفوی حلقه ای آشکار شد که شبیه آن دسته ازیوفو های حلقه ای به نظر میرسد که در محدوده ی ماموریتهای ناسا دیده میشدند. صداهای دوربین در 30 ثانیه ی اول مربوط به کامپیوتر من است که از یوفو عکس میگیرد، بنابر این من میتوانم آنرا در وبلاگ استفاده کنم. این اولین باری است که یک یوفوی حلقه ای را نزدیک ISS می بینم چون معمولا فقط اجسام کروی سفید و خاکستری دیده میشوند.ISSدر مدار با سرعت 4.7 مایل (7.7 کیلومتر)در ثانیه حرکت میکند ، بنابراین این یوفو بایستی با سرعتی معادل سرعت ISS در حال حرکت باشد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : یکشنبه 04 فروردین 1392
نویسنده : aliens

یوفو بر فراز واتیکان در شب انتخاب پاپ جدید

محل:واتیکان, رم, ایتالیا

UFO, UFOs, sighting, sightings, Justin Bieber, ET, Alien, aliens, orb, orb, Pope, 2013, March, Francis, Rome, Italy, Vatican, news, world

این یوفو که تصاویر دوربینها از آن در سراسر جهان نمایش داده شده بر فراز واتیکان دیده شده است. این یوفو درشب انتخاب پاپ جدید بر فراز واتیکان دیده شده است. مشخص نیست یوفو ها با تکنولوژی پیشرفته شان چه اطلاعاتی دریافت می کنند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : جمعه 18 اسفند 1391
نویسنده : aliens
خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ نمونه‌ای دیگر از تابلت یا پیش ‌ـ بالشتک‌ها در محوطه‌‌ چغاآهوان دشت مهران کشف شد. باستان‌شناسان طی بررسی‌هایی که روی آن انجام داده‌اند، قدمت این تابلت را به نیمه اول هزاره پنجم پیش از میلاد تخمین زده‌اند. گفته می‌شود قدیمی‌ترین نمونه آن مربوط به اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد می‌شود که در جنوب بین‌النهرین یافت شده است.
 http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/19-10-1391/IMAGE634932456226108565.jpg
گفته می‌شود، بالشتک‌ها نشان از پیدایش و روند تکاملی خط دارد. به‌نظر می‌رسد یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های مدارک آغاز نوشتار در ایران و از منطقه شوشان بزرگ به‌دست آمده‌است.
به‌گزارش CHN، به‌دنبال کاوش‌های اخیر در محوطه چغاآهوان نمونه‌ای از تابلت یا پیش ـ بالشتک‌ها کشف شده که بر اساس مقایسه‌های انجام شده تاریخ نیمه اول هزاره 5 پیش از میلاد برای آن تخمین زده شده‌است. این درحالی است که پیش از این نمونه پیشرفته این توکن‌ها از جنوب بین‌النهرین و شوشان کشف شده‌اند و تاریخ آن به اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد نسبت داده می‌شود.
«اردشیر جوانمردزاده» باستان‌شناس در این‌باره به خبرگزاری میراث‌فرهنگی می‌گوید: «یکی از مهمترین شاخصه‌های تمدن که معیارگذار دوران پیش از تاریخ به تاریخ خط است. چنانچه برای بررسی روند تکامل پیدایش خط باید به مدارک آغازین و بررسی دوره‌های پیش از پیدایش خط پرداخت».
این باستان‌شناس با اعتقاد بر اینکه قدیمی‌ترین مدارک و نمونه‌های یافت شده را که می‌توان به آغاز و پیدایش خط نسبت داد مربوط به توکن‌ها یا اشیاء گلی شمارشی دوره نوسنگی می‌شود. این اشیاء که در سراسر خاورمیانه و خاور نزدیک پراکنده‌اند، در محوطه‌های نوسنگی ایران هم به دست آمده‌اند.
اما نمونه‌ی پیشرفته این توکن‌ها که بیانگر آغاز خط هستند، تابلت‌ها(Tablet)  یا بالشتک‌های گلی هستند که از جنوب بین النهرین و شوشان کشف و معرفی شده‌اند. جوانمردزاده معتقد است، تا مدتها پیش قدیمی‌ترین نمونه‌های این بالشتک‌های گلی به اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد نسبت داده شده با این‌حال کاوش‌های باستان‌شناسی منطقه حمرین عراق منجر به کشف یافته‌ای شد که بعدها توسط متخصصان تحت‌عنوان نمونه بسیار پیشین بالشتک‌های خط معرفی شد. بر اساس مطالعات انجام شده این نمونه‌های آغازین تابلت (Proto-Tablet) را می‌توان به دوران عبید 4 در بین النهرین (نیمه دوم هزاره 5 پیش از میلاد) نسبت داد.
این درحالی است که طی کاوش‌های اخیر محوطه چغاآهوان دشت مهران واقع در استان ایلام نمونه‌ای از این پیش ـ بالشتک‌ها کشف شد که بر اساس مقایسه‌های انجام شده تاریخ نیمه اول هزاره 5 پیش از میلاد را می‌توان برای آن پیشنهاد داد. به‌گفته جوانمردزاده، این شی کوچک گلی با ابعاد 2×3×5 سانتیمتر مانند نمونه‌های مشابه بین‌النهرینی خود دارای سوراخ‌هایی ریز یا چوب خطی در دو طرف است. با این کشف می‌توان پیشنهاد داد یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های مدارک آغاز نوشتار در ایران و از منطقه شوشان بزرگ به‌دست آمده‌است.
 لازم به ذکر است که کاوش‌های هیئت آمریکایی در دهلران نیز نمونه مشابه آنچه که از چغاآهوان معرفی شده است را معرفی و منتشر کرده‌است که متاسفانه تاریخ دقیق آن معلوم نیست و کارکرد آن نیز به صفحه بازی پیشنهاد شده‌است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : شنبه 12 اسفند 1391
نویسنده : aliens

رمز نگاري يا شيوه ي نگارش رمزي در اوستا

(الفباي جادويي)

نويسنده : زري جمشيدي

1-پيش گفتار :

در تاريخ و نوشته هاي كهن ما همواره از در دست بودن اوستا به گونه ي كتاب يا نسخه اي كه در جايي با الفبايي كهن و ناشناخته نوشته شده است بر مي خوريم . چه خوب است كه بدانيم  خود نام يا وازه ي «اوستا»  به زبان امروزي و از ديدگاه دسته اي از پزوهشگران زبانهاي باستاني برابر با «فراتر از هر گونه دانش» يا  » واكاوي نشدني(=آ+ويستا ك=نا گشودني=…) مي باشد كه يادآور رازي سر به مهر كه هرگز نتوان يا نشايد آن را گشود مي باشد و همه ي زندها(=تفاسير) و پازندها(=تاويل ها) يي كه بر آن تا كنون نوشته شده تنها تلاشي بوده براي انجام اين كار ناشدني! و شايد ما امروزه بتوانيم اين كار را انجام دهيم زيرا پزوهشهاي يكي يا دو تن از اوستاشناسان و دانشمندان زبانهاي باستاني كه در دنباله از آنها سخن خواهيم گفت نشان مي دهد كه اين كتاب رازآميز در آغاز و روزگار خود زرتشت كه بسيار بسيار كهن بوده و هنوز بسياري از الفباها و خطهاي نگارشي كهن(چون سانسكريت و ميخي و لاتين و پهلوي و دين دبيري و ….) پديد نيامده بودند به زبان نگارشي و الفبايي نوشته شده بود كه بسيار همانند زبانهاي رايانه اي و يا همان زبان اسمبلي و نشانگان ديجيتالي امروزي (= بيت و بايت) بود و اين كتاب (اوستا) كه گاتاها خوانده مي شد و سروده ي خود زرتشت بود به شيوه ي نگارشي رايانه هاي امروزي يا به زبان ساده تر به يك زبان برنامه نويسي كهن ديجيتالي نوشته شده بود و نامي هم كه براي ان پس از زرتشت گزيده شده بود براستي شايان آن بود چون هنوز در آن روزگار رايانه اي براي رمزگشايي آن ساخته نشده بود و يا اگر ابزاري همانند آن هم ساخته شده بود در دسترس همگان نبود .

5555555555555

2-فرزانه ي رازگشا و نخستين تلاشها :

 ادموند بردوزيكلي یا بردو سیکلی یا بردو سکلی  مارس ۱۹۰۵ – ۱۹۷۹ زبان‌شناس، فیلسوف، روان‌شناس و طبیعی‌دان مجار بود. وی استاد دانشگاه کالیفرنیا بود.) يكي از اين فرزانگان مي باشد كه در اين زمينه پژوهشهاي فراواني را انجام داده است و نخستين گامها را در اين زمينه براي برگشودن اين راز باستاني برداشته است . گرچه زندگي او چند دهه مانده به روزگار شكوفايي رايانه ها و برنامه هاي ديجيتالي به پايان رسيد اما اين ديدگاه ژرف او برنامه ي پژوهشي گسترده اي را در اين زمينه كليد زد كه شايد خود او نيز به گستردگي دامنه ي ديدگاه بسيار باريك بينانه اش باور نداشت .

بردوزيكلي با بهره گيري از فلسفه آيين زرتشت كه اشا ناميده مي شود و بنياد آن بر كشاكش و برهمكنش دو نيرو يا مينو(=گوهر) همزاد افزاينده (=سپنتامينيو) و كاهنده (=انگره مينيو) مي باشد كه هر دوي اين مينوان آفريده ي اهورامزدايند و جهان هستي فراورده فرايندهاي ميان اين دو مينو است (در فيزيك مدرن امروزي اين ديدگاه جفت بودن همه ي نيروها و ذرات pair theory نيز ديده مي شود و درستي آن نشان داده شده است براي آگاهي بيشتر بنگريد به :فيزيك جديد و فلسفه ي ايران باستان نوشته پروفسور حسابي) اين ديدگاه را پيشنهاد كرد كه زرتشت براي نگارش گاتاها خطي يا الفبايي بسيار رمزگونه را پديد آورد كه از دو گروه نماد يا نشانگان شانزده 16 تايي  برنهاده شده اند و در رنگ و نهاده گي با هم در ضد هستند (مانند دو مينوي ازلي) و ميدان كارزار و كشاكش(=برهمكنش) آنها را با تخته اي برساخت كه سي و دو 32 خانه تهي (تهيگي كيهان=خلا فضا؟) سياه و سپيد داشت كه رزمگاه كيهاني اين دو گروه بود كه نمادهاي زميني فريشتگاه سپنتايي(=مهره هاي سپيد) و ديوهاي تاريكي(مهره هاي تيره و سياه) بودند و اين زبان كه شيوه ي به كارگيري آن براي نگارش اوستا به روشني در كتاب «انگاره جهاني زرتشت» (كه استاد بردوزيكلي آن را در 6 جلد نوشته  و به چاپ رسانيده است)  جلد 3 رويه 52 آمده پايه و شالودهي بازيهاي پيچيده شطرنج(CHESS) و نرد رابنياد نهاده است .

http://ketabnak.com/images/covers/thumb_ancient.ir-2-zardosht.jpg
 

3-ترازوي سنجش :

چنانكه گفتيم  و از راه دانش آماريگ(=رياضي) پيشرفته امروزي نيز نشان خواهيم داد اين شيوه نگارشي  يا رمزنگاري كهن گاتايي در سنجش با دانش برنامه نويسي ديجيتالي امروزي بسيار برهمانندي (= اين هماني=شباهت) دارد ؟!!! و در يك سخن مي توان گفت كه بسيار شگفت انگيز و باورنكردني مي نمايد . آوردگاه يا تخته ي شطرنجي اين سامانه ي كهن را مي توان با يك سامانه ي ديجيتالي 64 بيتي همانند دانست كه از يكانهاي ديجيتالي يا خانه هاي سياه (=برابر با نماد o =zero صفر ديجيتال) و خانه هاي سپيد(=برابر با نماد one=1 يك ديجيتال) پديد آمده و بر روي اين خانه هاي سياه و سپيد دو گروه مهره ي سياه و سپيد  در دو ستون هشت تايي(8 بيتي=8 bit)  نهاده مي شوند و در ميداني به پهناي سي و دو 32 خانه ي سياه و سپيد (32 بيت = نهاده مي شوند و در ميداني به پهناي سي و دو 32 خانه ي سياه و سپيد (32 بيت =32 bit) با هم كارزار مي كنند و شگفتا كه اين برنامه كهن رمزنگاري چنان سامان يافته كه در مدلهاي همانندسازي شده ي رايانه اي امروزي نيز كارايي داشته و براي نمونه در اين برنامه بازي مانند (computing chess game enigne) كه يك موتور بازي پيشرفته مي باشد كه برروي ابررايانه اي پياده شده و از دستور هاي كهن بازي شطرنج پيروي مي كند هيچ گونه بن بست  و چيزهايي از اين دست ديده نشده و اين ابررايانه بر بسياري از شطرنج بازان بزرگ جهاني و استادان اين بازي پيروز شده است ! و نيز چنان كه گفتيم استاد بردوزيكلي به خوبي در كتابي كه از آن در بالا ياد شد و نيز در فايل پيوستي «هنر اشا «(the art of asha) آمده نشان داده كه زرتشت چه هنرمندانه از درآميختن اين الفباي نمادپردازانه در كالبد دستور زبان نگارشي ويزه اي كه خود آن را پديد آورده بود مي توانسته گروه بي شمار ي از آواها و وازگان نوشتاري را پديد آورد .

4-گواهي هاي ديگر بر درستي اين ديدگاه :

دانشمند بزرگ روسي ژرژ گاموف در كتاب پرآوازه ي خود «يك دو سه بي نهايت» كه شادروان دكتر بيرشك آن را به پارسي برگردانيده است(رويه 8 كتاب) در قالب داستاني به نام  «شرهام شاه»  به گونه اي نمادين از اين كاركرد شگرف شطرنج ياد مي كند . گاموف در اين داستان با دستور آماريگ (=فرمول رياضي) ويژه اي  و با بهره گيري از يك دانه ي گندم در پر كردن و چينش خانه هاي تهي تخته شطرنج به جاي مهره هاي شطرنج در يك نمودار فراروش هندازشي(=تصاعد هندسي) زير :

63*   62  *                  4 *   3 *   *2    (*اين شمار گان توانهاي شمارگان زيرين خود هستند)

   2  +  2  +……………..+    2  + 2  +2  + 2  + 1

كه از تصاعد بالا فرمول زير بدست مي آيد :

               64 *                                        64*

          1  -   2   =     (  1  -   2   ) /    (  1  -    2  )

 و با اين تصاعد هندسي شمارگان گيج كننده ي  18446744073709551615 بدست خواهد آمد ! كه بيست شماره دارد؟! و تازه اين شمارگان با يك  نماد يكاني تكين ماتريسي كه همان يك دانه ي گندم است در داستان شرهام شاه به دست آمده و ما اگر اين نمادهاي ماتريسي را به دو گروه 16 شانزده تايي سياه و سپيد مهره هاي شطرنج افزايش دهيم ببينيد كه چه شمارگاني بدست خواهد آمد ؟؟!!!

استاد بردوزيكلي بر اين باور مي باشد كه همه ي اين سي و دو مهره سياه و سپيد اين بازي انديشه ساز و خردپرور نمادهايي كيهاني اند  و اين شطرنج تنها يك بازي و سرگرمي نيست كه نموداري است كيهاني براي شناخت گيتي و گيهان و بنياد هستي و ساختار جهان و نيروهاي سازنده ي آن و  سرانجام آرمان بزرگ زرتشت از اين شاهكار و برنامه كه ساختن الفبايي نگارشي بوده كه گاتاها  را بدان نوشته وخطي را پديد آورد كه بتواند گنجايش دانش ژرف زرتشت را داشته باشد و پشتوانه ي خوبي براي ماندگاري و جاودانه ماندن سرود هاي زرتشت يا همان اوستا ي گاتايي باشد بي هيچ دگرگوني و دگرديسي اي و امروزه نيز اين به درستي نشان داده شده كه بهترين زبان نگارشي براي ماندگاري هر گزاره اي و دگرگونه نشدن آن زبان دانش آماريگ(= رياضي ) مي باشد.

http://www.communityofpeace.net/Pixasha/0300As11.jpg

5-گواهي هاي تاريخي و باستاني :

بهتر است در اين بخش براي نشان دادن درستي ديدگاه استاد بردوزيكلي ياد كنيم از فرزانه ي بزرگ ايراني ابوريحان بيروني كه شايد در ميان اين دسته گواهي ها درست ترين و بهترين آنها را به دست داده است چندان كه درستي اراي او در اين زمينه و نزديكي ديدگاه او به ما بسيار شگفت انگيز  است : او در كتاب «آثارالباقيه «ي خو در اين باره چنين مي نويسد :

زرتشت كتابي آورد كه آن را اوستا نامند و نام اين كتاب با نام همه ي كتابهاي جهان ناهمانند است و از ريشه و وازگاني ديگر است و براي خود نام و واژه اي  بي همتا و بي مانند و نزاده است ! و شمار آواهاي نگارشي و زبان نوشتاري آن از شمار همه ي زبان هاي زمين فراوان تر و بيشتر است ! و دستاويز آن كه پيامبري چون زرتشت به چنين زبان كتاب خود را آورده و نوشته است اين است كه دانش آن تنها به يك نژاد و مردم  و زباني تنها ويزه(منحصر) نشود و به همگان پيوند(ارتبط) يابد ….

تبري در تاريخ خود دباره اين كتاب نوشته :

آن را بر 12000 پوست گاو نبشته امده بود چنانكه بر پوستها كنده شده بود و به زر گرفته بودند كه دستور گشتاسپ شاه چنين بود و در دژي در استخر نگهداري مي شد و هيربدان را بر آن گماشته بود و اموختنش بر همه روا نبود …..

مسكويه رازي در تجارب الامم خود نيز همين سخن تبري را آورده است . مسعودي تاريخ نويس عرب در دو كتاب خود به نامهاي» مروج الذهب»    و   «التنبيه والاشراف » از زرتشت و آموزه هاي او و چگونگي اوستا و خط شگفت و شگرف آن و ديگر خطهاي نگارشي ايران باستان ياد كرده است . مسعودي در اين دو كتاب روي هم رفته درباره اوستا و نگارش آن اورده :

و….. و  كتاب پر آوازه ي (اوستا)   را همو (زرتشت)  آورده است كه به نزد مردم با نام زمزمه (=اين همان برگردان عربي وازه ي مانتره manthra اوستايي است زيرا اوستا را موبدان با زير لب و آهسته مي خواندند)    شناخته مي شود و به نزد زرتشتيان نام آن بستاه (= ويستاه؟) است . به باور آنها زرتشت شاهكارهايي كرده و از رويدادهاي بزرگ و كوچك جهان پيشگويي نموده و …. اين كتاب بر بنياد 60 شصت آواي نگارشي نوشته شده (شايد يادماني باشد از 64 خانه ي شطرنج؟) و در هيچ يك از زبانهاي جهان بيشتر از اين شمارگان الفبا نداريم(=چنانكه بردوزيكلي نيز گفته و نشان داديم كه از آميزش نمادهاي شطرنجي بي شمار آوا بدست مي آيد) و داستان آن دراز است كه در كتابهاي اخبارالزمان و كتاب الاوسط آن ها را آورده ايم . زرادشت اين كتاب را به زباني آورد كه (مردم و دانشمندان) از آوردن كتابي همانند آن ناتوان بودند و ژرفاي آن را درنمي يافتند . ….(مروج الذهب )

در جاي ديگر درباره ي زبان رمزي ويژه اوستا آورده :ابستا (=اوستا) 21 سوره (به پارسي نسكه) داشت و هر سوره  200 برگ بود و شمار آواهاي آن 60 بود و هر نشانه ي الفبايي آوايي جداگانه داشت و دسته اي از آن آواها پيوسته و پي در پي هم مي آمد و دسته ي ديگر گسسته بود زيرا كه ويژه زبان اوستا( گاتايي) نبود . اين خط را زراتشت پديد آورده بود و زرتشتيان آن را دين دبيره مي نامند  ….. و اكنون (روزگار مسعودي مورخ عرب) هيچ كس اين زبان را نمي داند! ……. زرادشت خطي ديگر پديد آورد كه ان را گشن دبيره (goshan dabireh) نامند و برابر با زبان همگاني است و زبان مردمان ديگر و آواي جانوران و پرندگان و دد و دام را به آن نويسند! (شايد چيزي همانند زبان نوشتاري ويژه ي نت هاي آهنگسازي امروزي بوده) و شماره الفباي آن 160 تا بود و هر يك آوايي ويزه داشت و …..

پايان

با تشکر فروان از خانم جمشیدی عزیز.

لینک سایت هنر آشا:        http://www.communityofpeace.net/Briasha/B0000Asha.htm


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : پنج‌شنبه 03 اسفند 1391
نویسنده : aliens

به گزارش ایرنا، بارش شهاب سنگ در ساعت 7:32 صبح امروز (جمعه) بازتاب گسترده ای در رسانه های خبری این کشور داشت و به موضوع نخست کانال های تلویزیونی، مطبوعات و پایگاه های خبری روسی تبدیل شد.


80545149-3734621

وزارت موقعیت های اضطراری روسیه نیز در اقدامی ابتکاری ضمن انتشار تصاویر و فیلم بارش شهاب سنگ در سه منطقه این کشور بزرگ به مردم اطمینان داد که نگران نباشند.

بنا بر گزارش این وزارتخانه، بیشترین بارش شهاب سنگ در ˈچلیابینسکˈ روی داده و شمار زیادی از مردم این منطقه در تماس تلفنی با نهادهای مسوول از زخمی شدن خود یا دیگران بر اثر سقوط شهاب سنگ ها خبر داده اند.

گزارش وزارت موقعیت های اضطراری روسیه حاکی است که تنها در منطقه چلیابینسک این کشور برای کمک به آسیب دیدگان و رفع خرابی ناشی از برخورد شهاب سنگ ها، 20 هزار نیروی امدادی به منطقه اعزم شده اند.

آخرین گزارش های دریافتی از منطقه چلیبابینسک حاکی است که 150 نفر از شهروندان این منطقه بر اثر برخورد تکه های شهاب سنگ با شیشه پنجره های واحدهای مسکونی از ناحیه دست و پا زخمی شده اند.

هنوز در این باره که آیا تنها یک شهاب سنگ بزرگ در منطقه چلیابینسک فرود آمده یا شهاب سنگ های کوچک در منطقه باریده اند، اختلاف نظر است.

شهر ˈسادکاˈ در منطقه اورال نیز از بارش شهاب سنگ در امان نمانده است و وزن یکی از شهاب سنگ های بررسی شده در این شهر افزون بر یک کیلوگرم بوده است.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : پنج‌شنبه 03 اسفند 1391
نویسنده : aliens

به گزارش خبرگزاری مهر، برخی از ساکنان استان سینفوگوس در مرکز کوبا که شاهد این صحنه بوده اند می گویند حدود ساعت 20 به وقت محلی نقطه بسیار درخشانی را در آسمان مشاهده کرده اند که به اندازه یک اتوبوس بوده است.

به گفته شاهدان، این شئی آسمانی سپس به یک توپ آتشین که بزرگ تر از خورشید بود تبدیل شد و چند دقیقه بعد از آن صدای انفجار مهیبی به گوش رسید.

یکی از شهروندان به تلویزیون این کشور گفت خانه اش بر اثر این انفجار لرزیده است.

http://multimedia.mehrnews.com/Medium1/1391/11/28/IMG11493655.jpg

دانشمندان کوبایی برای یافتن و بررسی بقایای این جرم شهاب سنگ مانند، به منطقه اعزام شده اند.

هنوز مشخص نشده است آیا واقعه کوبا با انفجار یک شهاب سنگ بزرگ در آسمان روسیه مرتبط است یا خیر.

در حالی که دانشمندان دیروز – جمعه-  چشم های خود را به آسمان دوخته بودند تا عبور سیارک 2012 DA14 را از فاصله 27 هزار کیلومتری زمین ببینند، شهاب سنگ دیگری که نزدیکی اش به زمین پیش بینی نشده بود، در آسمان روسیه منفجر شد و بیش از هزار و 200 زخمی برجا گذاشت.

*****************************************************************

به گزارش خبرگزاری مهر، انفجار گلوله آتش در منطقه بی ایریا کالیفرنیا حدود ساعت 7:45 عصر روز گذشته به وقت محلی ( 3:45 به وقت گرینویچ) صورت گرفته است.

به نظر می رسد که این شهاب سنگ رنگی مایل به آبی داشته و رد عریض آن در آسمان این منطقه که از فیرفیلد در شمال سانفرانسیسکو به گیلوری در جنوب سن حوزه حرکت می کرد ، قابل مشاهده بوده است.

هیچ گزارش فوری مبنی بر مجروحیت افراد منتشر نشده که این امر شهاب سنگ کالیفرنیا را از همتای روسی خود متمایز می کند. چرا که انفجار شهاب سنگ 40 تنی در شهر چیابینسک روسیه بیش از 1200 مجروح به جای گذاشت.

گلوله آتشین روسیه بزرگترین انفجار از سال 1908 در سیبری بود، انفجاری که بر اثر آن یک فضای 2 هزار و 137 کیلومتر مربعی در جنگلهای سیبری با زمین مسطح شد.

سیارک 2012 DA14 که شب گذشته از کنار زمین عبور کرد چنین مواد آتش زایی را وارد اتمسفر نکرده است، اما به علت فاصله نزدیک این عبور با زمین به شدت مورد توجه قرار گرفته است.

این عبور نزدیک ترین فاصله یک سیارک بزرگ بوده که دانشمندان پیش از وقوع از آن مطلع بوده اند.

براساس تأکید محققان ناسا، سنگ فضایی که گلوله آتشین چلیابینسک را شکل داده هیچ ارتباطی به سیارک 2012 DA14 نداشته است.

تاکنون اطلاعات بسیار اندکی درباره شهاب سنگ منطقه بی ایریا در کالیفرنیا وجود دارد اما ممکن است مشخص شود که این شهاب سنگ نیز به عبور سیارک بی ارتباط بوده که این امر روز جمعه را به روزی پربار از همزمانی رویدادهای کیهانی بدل می کند.

منبع:         http://www.mehrnews.com      


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : پنج‌شنبه 03 اسفند 1391
نویسنده : aliens

در 16 فوریه ، زمانی که روسیه با یک قطعه از شهاب سنگ که ناسا پیش بینی به ما تنگ شده زده شد، این مکعب سیاه و سفید بیگانه در دو موقعیت های مختلف در خورشید دیده شد.

 

 

 

 

 

تاریخ مشاهده: 16/فوریه/2013


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : پنج‌شنبه 03 اسفند 1391
نویسنده : aliens

مشاهده یوفو سیگاری شکل نزدیک خورشید در آرشیو عکس های ناسا


تاریخ مشاهده: 8/فوریه/2013

دوربین: لاسکو سی3


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
نویسنده : aliens

ظاهرا این دستگاه چهار ساعت قبل از حملات 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی، از وقوع آن اگاه شده بود….

در انتهای زیرزمین قدیمی یک گتابخانه در دانشگاه در ادینبرگ، جعبه کوچک سیاهی وجود دارد که تقریبا به اندازه ی دو پاکت سیگار است که کنار هم قرار گرفته باشند. این جعبه دائما اعدادی را به طور تصادفی و بدون ترتیب، تولید کرده و نشان می دهند.

با نگاه اول، این جعبه بخشی معمولی از یک وسیله به نظر می رسد. در مرکز این جعبه که با یک قاب فلزی پوشیده شده است، یک ریز تراشه قرار دارد که پیچیده تر از ریزتراشه هایی که در ماشین حساب های جیبی امروزی وجود دارد، نیست.

اما طبق گفته ی گروه کثیری از دانشمندان صاحب نظر جهان، این جعبه قدرتی کاملا استثنایی دارد. آن ها ادعا می کنند که این جعبه به منزله ی چشم دستگاهی است که به نظر می آید توانایی نگاه به آینده و پیش بینی رویدادهای مهم جهان را با دقتی بالا داشته است.

ظاهرا این دستگاه چهار ساعت قبل از حملات 11 سپتامبر به مرکز تجارت جهانی، از وقوع آن ها آگاه شده است. اما در جو پرالتهاب نظریه های آن زمان در مورد توطئه، به سرعت این ادعاها رد شد. اما در دسامبر 2004، به نظر رسید که دستگاه، سونامی آسیا را درست قبل از زلزله در آب های عمیق که باعث وقوع آن فاجعه هولناک شد، از پیش خبر داده بود.

telepathy

اکنون، حتی شکاکان نیز قبول دارند که این جعبه ی کوچک ظاهرا توانایی های غیر قابل توجیهی دارد.

دکتر «راجر نلسون»، محقق ممتاز دانشگاه پرینستون در ایالات متحده آمریکا و رئیس طرح تحقیقاتی مربوط به پدیده ی «جعبه سیاه» است. او می گوید:»این چیزی است که می تواند جهان را در حیرت فرو ببرد.»

در تلاش برای فهمیدن اینکه چه اتفاقی می افتد، ما در مراحل اولیه هستیم. در واقع، تیری در تاریکی پرتاب می کنیم. تحقیقات دکتر نلسون که «پروژه آگاهی جهانی» نام گرفته است، در اصل از طرف دانشگاه پرینستون حمایت می شود و روی یکی از شگفت آور ترین آزمایش های طول تاریخ متمرکز شده است. هدف این پروژه، پی بردن به این موضوع است که آیا انسان ها در یک ضمیر ناخودآگاه با هم شریک هستند؟ آیا همه ی ما می توانیم بدون آنکه متوجه باشیم، از آن بهره بگیریم؟ دستگاه هایی شبیه به جعبه سیاه ادینبرگ، احتمال وسوسه انگیزی را مطرح می کنند و آن اینکه احتمالا دانشمندان، ناخودآگاه راهی را برای پیش بینی آینده کشف کرده اند. با وجود اینکه افراد زیادی، اهداف پروژه را دست نیافتنی فرض می کنند، این پروژه تاکنون 75 دانشمند معتبر از 41 کشور مختلف را به خود جذب کرده است. محققان دانشگاه پرونستون- جایی که اینشتین بیشتر اوقات عمر کاری اش را در آنجا گذرانده- در کنار دانشمندانی از دانشگاه های بریتانیا، هلند، سوئیس و آلمان روی این مسئله کار می کنند. همچنین این پروژه دقیق ترین و طولانی ترین تحقیقی است که تاکنون بر روی نیروهای غیر عادی ناشناخته انجام شده است.

«دیک بیرمن»، فیزیکدان دانشگاه آمستردام، می گوید: «اغلب پدیده های غیر عادی، اگر به مدت کافی مطالعه شوند، از بین می روند، اما این اتفاق برای پروژه ی آگاهی جهانی نمی افتد.» اساس این پروژه، با کار شگفت انگیز پروفسور «رابرت یان» از دانشگاه پرینستون در اواخر دهه 1970 پایه گذاری شد. او یکی از اولین دانشمندانی بود که این پدیده ی غیر عادی را جدی گرفت. وی با توجه به کنجکاوی که درباره ی چیزهایی مثل تله پاتی، دورجنبانی-نیروی فراروانی فرضی برای حرکت اشیا بدون استفاده از نیروی جسمانی بدنی- و حس ششم داشت، مصمم بود که این پدیده را با استفاده از جدیدترین فناوری موجود مطالعه کند.

یکی از این فناوری های جدید، جعبه سیاهی با ظاهر معمولی به نام «مولد رویداد تصادفی» است. این دستگاه از فناوری رایانه ای استفاده می کرد تا یک رشته ی کاملا تصادفی از دو عدد صفر و یک را تولید کند، تقریبا شبیه به یک دستگاه سکه انداز الکترونیکی.

الگوی این صفر و یک ها (ماکزیمم ها و مینیمم ها) می توانستند به صورت یک منحنی چاپ شوند. قوانین احتمالات این طور بیان می کنند که مولد ها باید تعداد مساوی صفر و یک را پشت سر هم نشان داده و با یک خط تقریبا صاف، روی نمودار نمایش داده شود. هرگونه انحراف از این تعداد مساوی به یک منحنی صعودی منجر خواهد شد.

در اواخر دهه 1970، پروفسور یان تصمیم گرفت در مورد این موضوع مطالعه کند که آیا نیروی فکر انسان به تنهایی می تواند به طریقی در استنباط دستگاه و تولید این رشته از اعداد مداخله کند یا نه. او از میان عموم افراد جامعه، به صورت تصادفی، تعدادی را انتخاب کرد و از آن ها خواست که ذهنشان را روی دستگاه مولد اعدد او، متمرکز کنند. در واقع او از آن ها می خواست که سعی کنند دستگاه را وادار کنند که یک های بیشتری نسبت به صفرها تولید کند.

در آن زمان، این نظر نامعقولی بود. اما نتایج مثبت حاصل از این کار، حیرت انگیز بودند، هرچند تا به حال توضیح قانع کننده ای برای این نتایج ارائه نشده است.

براساس تمامی قوانین شناخته شده علم، نباید این اتفاق رخ دهد، اما این اتفاق افتاده و باز هم اتفاق خواهد افتاد.

دکتر نلسون علاوه بر کار در دانشگاه پرینستون، بعدها کار پروفسور یان را با استفاده از دستگاه های نمایش تصادفی اعادا، بر روی ضمیر گروهی افراد که در آن زمان در آمریکا بسیار رایج بود، ادامه داد. باز هم نتایج مبهوت کننده بود. به طور کلی، افراد زیادی می توانستند تغییرات چشمگیری را در الگوهای تولید اعداد به وجود آورند و آن زمان به بعد، دکتر نلسون درگیر این پروژه شد.

او 40 نمونه از دستگاه مزبور را از سراسر جهان با استفاده از اینترنت به رایانه آزمایشگاهش در پرینستون متصل کرد. این دستگاه ها، هر روز بدون وقفه کار می کردند و میلیون ها بیت اطلاعات مختلف تولید می کردند. اکثر اوقات، نمودار نتایج به دست آمده از این اطلاعات، کم و بیش شبیه یک خط صاف به نظر می رسید.

اما در 6 سپتامبر 1997، اتفاقی کاملا غیر عادی رخ داد. هنگامی که دستگاه ها در گوشه و کنار جهان شروع به گزارش انحراف زیادی از حد متوسط کردند، نمودار به سرعت رو به بالا رفت و افزایش ناگهانی و قابل ملاحظه ای در ترتیب اعداد نشان داد. آن روز از لحاظ تاریخی نیز مهم بود. چون آن روز، همان روزی بود که حدود یک میلیارد نفر در سراسر جهان، شاهد تشییع جنازه شاهزاده «دیانا» در صومعه وست مینستز بودند. دکتر نلسون متقاعد شد که این دو حادثه، باید به طریقی به یکدیگر مرتبط باشند.

آیا او می توانست پدیده ی کاملا جدیدی را کشف کند؟ آیا طغیان شدید عاطفی میلیون ها نفر می توانست روی خروجی دستگاه های او تاثیر بگذارد؟ این اتفاق چگونه امکان پذیر بود؟ دکتر نلسون از ارائه توضیح درباره ی آن عاجز بود.

بنابراین در سال 1998، او دانشمندان را از سراسر جهان گرد هم آورد تا با کمک آن ها، یافته هایش را تحلیل کند. آن ها نیز از پاسخ عاجز بودند و مصمم بودند که کار پروفسور یان و نلسون را به طور عمیق تری گسترش دهند. به این ترتیب پروژه ی آگاهی جهانی متولد شد.

از آن هنگام پروژه به شدت گسترش یافت، به طوری که تمام 65 دستگاه موجود در 41 کشور جهان، دائما برای ادامه بررسی ها عضو جدید می پذیرند تا به عنوان چشمان پروژه عمل کنند.

تاکنون در مقیاس یکسان، نتایج، شگفت انگیز و غیر قابل توضیح بوده اند. چرا که در طی روند آزمایش، دستگاه ها از تمام رویداد های مهم جهان هنگامی که در شرف وقوع بودند، آگاه می شدند; از بمباران یوگوسلاوی توسط ناتو گرفته تا فاجعه زیر دریایی کورسک (Kursk، همونی که به گل نشست و تمام خدمش به خاطر تمام شدن اکسیژن خفه شدن) و یا انتخابات بلاتکلیف آمریکا در سال 2000. دستگاه ها همچنین به طور مرتب جشن های بزرگ جهانی را نشان داده اند، مانند جشن سال نو. اما این پروژه بزرگترین معما را در مورد 11 سپتامبر 2001 مطرح می کند.

هنگامی که جهان ساکت ایستاده و وحشت حملاتی که در نییورک رخ داده بود را نظاره می کرد، برای دستگاه ها اتفاق عجیبی در حال روی دادن بود.

9-10_to_9-121

دستگاه ها نه تنها حملات را همان طور که عملا اتفاق افتاده بودند ثبت کردند، بلکه تغییر خاصی در الگوی اعداد درست چهار ساعت قبل از آنکه دو هواپیما به برج های دوقلو برخورد کنند، نشان دادند. به نظر می رسید که این دستگاه ها به این موضوع پی برده بودند که حادثه ای بزرگ و تاریخی در شرف وقوع است، حتی قبل از آنکه مهاجمان سوار بر هواپیما شوند.

دکتر نلسون می گوید: «در آن زمان من متوجه شدم که کار زیادی در پیش رو داریم.»

چه اتفاقی می توانست بیافتد؟ آیا اتفاق غیر عادی ای بود؟

ظاهرا این طور نبود. چون در هفته های پایانی دسامبر 2004، دستگاه ها بار دیگر روال عادی خود را از دست دادند. 24 ساعت بعد، زلزله ای در اعماق اقیانوس هند موجب وقوع سونامی شد که جنوب شرقی آسیا را ویران کرد و جان حدود 250 هزار نفر را گرفت.

بنابراین، آیا پروژه آگاهی جهانی وقعا می توانست آینده را پیش بینی کند؟

افراد بدبین به این نکته اشاره می کنند که همیشه تعدادی رویداد جهانی وجود دارد که می تواند برای توجیه مواقعی که این دستگاه ها به طور نامنظم کار می کنند، استفاده شود. با تمام این موارد، جهان ما گاهی پر از جنگ ها، وقایع ناگوار و حملات تروریستی است و گاهی شاهد برپایی جشن های جهانی است. آیا دانشمندان صرفا تلاش می کنند تا به الگوهای موجود در اطلاعات پردازش نشده دست پیدا کنند؟

گروهی که بر روی این پروژه کار می کند، تاکید می کند که این طور نیست. آن ها ادعا می کنند که از میان برداشتن و کشف چنین روابطی تنها با استفاده از ریاضیات قوی و روش های دقیق آماری ممکن است.

دکتر نلسون می گوید: «ما بینهایت مشتاقیم که بدانیم اشتباه کرده ایم. اما نتوانسته ایم هیچ اشتباهی پیدا کنیم و هیچ کس دیگری هم اشتباهی پیدا نکرده است.»

اطلاعات ما به وضوح نشان می دهد که احتمال دستیابی اتفاقی به این نتایج، یک در میلیون است.

این موضوع بسیار مهم است. اما بسیاری از افراد همچنان در مورد صحت آن در شک هستند. پروفسور «کریس فرنچ» روان شناس و کسی که بیشترین شک را در مورد این پروژه دارد، می گوید: «پروژه آگاهی جهانی، نتایج واقعا چشمگیری را دربرداشت که نمی توان بی درنگ آن ها را رد کرد. من هم درگیر کارهای مشابهی هستم، تا ببینم که به همان نتایج می رسیم یا نه. ما هنوز موفق نشده ایم این کار را انجام داده و در مراحل اولیه تحقیق هستیم. شاید عجیب باشد اما چیزی در قونین فیزیک نداریم که امکان پیش بینی آینده را رد کند.»

در حد نظریه، این احتمال وجود دارد که شاید زمان تنها به جلو حرکت نمی کند بلکه به عقب نیز حرکت می کند و اگر زمان مانند جزر و مد دریا نوسان داشته باشد، شاید پیش بینی حوادث مهم جهان ممکن باشد. در واقع ما باید بتوانیم چیزهایی را که در آینده اتفاق می افتد، در خاطر خود داشته باشیم. پروفسور بیرمن از دانشگاه آمستردام می گوید: «شواهد زیادی وجود دارد که زمان ممکن است به عقب برگردد و اگر احتمال آن در فیزیک وجود داشته باشددر ذهن ما نیز می تواند اتفاق بیافتد. به اعتقاد پروفسور بیرمن، همه ی ما می توانیم آینده را پیش بینی کنیم، اگر فقط می توانستیم از قدرت نهفته ی ذهنمان استفاده کنیم. شواهد جالبی در تایید این نظریه وجود دارد.

دکتر «جان هارت ول» در دانشگاه اوترخت، اولین کسی بود که این حقیقت را کشف کرد که افرادی می توانند از آینده آگاه شوند. در اواسط دهه ی 1970 او الگوی ذهنی افراد را از طریق دستگاه های اسکن بر هم منطبق کرد و در نتیجه توانست الگوی فکری آن ها را بررسی کند.

او با نشان دادن کاریکاتورهای تحریک آمیز و ناراحت کننده به آن ها، کار را شروع کرد. دستگاه ها، فکر افراد مورد مطالعه را، درست زمانی که به شدت به تصاویر پیش رویشان واکنش نشان می دادند، ثبت کردند. این واکنش ها قابل پیش بینی بود. واقعیتی که توضیح دادنش بسیار مشکل است، این است که در بیشتر موارد، پبت این الگوهای شگرف، حتی چند ثانیه قبل از اینکه تصاویر نمایش داده شوند، شروع شد. گویا افراد مورد مطالعه دکتر هارت ول، به نحوی آینده را پیش بینی می کردند و تشخیص می دادند که چه زمانی تصویر زننده ی بعدی نشان داده می شود. این جریان، غیر عادی و ظاهرا توجیه ناپذیر بود.

اما 15 سال طول کشید تا فرد دیگری کار دکتر هارت ول را تکمیل کند، هنگامی که «دین رادین» یک محقق که در آمریکا مشغول به کار بود، افراد را به دستگاهی متصل می کرد که مقاومت پوستشان را نسبت به الکتریسیته اندازه گیری می کرد.

رادین هنگامی که مقاومت پوست را اندازه گیری می کرد، آزمایش های «واکنش به تصاویر» دکتر هارت ول را تکرار کرد. باز هم افراد چند ثانیه قبل از اینکه تصاویر تحریک آمیز به آن ها نشان داده شود، شروع به نشان دادن واکنش کردند.

این موضوع کاملا غیر ممکن بود، یا این که او، این گونه فکر می کرد، بنابراین آزمایش‌ها را تکرار کرد و باز هم همان نتایج قبلی را به دست آورد.

پروفسور بیرمن می گوید: «من هم باور نمی کردم. بنابراین خودم این آزمایش ها را تکرار کردم و همان نتایج را گرفتم. حیرت زده شده بودم و بعد از این جریان عمیق تر به ماهیت زمان فکر کردم.» برای اینگه شگفتی موضوع روشن شود، پروفسور بیرمن می گوید که: «آزمایشگاه های پیشرفته اکنون نتایج مشابهی را به دست آورده اند، اما تاکنون آن ها را عرضه نکرده اند!؟»

او می گوید: «آن ها برای اینکه مورد تمسخر واقع نشوند، یافته هایشان را منتشر نخواهند کرد. به همین دلیل، من تلاش می کنم تا همه ی آن ها را ترغیب کنم که در یک زمان همه با هم یافته هایشان را منتشر کنند. این کار باعث می شود که حداقل گستره ی تمسخرها کم تر و خفیف تر باشد.» چنانچه حق با پروفسور بیرمن باشد، آزمایش ها، دیگر خنده دار نخواهند بود.

ممکن است این نتایج به فراهم کردن یک پایه علمی محض برای چنین پدیده های عجیبی مانند آشنا پنداری، حسس ششم و موارد زیادی از کنجکاوی های دیگر که همه ما گاهی اوقات تجربه کرده ایم، کمک کنند.

همچنین ممکن است این احتمال جالب تر و دور از ذهن را پدید آورند که روزی بتوانیم نیروهای فراروانی را با استفاده از دستگاه هایی که می توانند در جریان ضمیر ناخودآگاه ما قرار بگیرند، اصلاح کرده و توسعه دهیم، دستگاه هایی مثل این جعبه سیاه کوچک در ادینبرگ.

درست همان طور که موتورهای مکانیکی را ساخته ایم تا جایگزین نیروی جسمانی شود، می توانیم روزی وسیله ای بسازیم که بتواند توانایی های فراروانی نهفته مان را افزایش داده و آن ها را تعبیر کند؟

دکتر نلسون خوشبین است، اما نه در کوتاه مدت، او می گوید: «ممکن است ما بتوانیم پیش بینی کنیم که یک رویداد جهانی مهم در شرف وقوع است، اما دقیقا نمی دانیم چه اتفاقی می خواهد بیفتد یا کجا قرار است اتفاق بیفتد.»

به عبارتی می توان گفت که ما هنوز دستگاهی نداریم که بتوانیم به CIA بفروشیم!!

اما برای دکتر نلسون، صحبت کردن درباره ی چنین دستگاه های فراروانی_ با توانایی پی بردن به رویدادهای جهانی یا حملات تروریستی_ نسبت به معانی ضمنی کارش به عنوان یک انسان، از اهمیت بسیار کم تری برخوردار است.

چون ظاهرا چیزی که آزمایش های او ثابت میکند، این است که با این که همه ما به طور انفرادی عمل می کینم، به نظر می رسد که در چیز بسیار بسیار مهم تری شریک هستیم: در آگاهی جهانی.

او می گوید: «ما یاد گرفته ایم که جانوران عجیب الخلقه فردگرایی باشیم. ما با جامعه کار می کنیم تا خودمان را از یکدیگر متمایز کنیم. این درست نیست. ممکن است ما خیلی عمیق تر و بیشتر از چیزی که فکر می کنیم، با یکدیگر ارتباط داشته و متصل باشیم.»

منبع: ماهنامه ی دانشمند، شماره ی پیاپی 535.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آخرین مطالب

/
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران